آیا سرکوب میتواند مانع قیام مردم ایران شود؟
در پاسخ درخور به این سوال باید چند واقعیت را در نظر گرفت؛
یکم. تردیدی نیست که: تنها اهرم و تکیهگاه ولایت فقیه سرکوب است. اما رژیم در سرکوب هم به بنبست رسیده ؛ چرا که بعد از هر قیامی؛ سرکوب و کشتار رژیم؛ آتش قیامها را بالاتر برده و حقانیت راهحل انقلابی را اثبات کرده است.
دوم. به رغم اینکه رژیم با قربانی کردن بیش از ۵۵۰هزار تن از هموطنان ما در کرونا توانست دو سال را پشت سر بگذارد ولی نتوانست مانع قیام ۱۴۰۱ شود.
سوم. در قیام سال گذشته نیز رژیم دستکم ۷۵۰نفر را کشت و بیش از ۳۰هزار نفر را دستگیر کرد و حالا هم به موج اعدامها رو آورده است ولی همین سرکوب نیز خشم عمومی را دامن زده و خود را در قیام آتشین دیگری بارز خواهد کرد.
در همین زمینه
چرا صورت خامنه ای با سیلی هم سرخ نشد؟
شکست سیاست سرکوب رییسی و خامنه ای
خامنهای میگفت اگر در سوریه و لبنان و یمن نجنگد، باید در تهران و اصفهان سنگربندی کند. به همین علت سالها برای حفظ نظام از اهرمتروریسم به عنوان نوعی از قدرت استفاده کرده است. ولی در حال حاضر نکته مهم و تعیین کننده؛ پیشی گرفتن جنگ در خاک ایران بین رژیم و مردم است به صورتی که اگر حتی تمامی توانمندیهای سابقتروریستی خودش را هم داشته باشد، نمی تواند عامل نجاتش باشد.
یعنی هرچه هم در کشورهای منطقه جنایت و دخالت کند و برای خودش عمق استراتژیک بتراشد، فایدهیی ندارد. زیرا در قیامهای مردم ایران؛ خط مقدم جنگ به حوالی بیت خودش منتقل شده و باید منتظر روز نهایی باشد.
خامنهای برای مقابله با قیامها؛ اقدام به حذف کامل باند اصلاحات کرد و راه نجات رژیماش را در یکپایه کردن و انقباض رژیم دید و آن را گام دوم انقلاب نامید
برای خامنهای به ویژه بعد از قیام ۱۴۰۱ به صورت مضاعف بازگشت به گذشته و بخصوص به باند اصلاحات امکان پذیر نیست، زیرا مردم ایران از تمامیت رژیم عبور کردهاند. لذا تلاش کرد که سرنوشت و بقای خود را با بمب اتمی گره بزند. اما این پروژه نیز توسط مجاهدین از همان روز اول گورزاد شده و در تمام این مدت نیز برجام به سرانجام نرسید.
البته با وجود ۲تریلیون دلار هزینه و ضرر آن هم از جیب مردم ایران، باز هم تمام تلاش خود را میکند تا صورت مسأله سرنگونی را از روی تابلو ایران پاک کند؛ ولی نمیتواند چرا که سرنوشت خامنهای در کف خیابان شهرهای ایران تعیین تکلیف میشود به همین علت میتوان گفت حتی اگر خامنهای نه یک بمب، که ۱۰۰ بمب اتمی هم بسازد، حریف جوانان شورشگر قیام نیست؛ آنها که فریاد میزنند: خامنهای ضحاک میکشیمت زیر خاک». سرکوب دیگر پاسخگوی مساله سرنگونی نیست.
علتترس خامنهای از مقاومت ایران چیست؟
سخنگویان رژیم نیز بهطور رسمی میگویند: ما در هیچ ملاقاتی با سفرا یا هیاتهای کشورهای اروپایی نیست که به قضیه (مجاهدین) نپردازیم».
