آیندهی تاریک؛ چیزی است که انتظار رژیم آخوندی را میکشد. آیندهی روشن اما در انتظار مردم ایران است؛ زیرا از مقاومتی برخوردارند که رژیم را تا نقطهی سرنگونی کشانده است.
اسماعیل محدث
اگر واژه ای که اینروزها از طرف سران رژیم آدمخوار آخوندی مرتبا تکرار می شود را «نترسید، نترسیم» در نظر بگیریم، علامت واضح آغاز فروپاشی نهائی آن را می بایست در این امر که هر عمل به ظاهر مثبت و منطقی این جماعت به ضد خودش تبدیل می شود، ارزیابی کرد.
به نظر می رسد که رژیم ولایت فقیه توانایی تشخیص و تفکیک نفع و ضرر خود را از دست داده باشد، اما اینطور نیست. رژیم آخوندی در چنبرهی بحران های لاعلاج و انباشته شده به تله افتاده است. رژیم عقب افتادهی آخوندی در جنگ با واقعیت های دیالکتیک و قانونمند دنیای مادی و معنوی، و در جنگ با مردم ایران و با خواسته های طبیعی و ذاتی و مادی آنان قافیه را باخته است و می رود تا هستی و وجود فاسدش را به تمامی ببازد. کرشمه های شتری ظریف و قمپزهای ملتمسانهی عراقچی به عنوان سخنگویان این نظام، دو نشانهی روشن از وضعیت کنونی این رژیم منحوس می باشند.
در ۴۰ سال حکومت آخوندی، که بیش از ۳۰ سال آن با سیاست مماشات دولتهای غربی همراه بوده است، رژیم آخوندی نتوانست هیچکدام از مشکلاتش را با دنیای آزاد حل بکند. دلیل این امر این است که اساساً مشکل و معضل اصلی رژیم ولایت فقیه، مردم ایران و خواسته های به حقشان می باشد. خواسته هایی که جوابشان در ظرفیت رژیم آخوندی وجود ندارد و هیچ اراده ای هم برای پاسخ به آن موجود نمی باشد.
حیات رژیم آخوندی با وعده های سرخرمن خمینی در پاریس آغاز شد و با گروگان گیری سفارت آمریکا در تهران و جنگ ویرانگر با عراق و با صدور بنیادگرایی و تروریسم ادامه پیدا کرد. البته آخوندهای بیرحم و شقی، و پاسداران و مزدوران خونریزشان ضمن حکومت، هیچگاه از موضوع اصلی، یعنی قلع و قمع مردم ایران و حیف و میل کردن سرمایه های ملی لحظه ای غافل نبودند. اما اکنون کفگیر دجالیت رژیم آخوندی به ته دیگ خورده است و رژیم وارد مرحلهی آخر فروپاشی شده است. از نشانه های دورهی نهایی فروپاشی ترساندن اروپاییها از گسیل تودهی افغانی در ایران به سوی آنهاست که از طرف عراقچی مطرح شد؛ این موضوع بلافاصله در تضاد جدی با برداشت اسفناک از این انبار تودهی محروم برای تشکیل لشگر «فاطمیون» و صدور بحران و ساخت عمق استراتژیک رژیم درماندهی آخوندی قرار می گیرد. این ادعای پوچ عراقچی لگدی است ناشیانه به ادعای دیکتاتوری مذهبی که خود را اگر نه قطب اسلام، حداقل قطب شیعه در جهان جا می زند. کما اینکه پاسدار حسین شریعتمداری، از «اظهارات سخیف» عراقچی به عنوان «سیاست بی کم و کاست» اعلام شده آمریکا و اسراییل برای جدا کردن ملتهای مسلمان منطقه از ایران اسلامی یاد کرده است. البته برکسی پوشیده نیست که «اُمّت» برای رژیم فاسد و خونخوار آخوندی، تنها گوشت دم توپ می باشد و افغانی های بهخدمت رژیم درآمده هم از این قاعده مستثنی نیستند.
ظریف وزیر بی بوتهی آخوندی در مصاحبه ای، ۲ اردیبهشت، با شبکه خبری سیبیاس تهدید کرده که در صورت خروج آمریکا از برجام، «جمهوری اسلامی» برای از سرگیری فعالیتهای هستهای خود با «شتابی بیشتر» آماده است. این موجود ناقابل که از دور برداشتن خودش ترس برش داشته بود، «البته تأکید کرده است» که در چنین صورتی باز هم هدف «جمهوری اسلامی» دستیابی به بمب اتمی نخواهد بود. و زمانی که باد وزیر کریه رژیم آخوندی به تمامی خوابید با اشاره به مسئله زندانیان آمریکایی در ایران گفت، اگر دولت ترامپ بخواهد در این زمینه شاهد اتفاقات خوبی باشد، باید رفتار خود را تغییر دهد. شانتاژ و گروگان گیری جزء ذاتی این دیکتاتوری عقب افتاده می باشند، مشکل اینجاست که نمی فهمند که دورهی گروگان گیری و مماشات بازی به پایان رسیده است.
از همین نویسنده:
آیا رژیم راه گریزی از بازگشت شتابان تحریمها دارد؟گفتگو با اسماعیل محدث







