قیامهای عراق و لبنان ، هر روز اوج بیشتری میگیرد. نقشه مسیر هر دو قیام، طرد بنیادگرایی و به طور خاص، نفی سلطه ولی فقیه ارتجاع در منطقه و حرکت به سمت استقلال سیاسی است. در مقابل، نظام آخوندی و پاسداران جنایتکار و مزدوران نیابتیاش، که پایان عمرشان را به وضوح میبینند، به هراس افتاده و تلاش میکنند؛ با سرکوب عریان، این جنبشهای مردمی را خاموش کنند. این سئوال مطرح میشود که، در این میان موضع کشورهای غربی و فضای افکار عمومی جهان نسبت به این قیامها چیست؟ علت سکوت غرب در برابر سرکوب وحشیانه قیامها چیست؟ نقاط ضعف و قوت رژیم، در این کشورها چی میباشد؟ و این قیامها چه چشماندازی دارد؟ برای پاسخ به این سئوالات آقای پرویز خزایی، نماینده شورای ملی مقاومت ایران، در کشورهای نورودیک ، درگفتگویی با تلویزیون ایران آزاد به این موضوعات پرداخته است.
پرویز خزایی: تا آنجا که در رسانه ها میشود دید که تمام تصاویر را منعکس نمیکنند، به عقیده من انقلاب است، که در منطقه شروع شده و انقلابی که میخواهد تمام آن لجنهای تاریخی را پاک کند که متاسفانه دیکتاتوریهای غیر مذهبی بر مرکز تمدن جهان یعنی خاورمیانه جای که تمدن بشر میگویند از آنجا و از یونان شکل گرفته چنین گرفتار شاه و شیخ شده است، دیکتاتور لائیک و سکولار با دیکتاتور مذهبی این لجن الان طی انقلاب جدیدی که من اسم آن را جنبش انقلابی میگذارم در حال تصفیه حساب تاریخی است.
اگر یادتان باشد بنیانگذار تمام این بدبختیها که من همیشه در جلسات میگویم و چند روز پیش در اجلاسی وززات دفاع راجع به سالگرد آزادی شمال اروپا از دست هیتلر تشکیل داده بودند و در آزادی ۷۸ مین سالگردآزادی نقاط اروپا از دست هیتلر و مراسم بزرگی بود که وزیر دفاع بود و سفراء شرکت داشتند من آنجا وقتی نوبت سخنرانیام رسید گفتم. در قرن بیستم و بیست و یکم ما گرفتار ایدئولوژیهای مخوفی بودیم که یکی نازیسم هیتلری بود، دومی آنان متاسفانه بنام چپ پلپوت و تک حزبی و دروغهای تحت عنوان جنبش چپ، جنبشهای مترقی را خراب کردند، الان بنیادگرایی بنام دین اسلام است. که همه تایید کردند و کسی نبود که حرف مرا تایید نکند و گفتند معلوم بود بنیانگذار نازیسم کی بود، هیتلر با آن تئوریهایش بود، نژاد برتر که به بینی مردم انداخته بود این دماغش به ژرمن میخورد و آن لاطاعلات ضد انسانی، تا چپولهای پل پوت و کشتن مشتی آدم و الان سرهایشان در موزههای کامبوج است.
اینها مشخص بود بنیانگذارش کی بود و سوء استفاده از ناسیونالیسم و سوسیالیسم کردند.
بنیانگذار این ارتجاعی که از هیتلر و پلپوت قویتر بود خمینی بود، به آنان گفتم از سال ۱۹۷۹ که خمینی آمد و انقلاب ملی و مردمی را دزدید، آیا شما از حرکتی تحت نام اسلام و تروریزم اسلامی یادتان هست؟ مقداری جنبشهای تحت عنوان چپ بودند، در ژاپن و فرانسه و آلمان بودند و به قول خودشان سرمایه دار را میکشند اما اسلامی نداشتیم، اگر جنبش فلسطین یک هواپیماربایی میکرد فقط به جهانیان میخواستند بگویند دردشان چیست و تمام میشد، اما بنیادگرایی اسلامی و این شر بزرگی که در منطقه ایجاد شده و داعش و القاعده از او در آمد، البغدادی از او در آمد، همه اینها بچههای خمینی هستند.
این جنبش مخوفی مثل نازیسم هیتلری است، مثل چپول بازی استالین و پل پوت و انورخوجه الان سومین آنان خمینی است.
