قیام خونین آبان و تغییر دوران
فریبرز شادان
خامنهای جنایتکار، دستور کشتار جوانان شورشی در شهرهای ایران را صادر کرد. خامنهای وقتی با سیل بنیان کن خشم شهرهای شورشی مواجه شد، فروافتادن سقف حکومت ارتجاعی ولایت فقیه را حس کرد. همان کابوسی که سال ها دچار آن بود، بالاخره در روز ۲۴ آبان ماه فعلیت پیدا کرد. صبح روز ۲۵ آبان، خامنهای سراسیمه چهره کریه ولایت سفیانی اش را ظاهر کرد و دستور قتل عام مردم را صادر کرد. همزمان دستور قطع اینترنت را هم داد، تا شاید به زعم پلید خود بتواند ابعاد جنایت وکشتارجوانان توسط سپاه پاسداران جهل وجنایت را بپوشاند. خامنهای چاره این نداشت و این جبر جلاد بود که دست به این قتل عام بزند. اما دیری نگذشت که ابعاد جنایت و کشتار جوانان ایرانی، اخبار آن توسط مقاومت ایران در سراسر جهان افشا گردید و خیلی از کشورها نسبت به آن واکنش نشان دادند. علاوه بر نفرت جهانی که برانگیخت، مردم ایران هم در کوچه ها و خیابان شهرهای خروشان، قهر و سرکوب عریان خامنهای را یک بار دیگر دیدند و بر آن صحه گذاشتند که دوران دیگر عوض شده و نه تنها تغییر دوران، به سمت سرنگونی حکومت ولایت فقیه فرارسیده، بلکه شتاب بیشتری هم به خود خواهد گرفت. این تغییر دوران و میزان منفوریتی که درسراسر ایران ایجاد کرد، خامنهای برای مهار شرایط و تحولاتی که جامعه را آبستن خود کرد و برای خنثی کردن جنایاتی که صورت گرفته بود، به یک ترفند احمقانه روی آورد، شاید بتواند اندکی از جنایات خودش را بپوشاند یا با شگردها و مکر کثیف آخوندی، لوطی خود شمخانی را برای شهید دزدی و منحرف کردن و پوشاندن دست تبهکار اصلی وارد میدان بی حیائی نظام کرد، وبه مصداق «گر که شرمت نیست، رو آنکه خواهی بکن». اما خامنهای خوب میداند که بعداز دستور قتل عام، هراقدامی بیشتر ماهیت وخباثت اورا آشکار میکند، اما ناچار هست که برای نجات خودش به هرخس وخاشاکی چنگ بیندازد. اولین اقدام خامنهای، با بی شرمی تمام اینکه گفت، افرادی را که سربازان ولایت به دستور او کشته اند، شهید هستند و یک مشت حرف های عبث آخوندی که ریختن نمک برزخم دل پدران ومادران وخانواده های داغ دار که خشم بیشتری را درسینه های جوانان ایرانی برانگیخت و آتش کینه آنها را فزون تر کرد.
« بر اساس چارچوبهای قانونی موجود شهروندان عادی که بدون داشتن هیچگونه نقشی در اعتراضات و اغتشاشهای اخیر و در میانه درگیریها جان باخته اند در «حکم شهید» محسوب شده و خانوادههای آنان تحت پوشش بنیاد شهید و امور ایثارگران قرار بگیرند»
منظور ازچارچوب های قانونی همان قوانین سرکوبگرانه ای هست که نظام برای بقای خود یعنی شدت هرچه بیشتر و فرمان آتش به اختیار، وضع نموده است. ازطرفی این جوانانی که به دستور خامنهای جلاد به شهادت رسیده اند و جان شان را برای رهایی از ستم آخوندی فدیه مردم ایران نموده اند، بعداز اینکه خون آنها را درکف خیابان ها ریخت، در نیزارهای ماهشهر قتل عام کرد. مگر میشود، خون پاک آنها را به نجاست آخوندی آلوده کرد؟ مگر می شود که از قطره قطره خون آنها، بی تفاوت گذشت؟ مگر جوانان ایرانی مثل آخوندهای جنایتکار بی بته هستند که به همین سادگی بتوان خون آنها را پایمال کرد؟ خیر، قطره قطره این خون های مطهر، که از پیکره ایران زخمی ریخت، صاحب دارد و یک قطره آن هرگز هدر نخواهدرفت. حال هرچه شیخ مکار بخواهد، که با این الفاظ توهین آمیز به خیال خام خود جنایتی که کرده بپوشاند . اگر مقاومتی با پشتوانه هزاران شهید راه آزادی نبود، شاید شیخ دجال با این اعمال شنیع دردی را میتوانست از نظام خود درمان کند. اما به حکم و سنن خدشه ناپذیر تکامل، این خون ها هرگز درمنجلاب ولایت فقیه نیست و نابود نخواهند شد و هیچ خانواده باشرف ایرانی هم، خون فرزندان رشیدش را نخواهد فروخت، که سرد مدارخون ریز ولایت، بخواهد پایمال کند. این خون های پاک در رگهای جامعه تب دار ایران، در شریان تک تک جوانان شورشی میجوشد. این خون ها هزاران ستاره فروزان تری را متولد کرده است. اخگرانی در دل شب ستم آخوندی که خاموشی ناپذیرند. اگر یزید و شمر و ابن زیاد توانستند، خون سرخ و فروغ جاویدان عاشورای حسینی را خاموش کنند، خامنهای و شمخانی وپاسداران جهل وجنایت هم خواهند توانست. اما هرگز، چرا که نسل جوان، نسل شورشی، با الهام از پیشتازان راه آزادی، که در طول این چهل سال سینه سپر کردند و مرگ سرخ را پذیرا شدند و طوق خواری و ذلت را برگردن آخوندها آویختند، این بارهم قهرمانانه، با شجاعت بیشتر، راه و مسیر خونین آزادی را طی طریق خواهند کرد و پاسخ خامنهای و همه جنایتکاران نظام سرکوبگر را در مداری بالابلندتر خواهند داد و آن روز دیر نیست و همانطور که امید تاریخ ایران، تنها نقطه کانون مقاومت، رهبری انقلاب نوین مردم ایران پیام داد، خامنهای منتظر باش .
خامنهای بعداز این رسوایی و شکست استراتژیک درمقابل مردم و تاریخ مبارزات ایران، با تمام توان میکوشد که هرچه میتواند جنایت خودش را پنهان کند.
شمخانی این پاسدار شقی در مصاحبه اش با شبکه یک تلویزیون رژیم در روز ۲۱ آذر گفت :« من بهعنوان دغدغه رهبری دغدغه مسئولان جمهوری اسلامی بیایم با این مردم صحبت بکنم ..
این که دغدغه خلیفه ارتجاع هست، شکی نیست. اما اصل قضیه که بیشتر دغدغه برای کل نظام هست و وحشت و ترسی که وجود پلید آنها را گرفته، از بابت جوشش این خون ها هست. خون هایی که سرنگونی ولایت فقیه را در فاز جدیدی قرار داد و این پیام را در وجدان بیدار جامعه شورشی، بخصوص جوانان قیام آفرین حک کرد، که تنها راه، برافروختن هرچه بیشتر شعله مقاومت، شعله مبارزه، شعله قیام و خیزش، برای وارد کردن ضربه نهایی برپیکر فرتوت حکومت جنایتکار آخوندی هست و مردم ایران و بخصوص جوانان دلیراز بذل و فدیه جان خود برای آزادی میهن در زنجیر عبورکرده اند و دیگر رعب و ترس درجبهه ولایت مستولی شده و جوانان ایران، به گفته خودشان حق مسلم آنها میباشد،که با برافراشتن پرچم آتش جواب آتش، از این فاز هم عبورکنند، فاز عبور از آتش ، جواب آتش ، مرحله نوین قیام هست که عبور از آن، مراحل تکاملی خودش را در قیام آبان طی کرد . همه امکانات در دسترس جوانان هست. وقتی خلقی اراده کند که برای اعاده حقوق پایمال شده خویش برخیزد، هیچ سد و مانعی توان ایستادن، در مقابل آن اراده های خلل ناپذیر راندارد و این همان عزمی هست، که درسینه های جوانان ایرانی، در تمام شهرها به جوشش درآمده و ترس خلیفه ارتجاع هم از همین انتخاب برای نبرد هست، که اینگونه از هرشکلی برای توجیه و پوشاندن جنایات خود در آبان خونین استفاده میکند. اما سرانجام پیروزی از آن توده های محروم هست . قیام آبان نوید دهنده این پیروزی و بیمه نامه ای بود که محصول تمام خون های آزادیخواهان ایران زمین هست.