روزنامه ایران وابسته به رئیسی میگوید: رهبری عوامل میدانی و مجازی در قیام از نتایج همکاری مرتبطین (شورشگران) داخلی با مجاهدین بوده است».
در اسناد درونی وزارت خارجه رژیم تصریح شده که مجاهدین دارای اتحاد و تشکیلات منسجماند. … توان اطلاعاتی بسیار زیادی دارند، با تشکیل کانونهای شورشی بهدنبال براندازی هستند و تنها سازمانی هستند که برای آلترناتیو بودن، برنامه دارند.
امام جمعههای خامنهای به روشنی گفتند که موضوع مذاکره، در ملاقاتهای پشتپرده اخیر رژیم با مقامهای آمریکا و اروپا، سازمان مجاهدین بوده است.
به همین علت میتوان گفت که مجاهدین به مثابه یک جنبش سازمانیافته و سراسری و به مثابه تنها هماورد رژیم و به عنوان نیرویی رهبری کننده قیام وسرنگونی؛ اصلیترین دلایلترس و وحشت خامنهای از مجاهدین و این مقاومت است.
موقعیت رژیم در مقابل آلترناتیو دموکراتیک
یکم. درهم شکستن تمامی توطئهها و حفظ و ارتقای موقعیت خود به عنوان تنها هماورد این رژیم.
دوم. درهم شکستن تمامی توطئههای رژیم در سرهمبندی کردن آلترناتیوهای قلابی و اثبات اینکه انقلاب ایران سرقت کردنی نیست و صاحب دارد.
سوم. کسب حمایت اکثریت عظیم نمایندگان منتخب مردم در آمریکا و اروپا از خواست مردم ایران برای یک جمهوری دموکراتیک
چهارم. شکست رژیم از نظر ایدئولوژیک به دلیل پرچمداری اسلام دموکراتیک از طرف آلترناتیو، بهخصوص در امر برابری زن و مرد و معرفی و تثبیت اسلام انقلابی به عنوان آنتیتز اسلام ارتجاعی رژیم حاکم.
پنجم. تثبیت و تحکیم موقعیت زنان در امر فرماندهی قیام به مثابه سرمایهیی ارزشمند و مؤثر و کارآمد برای کسب آزادی و حفظ و تضمین دموکراسی و برابری.
آیا رژیم توان حذف مقاومت ایران به مثابه تنها آلترناتیو برانداز خود را دارد؟
بسیار طبیعی است که رژیم برای توقف قیامها به تنها عامل جدی و مهمی که فکر میکند؛ حذف مجاهدین از رهبری قیام و انقلاب مردم ایران است ولی رژیم این آرزو را همانگونه طی 44سال گذشته نتوانسته آن را عملی کند برای آینده نیز نخواهد توانست و آن را به گور خواهد برد.
به همین اعتبار است که رژیم دست به دامان قدرتهای استعماری شده است تا به کمک انها مجاهدین را محدود کند و این تیر نیز به سنگ خورده و بازهم خواهد خورد چرا که اثبات شده است که هیچ قدرت استعماری؛ یارای متوقف کردن مجاهدین در نبردشان برای آزادی مردم و میهنشان را نخواهد داشت.
مسعود رجوی رهبر مقاومت گفته است: نه شورای ملی مقاومت و نه سازمان مجاهدین خلق ایران پدیدههای بیریشه یا خودرو نبوده بلکه بهگونهیی ضروری و قانونمند از عمق مبارزات و تاریخ میهن ما سر برکشیده و وارث راستین اصیلترین سنن مبارزاتی خلق ما در عالیترین مدار تکاملی امروز هستند؛ دقیقاً در همین نقطه حتمیت فوقالعاده شکوهمند و حقیقت تابان و درخشان دیگری بشارت داده میشود و آن حتمیت سرنگونی رژیم آخوندی و حقیقت اجتنابناپذیر پیروزی و رهایی مردم ایران است».