الان در تمام جهان ثابت شده جنبش ملی مردمی که بلند شدند که برای آزادی بود یک دفعه دست یک آدمهای بسیار بدتری از چاله به چاه میآفتد. الان تمام منطقه گیر اوست، یمن، عراق، لبنان و الان رژیم خودش میگوید استان ۲۴ و ۲۵ و از لبنان شروع میکند، این تمام شری است که خمینی و خمینسیم و پشت آن هم خامنهای درست کردند و این جنبش که در عراق و لبنان راه افتاده بنیادگرایی را پاک میکند و چقدر خوشحال هستم که شیعیان بلند شدند و شعارهای امام حسین و حضرت علی عکسهای آنان دستشان است، یعنی پادزهر میدهند همانطور که مجاهدین پادزهر دین بنام اسلام درست کردند.
مردم عراق بنام علی و حسین به نام دینشان و به نام تمام مقدساتشان، که همه در جهان فلسفه و مقدساتی دارند، اینها قصد کردند این را از ریشه در بیاورند، یعنی این لجن تاریخی که بعد از صفویه شروع شد و به خمینی ختم شد که از او نوع سولیس در آمد بن لادن و البغدادی و بقیه در آمدند، این تحلیل من است سری قبل گفتم اگر اشتباه میکنم به من بگویید، ای غربی ها پس چرا الان شما سکوت میکنید؟ ولی در آن زمان متفقین علیه هیتلر درست کردید پس چرا الان علیه خمینیسم و جوجه خمینیسمهای بنام داعشیسم و القادهیسم وحدت نمیکنید و این حرف من بود.
پرویز خزایی: این چرای خیلی مهم است، بعد از انقلاب ۷۹ در ایران شد چرای آن قیام مجاهدین بود که در خیابانها جلوی خمینی ایستادند، هیمنها جلوی خامنهای و دستاندرکاران جدید عراق ایستادند و همه از جانب خامنهای و تهران منصوب شدند، این درد تاریخی است که کشورهای غربی و کشورهای که منافع اقتصادی استراتژیکی به عقیده من ندارند، کوتاه مدت و فقط جلوی بینی خودشان را حساب میکنند، اینها یکی در افشاء مجازات و شاخص آن بلایای که بر سر مردم ایران آمد و الان هم این همه مردم کشته میشوند و از بالای پشت بام مردم را میزنند و پاسدار هستند مردم آنان را گرفتند.
اما هموطنان ملتها خودشان را تحمیل میکنند، من یادم است بعد از انقلاب ایران در سال۱۳۵۷ که من بعنوان جانشین سفیر در سوئد آمده بودم و سفارت را از دست سفیر سابق بگیرم که ساواکی بود، سالگرد فوت طالقانی بود یا سالگر پیروزی انقلاب بود، سفیران خارجی صف بسته بودند که دفتر یادبود درگذشت آیتالله عزیرمان را امضاء کنند، من دیدم سفیر امریکا که پایش میلنگید و دستش هم مشکل داشت همه سفراء به صف ایستاده بودند تا پیروزی انقلاب را تبریک بگویند، ملتها وقتی قوی باشند مثل ملت ایران و مقاومت مردم ایران و مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت و این مردم خودشان را تحمیل خواهند کرد و بقیه صف خواهند بست و قبول خواهند کرد و به آنان تحمیل خواهد شد. متاسفانه در طول تاریخ اینطوری بوده مردم و مقاومتهای سازمانیافته یک روزی همه چیز را میچرخاندند، تمام تاریخ را اینها چرخاندند، نه آنانی که نان را به نرخ روز خوردند.
پرسش: چرا رژیم به صورت هیستریک دست به کشتار و سرکوب تظاهرکنندگان در عراق زده است؟ هراس رژیم از چیست؟
پرویز خزایی: رژيم و خامنهای بهترین حرف را زدند گفته بود اگر ما در سوریه نجنگیم یعنی بخوانید اگر نجنگیم در عراق و لبنان، مجبور میشویم در خاکمان بجنگیم، یعنی جنگ علیه ملتهای که علیه بنیادگرایی اسلامی جنگ کردند، ملتهای که علیه خمینیسم قیام کردند، به عقیده من این کشورها عراق و سوریه و لبنان به ایران وصل هستند، یعنی ملتها وصل به درد ملت ایران است، قیام ملتها وصل به قیام ملت ایران است. اسم حسین و علی و تمام مقدسات این ملتها را دزدیدند و بزرگترین سوءاستفاده را کردند، انگاری درست یک ملت شدیم، در مقابل رژیمهای که یک رژيم شدند، که امالقراء شان و سرشان در داخل ایران است، به عقیده من رژيم درست میگوید که اگر در آنجاها نجنگد باید در تهران و همدان و خوزستان بجنگد، این یک جنگ تمام عیار به هم وصل شده است، انگاری این ملتها یکی هستند، درد مشترک دارند، آنها هم یک رژیم هستند که سرشان مثل مار در تهران است.
