گزینه استراتژیک جامعه بینالمللی، ایستادن کنار مردم ایران در برابر حکومت آخوندی
وقتی جعبه سیاه باز میشود، رسوایی واکسنها و قراردادهای نفتی، عمق وابستگی و فساد در حکومت خامنه ای را آشکار کرد. مقاله ای از عبدالرزاق الزرزور وکیل و فعال حقوق بشر سوری که در رسانه الیوم الثامن در تاریخ ۱۰ دیماه ۱۴۰۴ منشتر شد.
اعترافی که از سقف مجاز فراتر رفت. فساد در ایران دیگر فقط اتهامی نیست که مخالفان یا گزارشهای بینالمللی مطرح کنند، بلکه به اعترافی تبدیل شده که از درون نهادهای خود حکومت خامنه ای بیرون میآید. اظهارات عضو مجلس رژیم به نام شهریاری درباره میلیاردهای هدررفته واکسن کرونا و قراردادهای نفتی مشکوک با چین، لحظهای تعیینکننده است؛ گویی «جعبه سیاه» یک نظام حاکم مبتنی بر غارت را باز کردهاند که منافع محدود خود را با شعارهای استقلال و مقاومت بستهبندی میکند.
واکسنهای کرونا: از نجات جانها تا تجارت خون
بر اساس افشاگریها، میلیاردها دلار برای واردات واکسنهای معتبر در اوج همهگیری اختصاص یافته بود، اما این پولها بیهیچ اثری تبخیر شدند. شکست نه ناشی از ناتوانی مدیریتی، بلکه نتیجه تصمیم سیاسی عمدی بود. از ممنوعیت واکسنهای غربی شروع شد، به تحمیل محصولات داخلی ناقص رسید و در نهایت بحران بهداشتی را به بازاری سیاه و سودآور برای شبکههای مرتبط با مراکز قدرت تبدیل کرد. نتیجه هزاران مرگ قابل پیشگیری و فروپاشی باقیمانده اعتماد جامعه به حکومت خامنه ای بود.
قراردادهای نفتی با چین: استقلالی که با بقا معاوضه شد
در کنار پرونده واکسنها، شهریاری پنجرهای به قراردادهای نفتی با چین گشود که در شرایط مبهم و با شروط نابرابر بسته شده بودند. این قراردادها شراکت استراتژیک نبودند، بلکه معاملات نجات حکومت خامنه ای در برابر ارائه نفت ایران با قیمتهای تخفیفی و تضمینهای بلندمدت بودند که نسلهای آینده را مقید میکند. اینجا تناقض فاحش میان گفتمان «استقلال» و واقعیت وابستگی اقتصادی آشکار میشود.
چرا حالا؟ جنگ جناحها، نه بیداری وجدان
زمانبندی این اظهارات بیگناه نیست. حکومت خامنه ای زیر فشار اقتصادی خفقانآور و انزوای بینالمللی رو به رشد، شاهد شکافهای داخلی میان جناحهایش است. گشودن برخی پروندهها نه از اراده حسابرسی واقعی، بلکه تلاش برای توزیع مجدد مسئولیتها و جذب خشم رو به افزایش مردم است، بدون اینکه به مرکز واقعی تصمیمگیری نزدیک شود؛ جایی که سیاستها ساخته و ثروتها اداره میشوند.
خشم مردمی: از سرکوب تا انفجار
جامعه ایران این اعترافات را نه گام اصلاحی، بلکه مدرک محکومیت میخواند. خانوادههای قربانیان، بیکاران و آسیبدیدگان از تورم، در پرونده واکسنها و قراردادهای نفتی نمادی از حکومتی میبینند که بقای خود را بر زندگی شهروندان ترجیح داده است. با بسته شدن افق اقتصادی و سیاسی، این خشم به بشکه باروتی تبدیل میشود که هر لحظه ممکن است منفجر شود.
دلالتهای استراتژیک: حکومت خامنه ای غیرقابل اصلاح
این وقایع حقیقتی ساختاری را آشکار میکنند: حکومت خامنه ای از درون قابل اصلاح نیست. نبود قوه قضائیه مستقل، سلطه سپاه پاسداران بر اقتصاد و تبدیل مجلس به ویترینی صوری، هر افشاگری داخلی را فقط حلقهای در جنگ قدرت میکند، نه مسیری به سوی پاسخگویی.
گزینه استراتژیک جامعه بینالمللی
ایستادن کنار مردم ایران در برابر حکومت خامنه ای، حمایت از قیام مردم ایران و مقاومت سازمانیافتهشان، به رسمیت شناختن صریح حق مردم و مقاومت در دفاع از خود در برابر ماشین سرکوب حکومت خامنه ای، اعلام سپاه پاسداران به عنوان سازمان تروریستی و تفکیک شبکههای منطقهای آن، پایان قطعی مداخلات حکومت خامنه ای در امور کشورهای همسایه و اخراج شبهنظامیان و عواملش از کل منطقه، تشکیل ائتلاف بینالمللی برای پشتیبانی از تغییر دموکراتیک، تبدیل برخورد با پرونده ایران از صرف مدیریت بحران به حمایت از راهحل جامع، از طریق به رسمیت شناختن شورای ملی مقاومت ایران به عنوان نماینده مشروع و بدیل دموکراتیک، ارجاع پروندههای نقض حقوق بشر و تروریسم به شورای امنیت، و پذیرش دیدگاه برنامه دهمادهای خانم مریم رجوی برای ایران آزاد و غیرهستهای مبتنی بر جدایی دین از دولت و تحقق برابری کامل.
اجرای سیاست فشار حداکثری و قاطع، ترکیب تحریمهای اقتصادی خفهکننده با فشارهای دیپلماتیک و حقوقی بینالمللی، و رد کامل سیاست مماشات که عمر حکومت خامنه ای را طولانی و آن را به ادامه تروریسم و گسترشطلبی قادر ساخت.
بستن راه بر هر مذاکره بیقیدوشرط یا باز، رد بازگشت به توافقهای هستهای ضعیف و آلوده، و شرطگذاری هر گفتوگویی بر توقف کامل برنامههای هستهای و موشکی، با تضمینهای نظارت سختگیرانه و مهلتهای زمانی مشخص، با پذیرش اینکه رژیم از مذاکرات فقط برای خرید زمان و تقویت موقعیت خود بهره میبرد.
اعترافی که به گواهی محکومیت تبدیل میشود
وقتی یکی از ارکان رژیم «جعبه سیاه» را باز میکند، این کار رژیم را نجات نمیدهد، بلکه جوهره آن را رسوا میکند. پرونده واکسنهای کرونا و قراردادهای نفتی با چین دیگر فقط رسوایی مالی نیستند، بلکه گواهی تاریخی بر حکومتی هستند که میان ثروت و قدرت معامله کرد و جامعه را وادار به پرداخت هزینه کرد.







