جای تعجب نیست که خامنهای موضع قاطع خود را در قبال پیشنهاد آمریکا برای مذاکره و رد قاطع آن اتخاذ کرده است. چرا که حکومت ایران در طول مراحل مختلف مذاکرات بینالمللی در خصوص برنامه هستهای خود، خواهان مذاکراتی بود که به آن اجازه میداد فضایی برای فریبکاری و بازی داشته باشد. همچنین اصرار داشت که هیچ موضوع یا مسئله دیگری که باعث نگرانی کشورهای منطقه و جهان میشود، به برنامه هستهای مرتبط نشود. این در حالی است که رژیم اساساً از تلاشهای پنهانی خود در برنامه هستهای بهدنبال دستیابی به سلاحهای هستهای است تا خود و سیاستها و رویکردش را بهعنوان امری واقع بر منطقه و مردم ایران تحمیل کند. نویسنده این مقاله نظام میرمحمدی حقوقدان و کارشناس مسائل ایران میباشد که در رسانه ایلاف فرا منطقه در تاریخ ۶ فروردین ۱۴۰۴ منتشر شده است.
خامنهای و تلاش برای طولانی کردن مذاکرات
نکته مهم دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، تلاش رژیم برای طولانی کردن مذاکرات و بهانهتراشی در مورد مسائلی است که از اصل موضوع و خواستههای مطرح شده فاصله زیادی دارد. خامنهای با این کار میخواهد مذاکرهکنندگان را به مرحلهای حساس و تعیینکننده مانند پایان دوره ریاستجمهوری بکشاند، همانطور که در زمان ریاستجمهوری باراک اوباما در سال ۲۰۱۵رخ داد. حکومت ایران با تعلل و امروز و فردا کردن، مذاکرات را به روزهای پایانی دوره اوباما رساند. اوباما میخواست دوره ریاستجمهوریاش را با توافق هستهای که مطابق میل حکومت ایران بود، به پایان برساند. نکته مضحک این است که آنها سعی کردند همین سناریو را با جو بایدن در روزهای پایانی ریاستجمهوریاش تکرار کنند، اما تصوراتشان نقش بر آب شد. بدترین شکست برای خامنهای عدم پیروزی آنها در انتخابات و پیروزی رقیبشان بود، کسی که میدانند کابوس آنهاست.
اعتراف خامنهای به اشتباه و پرداخت تاوان آن
خامنهای میداند که خواستههای ترامپ با خواستههای اوباما و بایدن بسیار متفاوت است. او خواهان توافق صوری مانند توافق ژوئیه ۲۰۱۵نیست، بلکه توافقی میخواهد که برنامه هستهای را تعیین تکلیف کند و به نگرانیهای بینالمللی پایان دهد. همانطور که از هشت خواسته، مشاور سابق رئیس دولت امارات متحده عربی، که از منابع مختلف نقل کرده است، مشخص شد، سه مورد از آنها مربوط به مداخلات ایران در یمن، لبنان و عراق است. این بدان معناست که خواستههای ترامپ بسیار فراتر از خواستههای اوباما و بایدن است. واضح است که موافقت رژیم ایران با چنین خواستههایی، بهویژه “توقف کامل برنامه هستهای ایران و تعطیلی همه تأسیسات غنیسازی اورانیوم” و تعیین مهلت دو ماهه برای اجرای این خواستهها، به این معنی است که رژیم این بار توافقی را امضا میکند که در آن اعتراف میکند از همان آغاز تأسیس تا کنون اشتباه میکرده و باید برخلاف میلش تاوان آن را بپردازد!
در همین زمینه
نقش مماشات در بقای دیکتاتوری در ایران!
رویکرد قاطع و سختگیرانه در مقابله با خامنهای
بدون شک، جامعه بینالمللی بهطور کلی و آمریکاییها بهطور خاص باید به رویکرد قاطع و سختگیرانه در مذاکره و تعامل با این حکومت پایبند باشند، چرا که این تنها روشی است که این رژیم میفهمد و مؤثر واقع میشود. بهویژه اینکه این حکومت ناگزیر است بار و عواقب سیاستهای مشکوک و اشتباه خود را بهدوش بکشد و تاوانی را بپردازد که در نهایت به سرنوشتش ختم خواهد شد!
رهبر آلترناتیو انقلابی شورای ملی مقاومت: استبداد دینی با همه شرارتهایش باید از ریشه کنده شود. از زندانهای شکنجه و مراکز سپاه پاسداران گرفته تا برنامه بمب هستهای آن.
خامنهای در سخنرانی چند روز پیش خود، در حالی که در مقابل عناصر رژیم در دانشگاهها برآشفته بود، تلاش کرد نیت خود برای ساخت سلاح هستهای را انکار کند. اما اگر این ادعا دروغ نیست، که البته هست، پس چرا بیش از دو تریلیون دلار از پول مردم محروم در این سی سال صرف برنامه هستهای شده است؟ در حالی که این برنامه شوم حتی 2درصد از نیازهای برق کشور را تأمین نمیکند و اکنون، هم در تابستان و هم در زمستان، زندگی، آموزش، درمان، تولید و کسب و کار مردم بهدلیل کمبود برق رو بهوخامت میرود و منجر به اختلال و بحرانهای مداوم میشود؟
مردم ایران مصمم هستند که این وضعیت پایان پذیرد. ما سالها گفتهایم و تکرار میکنیم: ایران آزاد و غیرهستهای، با جدایی دین از دولت و جمهوری دموکراتیک عاری از نظامهای آخوندی و شاه.
ایران آزاد و غیرهستهای
در مواجهه با شرارتهای رژیم، جامعه بینالمللی نباید بیش از این در فعال کردن مکانیسم ماشه تأخیر کند. این حکومت تهدیدی برای صلح و امنیت جهانی است و باید تحت فصل هفتم منشور سازمان ملل قرار گیرد. اما راه حل نهایی برای تروریسم و جنگافروزی آخوندها و برنامه ساخت بمب هستهای آنها، سرنگونی حکومت خامنهای توسط مردم ایران، از طریق مقاومت، قیام و ارتش آزادی است.