پرویز خزایی: خمینی روی چی سوار شد، خمینی روی دین اسلام سوار شد، یعنی منبع ایدئولوژیش را از اینجا گرفت درست مثل اینکه شما از یک منبع دارویی خوب استفاده کنید. ار آن سم و بمب و مواد منفجره بسازید، وقتی ملتهای که او میخواست آنان را تحریک کند، مثل جنگ ایران و عراق که میگفت شیعیان پول آب و برق ندهید و میخواست حکیم را بر عراق حاکم کند، الان هم روی همینها سوار شده بود، همانطور که هیتلر بر روی نژاد ژرمن سوار شده بود که در جنگ بینالملل اول تحقیر شده بود سوار شد، مردم بنام مارکسیسم و چپ آمدند و من خودم سوسیال دمکرات هستم و به مارکس احترام میگذارم ولی ببینید چه بلایی سر مارکس آوردند، که اگر زنده بود از دست اینها فرار میکرد.
الان این بر روی اسلام و بخصوص شیعیسم سوار شده، وقتی در کربلاء نمایش جهانی اربعین راه میاندازد که نشان بدهد پشت خامنهای هستند، درست از مغز همان دینی که او از آن سوءاستفاده کرده شروع میشود، این به عقیده من خیلی تاریخی است، روی کسانی سرمایهگذاری کرد و روی کسانی تحریک کرد و اتحاد جماهیر اسلامی، که الان همان ملت و همانهایی که الان به اسم اسلام و مقدسات امام حسین آنان را میکشد و سرکوب میکند همه آنها الان بلند شدند به اسم علی و حسین خودشان بلند شدند.
من فرد مذهبی نیستم ولی وقتی مردم عراق حسین حسین میکنند میلرزم، یعنی حسین من با حسین تو ای خمینی جلاد و ای خامنهای قاتل فرق میکند همان حرفی که مارتین لوتر به پاپ گفت، از آلمان بند شد و گفت نه این مسیح من است و نه خدای من است، درست همین کار را مردم سوریه و عراق میکنند، درود بر آنان باد، درود، درود.
پرویز خزایی: نقاط قوتش این بود که دیکتاتورهای قبلی در بهار عربی هم بود یک حزبی را باقی نگذاشتند مثل پهلوی و مصر رژيم های که سقوط کردند، آخوند جای آنان را میگیرد، حکومت سابق ایران همه را سرکوب میکرد بجزء آخوندها را که کاری نداشت، پول آنان را هم میداد، من در هند بودم میگفتند به بچه فلسفی دوبار کمک هزینه تحصیلی بدهید، این نقطه قوتشان بود که نهادهای سیاسی و حزبی را نگذاشتند پا بگیرد.
دومی مماشاتگران غربی که نوک دماغشان را میبینند، آن زمان از ترس اینکه دنیا کمونیستی نشود مصدق بزرگ ما را سرنگون کردند، تمام بلاها از پشت سر این آمد. دومینه آغاز شد پس درود بر کوروش و درود بر مصدق کبیر و درود بر مجاهدین خلق باد و مسعود و مریم رجوی باد.
این دو پایه نقاط قوتشان بود، اما نقاط ضعفشان ورشکستگی تاریخی ایجاد شده همانطور که برای فاشیزم و نازیسم و ایسمهای دیگر ورشکستگی تاریخی رقم خورد، ولی مقاومت سازمانیافتهای که در ایران است در این کشورها باید کپیبرداری شود، شاید ضعفهای دیگری در این جنبشها باشد ولی باید از کاری که مقاومت سازمانیافته مردم ایران کرده باید کپیبرداری کنند، رژیم میگفت الان عراق بوی کار مجاهدین را میدهد، آخوند این قدر دردش گرفته خودش فریاد میزند، اگر این نقاط به هم وصل بشود، بنیادگراها و پاسداران و حشدالشعبیها به هم وصل میشوند، از این طرف هم مقاومتهای سازمانیافته باید بویژه با الگو برداری از مقاومت مجاهدین خلق به هم وصل شوند و بدون رودربایستی راهی دیگر نیست، تا بتوانیم این رژيم های سرکوبگر را به زباله دان تاریخ بسپاریم.
