قطعی برق ایران را عصبانی کرده است!
حالا دیگر قطعی برق و هیاهوی انتخابات و خبرهای بورس در کنار هزار بدبختی دیگر روی اعصاب مردم راه میروند. مردی که نان برای خانوادهاش ندارد لاجرم با شنیدن وعده انتخاباتی نامزدها عصبانیتر میشود. چون سناریویی تکراری است. ۴۳ سال است وعده دادند و خوردند. بازنشستهیی که در سن پیری مجبور است عصازنان برای مطالبه حقش هر یکشنبه به خیابان بیاید و دست خالی برگردد، وقتی تلویزیون را باز میکند و مناظره کاندیداها! را میبیند به جز فحش چیزی ندارد نثار کند! کارمندی که همه هستیاش را در بورس گذاشته و حالا با سقوط روزانه بورس در مقابل چشمانش حاصل یک عمرش را فنا رفته میبیند، حالا با کدام اعصاب قطعی برق را هم تحمل کند.
شناسنامه من سفیده!
این صفحه برشی از دردهای جامعه است، بدون پیرایش و آرایش!
میرمحمد. کارگر. اردبیل: بالاخره برنامه ریزی قطعی برق معلوم شد که در اثر مزارع استخراج رمز ارز یا بیت کوین بوجود اومد. شهر اردبیل محل زندگی من و سرعین از دیروز شاهد قطع مکرر برق هستیم. خسته شدیم از این زندگی سگی.
امروز اسامی اعلام شد؛ ۷ نفر. خوب خیلیهای دیگه رد صلاحیت شدن. سوال اساسی این است که اگه این انتخابات فرمایشی و مهندسی شده نیست، چرا این آقایان را رد کردید. اگه نه درسته پس اصل و ریشه حکومت زیر سوال است که این آقایان رد شده اگه صلاحیت نداشتند، پس چرا تا امروز سر پستهای حکومتی بودند. پس یکی را خودتون بگذارید و این همه با اعصاب مردم بازی نکنید. رأی بی رأی.
مهدی. سهامدار. تهران: خدا رو شکر شناسنامه من سفیده و سفید هم خواهد ماند. متأسفانه، سر و کارمان با عمر و عاص زمانه افتاده. تمام کارهاشون با حیله و فریبه که مردم را به بازی بگیرن!
سهند. مهندس معدن. کرمان: کل سرمایهام را که این همه برایش زحمت کشیدم داخل بورسه و طوری قرمز است و صف فروش حتی نمیشه برداشت کرد که قرضهایم را بدم. با اینکه 70 درصد افت کرده همین ته مانده هم غیر قابل برداشت است!
درباره مشکلات و صحبتهای مردم بیشتر بخوانید

کارگرا دیگه نترسید! ما چی برای از دست دادن داریم؟
زارع زاده. کارگر سایپای تهران: ای کارگران ستمدیده! سکوت شما باعث شکستگی چهره و درد و مریضی خودتان میشود. حداقل کاری که میتوانید بکنید این است که هیچ وقت نترسید که از کار بیکار میشوید. بلکه از تبعیضی که بین شما و بقیه همکاران بسیجی نون به نرخ روز خور وجود داره نگذرید. اونها که رأس شرکتها هستن یا حراست و بازرسی خودروسازی. و در عمل از صبح تا غروب آنقدر بیکارند که حدود ۵۰ گیگ اینترنت مصرف میکنند! آنان ۲۴ ساعته آنلاین هستن و نقش سایبریهای حکومت را بازی میکنند. ما کارگرها باید کار کنیم و مفتخورهای بسیجی داخل شرکت سایپا حقوق بگیرند. اضافه کار هم میمانند! برایم سواله چگونه رو به قبله نماز میخوانند واقعا اینها حقه؟!
زن و بچه هایشان هم سرطان است. همکاران پیمانکار که حقوق چندانی نمیگیرند، اگر این بسیجیهای بیغیرت ناموس داشتند ناموس کارگر پیمانکار را هم درک میکردن! از مدیران ارشد درخواست میکردن که پیمانکاری را جمعآوری کنند! ولی این بیغیرتها حرام لقمه هستن و برای مردم و همکارای خودشون ارزش قائل نیستند. طوطی وار سخنان یک ملعون دزد جنایتکار را تکرار میکنن و میگن حمایت از تولید ملی، ولی خودشان رعایت نمیکنند.
خواهشا پای صندوقهای رأی سیرک انتخابات نروید! برای این همه فاصله طبقاتی، اعتراض مدنی خودمان را اینگونه اعلام میکنیم. چون اتحاد ما کارگرها و خانوادههای ما است که حکومت فاسد را سرنگون میکند. ترس از قیام گرسنگان سرتا پای حکومت را فراگرفته. کارگران عزیز! خسته نشدید از اینکه فرزندانتان چیزی میخواهند و شما نمیتوانید برای فرزندان شما مهیا کنید؟! بسه دیگه…
پای صحبتهای هموطنان درباره انتخابات

به پسرم میگویم خامنهای پولمان را دزدیده!
جاوید. خرم آباد. بیکار: …کلا صبح تا شب برقها قطعه. بد جور ورشکست شدم. حتی گوشی هم نداشتم این چند وقت. دوستم پروار بندی بره داشت اونم که نابود شده. جو رو که پارسال میخرید ۲ هزارتومن الان شده ۸ هزارتومن ولی بجاش بره از پارسال خیلی ارزونتر شده. دیگه برای دامپرور هم نمیصرفه.
دامدارها که کلا ورشکست شدن همه دارن میفروشن. چون هزینه خوراک نزدیک ۴۰۰درصد از پارسال تا الان گرون شده ولی قیمت دامشون خیلی ارزون شده!
مردم دیگه نمیترسند. این بار کسی برای انتخابات نمیآد. قبلا مردم میترسیدن تو فضای مجازی به حکومت ناسزا بگن. ولی الان کلا هر جایی میری راحت حرفشونو میزنن. دیگه چیزی واسه از دست دادن ندارن و ترسشون ریخته.
شاهین. مغازه دار. رودبار: هر روز در اداره برق درگیری هست. تنها جواب اینها یک جمله هست دستور از بالاست. امروز رفتم اتفاقا فیلم بگیرم ولی اونجا پر از مأمور بود و اجازه نمیدادن بریم.
محمد. تعمیرکار. اردبیل: خدا لعنت کنه این حروم لقمهها رو که همشون دزدسرگردنه هستن. ما رو به بورس دعوت کردن. هم رهبر هم اون روحانی. دویست میلیون سرمایه داشتم. ماشین نخریدم گذاشتم تو بورس گفتم یکم سرمایه گذاری کنم تا یک ماشین بهتر بخرم. تمام پولم را بالا کشیدند و از دویست میلیون که نه تنها هیچ سودی نکردم بلکه تنها 38میلیون برام مونده. بخدا الان شرمنده زن وبچهام شدم. پسرم هر روز میپرسه بابا پس ماشین چی شد؟ چرا نمیخری؟ منم وقتی تلویزیون خامنهای را نشون میده به پسرم که5سالشه نشون میدم که این آقا پولمون رو خورده. دزدیده و پس هم نمیده. تا حداقل بفهمه یکم بزرگ شد چه بلاهایی میارند سر مردم. چی بگم بخدا تا الان موندم مغازه تا پسرم بخوابه بعدش برم خونه شرمنده هستم.







