«هراس و تقاص» عنوان شعری است از شاعر دلسوز وطن «ققنوس»
ققنوس که زبانی سخت گزنده و تیز رو به دیکتاتور و فاشیزم حاکم دارد، بعد از قیام اخیر مردم ایران در دی ۱۴۰۴ چندین شعر در قالبهای مختلف در رسای شهیدان و اظهار خشم نسبت به ستمگران منتشر کرده است.
در اینجا شعر هراس و تقاص را از ایشان می خوانیم:
رسد چو صیحه خشم از سکوت شب ناگاه
شود جدا ز هم آنگه صف سپید و سیاه
که ریخت شوکت پوشالی شیوخ دغل
گذشت دوره ننگین جانیان سپاه
به هوش، دار مکافات نیست جای فرار
طناب دار بلند است و دستتان کوتاه!
به هر دری بزنید آه،بسته از پس و پیش
بسان روز گریز حقیر شاهنشاه!
از همین شاعر
رسیده فصل هرس،نسل نو تبر در دست
دهید، غرق به خون یک به یک تقاص گناه
به سرنوشت شما جز فنا نمی بینم
که در بقای شما نیست،هیچ خیر و صلاح
به دوش می کشد آن روز نعشتان تاریخ
شوید زنده به گور از فجایعی جانکاه
ز بیم خنجر خلقی خزیده در سوراخ
و خویش را فکنید از حضیض چاله به چاه
صدای ضجه ز پیوند پتک و پیشانی
به زیر چکمه ی هر پا برهنهی خونخواه
سر سران شما را به سنگ خواهد کوفت
بریده گوش و زبان ها، به قلب قربانگاه
که ریشتان شود از بن خضاب خاکستر
و دودمان شما می شود ز ریشه تباه
وحوش هار،فقط زوزه میکشند از دور
چو شیر بیشه بگیر انتقامت از روباه
سزای قهقهه امروز، اشک فرداهاست
ترحمی نکند کس به گریه ی تمساح
شوید، هر سوی دنیا به تیر غیب دچار
که تیزبینی ققنوس، هست وقت پگاه