پرویز خزایی: خشت اول که نهد معمار کج، تا ثریا میرود این دیوار کج، اینکه بر اساس دین بخواهیم کشور را تقسیم بکنیم از اول سیستم غلطی بود، منتهی بلای بزرگ وقتی که خمینی حزبالله را درست کرد بود، یعنی ملت را شقه و پاشاند، این هم از آن امالقراء هاست، آن هم ملتی که به اسم آنان حزبالله را درست کرده فحش میدهند، لعنت میفرستند.
حریری که دستش را بالا کرد کار خوبی کرد، حریری کار درستی کرد چون سیستم جواب ندارد، سیستمی که بر اساس اینکه آن یکی سنی باشد و آن یکی مسیحی باشد، حریری گفته این سیستم کارآیی ندارد و باید برود و سیستم دیگری بیاید، حتما باید بر اساس اعلامیه جهانی حقوق بشر باشد و بر اساس همان چیزی که در برنامه شورای ملی مقاومت است هیچ دینی بر دین دیگر برتری ندارد، یک ملت با ادیان مختلف و با عقائد مختلف همان کاری که دمکراسی های ناب جهان میکنند.
پرویز خزایی: همین حرفی که شما زدید و نقل قول کردید اصلا شاخص است، بخاطر اینکه خامنهای میخواهد گروهی دیگر مثل ایران که اصلاحطلب درست میکند، خاتمی را رو میکرد، روحانی شیاد را رو میکند، این بازی را در عراق میخواهد بکار ببرد، و انقلاب را ملاء خور کند، خامنهای خورش کند، خمینی خورش کند، یعنی یکسری آدم بیاورد که هم مخالف هستند ولی ملت عراق آگاه است و گول اینها را نخواهد خورد، این یک ترفند است، که تمام منطقه باید چهار چشمی همه منطقه مراقبش باشند
پرویز خزایی: علتش این است که طرفهایش روی او حساب نمیکنند، جهان، جهان انترناسیونالهای بی غیرتها است، ولی وقتی میبینند در همه ابعاد در حال ورشکستگی در منطقه است، الان در منطقه شیعیان علیه او بپاخاستند قبلا در ایران شیعیان با او در افتاده بودند، بلحاظ سیاسی، اقتصادی، ایدئولوژیکی همه میبینند ، کمیته اول برای من خیلی مهم بود چون همیشه در هیئت مقاومت در سازمان ملل بودم، کمیته سوم در نیویورک یا ژنو بوده و شورای حقوق بشر و مسائل اجتماعی بوده، یعنی الان کمیته اول کمیته خلع سلاح، مسائل حاد نظامی است، که قشنگ جلویش بلند شدند، من فکر میکنم جهان دیر از خواب بلند شده ولی انشاءالله امیدوارم خوابش نبرد، چون هر کس خودش را به خواب بزند تاریخ را باخته است.
پرویز خزایی: این نگرانیها بسیار جدی است، هم در انقلاب خودمان و هم در بهار عربی دیدیم، الان فقط تونس است که خوب مانده است، و ملاءخور نشده است، یعنی من همیشه گفتم مثل دو پای که انسان بر روی آن میایستد، یکی مردم و دیگری مقاومت سازمانیافته، اگر عربی میدانستم به این همسایگان عرب فریاد میزدم که اگر مقاومت سازمانیافته نداشته باشید، اگر جمع نشوید و اگر کانونهای شورشی درست نکنید و اگر کمیتهها و کمیسیونها در پارلمان درستی نداشته باشید خیلی خطر است، در سوریه دیدیم و در بهار عرب هم دیدیم که بود، جوانان عراقی باید از این الگو مقاومت ایران بگیرند که این بهار قیمت دارد و این مرحله نگذارند به ضد خودش تبدیل بشود.
پرویز خزایی: در اتمی مهمترین بحث در سازمان انرژی اتمی ایران و یعنی آخوندها هستند، برجامشان است، رئیس جدید آرژانتینی و سالها در این سیستم بوده و آدم واردی است، امیدوارم مثل البرادعی نکند، بازیهای رژیم را نکند، اما جنبشی که در خلیج فارس شروع شده ، این همان فصل بیداری و از خواب بیدار شدن است، از آن طرف ورشکستگی مخوف رژيم هست، چون وقتی دیکتاتورها ورشکسته و به بن بست میرسند و پشت به دیوار میشوند مخوف هم میشوند، خطرناکتر هم میشوند، الان فکر میکنم وحدت جهانی درست میشود، و فریادی که این مقاومت میزد، الان بجای اینکه مقاومت ایران را در لیست بگذارند، آخوند را در لیست میگذارند، مبارک باشد دیر کردید ولی خوب است. بامید پیروزی کل مردم منطقه و مقاومت سازمانیافته مردم ایران.







