روایتی از شکاف میان قدرت و مردم
ضربالمثل کهن ایرانی میگوید «هرچه بگندد نمکش میزنند، وای به روزی که بگندد نمک.» این سخن، امروز بیش از هر زمان دیگری یادآور وضعیتی است که انتشار پیدرپی پروندههای فساد و گزارشهای مربوط به سوءاستفاده از قدرت، اعتماد عمومی را با پرسشهای جدی روبهرو کرده است. روزانه درباره کسانی که مسئول اجرای قانون و حفظ امنیت هستند، گزارشهایی از تخلفات مالی یا سوءاستفاده از موقعیت منتشر میشود که تازه ترین آن مربوط به سرتیپ رهام بخش حبیبی فرمانده انتظامی استان فارس میباشد که در پرونده اش از فروش گوشت سگ تا مشروبات الکلی و همکاری با خانه فساد و فراری دادن یک کلاهبردار و … فاش شده و این فقط نمونه یی از خروار سردمداران این حکومت ریاکار و چپاولگر است
این نگرانی، تنها بر پایه چند خبر پراکنده شکل نگرفته است. گزارش سازمان شفافیت بینالملل نشان میدهد که رژیم حاکم بر ایران در شاخص ادراک فساد، از رتبه ۱۴ در میان ۱۸۰ کشور در سال ۲۰۲۲، به رتبه ۱۱ در سال ۲۰۲۴ رسیده است؛ روندی که بیانگر وخیمتر شدن جایگاه کشور در این شاخص است.
فساد در پیشانی نوشت ولایت فقیه
در عین حال، برخی مسئولان نیز به گستردگی این معضل اذعان کردهاند. علی خانمحمدی، از مدیران ستاد امر به معروف، گفته است: «فساد در دستگاههای اداری ریشه دوانده و برخی مدیران کشور را درگیر کرده است؛ از قراردادها و انتصابات گرفته تا پروندههای اقتصادی و اخلاقی.» از سوی دیگر، حشمتالله فلاحتپیشه برآورد کرده است که مجموع مبالغ پروندههای بزرگ اختلاس در ایران از ۵۷ میلیارد دلار فراتر رفته است؛ رقمی که به گفته او با کل وامی برابری میکند که کره جنوبی برای نجات اقتصاد خود از صندوق بینالمللی پول دریافت کرد. او همچنین از شکلگیری مافیاهای نفت، تحریم، قاچاق و فیلترینگ سخن گفته است.
بیشتر بخوانید
نتیجه چنین وضعیتی را پیش از همه مردم عادی میپردازند. در حالی که بسیاری از خانوادهها برای تأمین هزینه دارو، درمان، مسکن و معیشت با دشواری روبهرو هستند و گزارشهایی از فروش داراییهای ضروری یا حتی اعضای بدن برای گذران زندگی منتشر میشود، هر روز خبر تازهای از اختلاس، رانت و سوءاستفاده از قدرت نیز به گوش میرسد. این فاصله میان زندگی مردم و صاحبان قدرت، شعله های خشم خلق را هر روز فروزانتر می کند
ضربالمثل قدیمی امروز بیش از همیشه معنا پیدا میکند«هرچه بگندد نمکش میزنند، وای به روزی که بگندد نمک.» زیرا نمکی که خاصیت خود را از دست بدهد، دیگر باید آنرا دور ریخت همچنانکه این رژیم نه میخواهد و نه میتواند دردی از مردم حل کند و باید آنرا به زباله دان تاریخ سپرد.
ی یزدی







