آرمان انسان را شگفتانگیز میسازد!
پیامهای زندانیان همیشه منبع الهام و انگیزش برای انسانهاست. اما اگر آن زندانیان کسانی باشند که خود چکیده و جوهره یک ارزش مبارزاتی باشند، بیگمان تاثیر پیامشان شگفتانگیزتر است. وقتی پیامهای انگیزاننده سه زن زندانی سیاسی هوادار مجاهدین خلق را خواندم، بیاختیار به یاد نامههای مارتین لوترکینگ و آنتونیو گرامشی و البته رزا لوکزامبورگ افتادم. زندانیانی که هرکدام به سهمشان تاثیری شگرفت بر حیات سیاسی و اجتماعی و حتی ادبیات کشورشان داشتند.
اما این پیامها فراتر از شجاعتی که در تک تک کلماتشان موج میزند، از یک تعهد اخلاقی و آرمانی نشات میگیرند که انسان دیگر را میخکوب جدیت خویش میسازند.
از این سه زن زندانی دو تن در زندان اوین محبوساند و دیگری در زندان مخوف و دورافتاده یزد. اما کلمات هر دو نامه از یک جنساند. از جنس آتش و عصیان.
زندانیان سیاسی ارغوان فلاحی و فروغ تقیپور از زندان اوین
پیام زندانیان سیاسی ارغوان فلاحی و فروغ تقیپور بهمناسبت نیمه شهریور سالروز تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران نوشتند: پیام از شکنجهگاه اوین فروغ تقیپور و ارغوان فلاحی شهریور ۱۴۰۵ «در شصت و یکمین سالروز تأسیس سازمان پرافتخار مجاهدین خلق ایران، ما زندانیان سیاسی ارغوان فلاحی و فروغ تقی پور، از پشت دیوارهای شکننده زندان اوین، هزاران درود و تبریکمیفرستیم بر خلق قهرمان ایران، کانونهای دلیر شورشی و پرچمداران این مقاومت ِ شکوهمند، خواهر مریم و برادر مسعود و تمامی مجاهدین اشرفی که با انقلاب رهایی بخششان دنیایی تازه آفریدند. ما از تبار خونین محمد حنیفنژاد، سعید محسن و علیاصغر بدیع زادگانیم. آنان که در شهریور ۱۳۴۴ بذر سازمانی را کاشتند که هر روز رویانتر و شکوفاتر از قبل چهره میگشاید. سازمانی که در پهنههای مختلف، حرفی نو و اندیشهای جدید عرضه کرده هر آنچه کهنه و ارتجاعی است را به چالش کشیده است. سازمانی که در صحنه نبرد با دو دیکتاتوری شاه و شیخ، تبدیل به معیاری مبارزاتی و مترقی شده است بهطوری که هر کس بخواهد پا به میدان بگذارد، ابتدا باید مختصات خود را در این صحنه مشخص نماید. سازمانی که از خیابانهای ایران و اوین و قزلحصار تا سرتاسر کشورهای جهان، توان کنشگری و سازماندهی دارد و گامی بزرگ در راستای نفی استثمار برداشته است. سازمانی که در هر زمان و مکانی مشعل صداقت و فدا را بر دست گرفته و بیشترین خونها و بغرنجترین لحظهها را برای «آزادی» پیشکش کرده است. ما از نسل سربداران شصت و هفتیم. آنان که بهقول قرآن همواره زندهاند و تجسم وفای به پیمان و فدای بیکراناند. که تبلور آنان در فوران خشم آتشین دیماه ۱۴۰۴ و خروش مبارزه قهرآمیز مردم ایران نمود پیدا کرد و تاریخ، بار دیگر اثبات خط مجاهدین و بیانات رهبری مقاومت را بر خود دید.
بیشتر بخوانید
آری… این مسیر با همه فراز و فرودهایش، آنقدر زیبا و شگفتانگیز است که پس از گذشت ۶۱ سال نهتنها کهنه نشده بلکه روزبهروز تازهتر و باطراوتتر میشود و ما در هر قدم بیشتر و بهتر به حقانیتش پی میبریم که چطور «توحید» را نشانه رفته و در جهت خلق ِ فرهنگی نو، جامعهای نو و انسانی نو به پیش میرود. ما از نسل Z، ضددیکتاتوری و وابستگی، ضد شاه و شیخ، ادامه گامهای هم نسلهای مجاهدمان بابک علیپور، وحید بنی عامریان، پویا قبادی و مهدی خانکی هستیم… چه گلهای سرخی که در این راه قدم گذاشتند و با آغوش باز آسمانی شدند… خوشا آنان که پیوندشان با خدا و مردم جاودانه شد و تا آخرین نفس بر سر عهدشان ایستادند. غم از دست دادن چنین گوهرهایی نه تنها ما را از پای نمیاندازد، بلکه مشتهایمان را محکمتر و آتش خشم درونمان را شعلهورتر میکند. چه زود باشد درهم شکستن هیمنه لرزان دیو پلید حکومت اعدامی که در زیر سایه جنگ با سرکوب و افزایش اعدامها میخواهد اقتدار پوشالی و از دست رفتهاش را ثابت کند، غافل از اینکه ما را به زندان بیفکنید یا با حلقههای دار راه گلویمان را ببندید، ما یک روح ِ زنده شدهایم که هرگز نمیمیریم. ما با صدای پویا میخوانیم، با چشمهای وحید مینگریم، با پاهای بابک گام برمیداریم و با قلب مهدی به مردم عشق میورزیم… ما پرواز را آموختهایم از کبوترانی که ستاره شدند…
گرامی باد سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق ایران زنده باد جمهوری دموکراتیک نوین ایران درود بر رجوی زندانیان هوادار سازمان مجاهدین ارغوان فلاحی و فروغ تقی پور اوین – شهریور ۱۴۰۵»
اما این تمام ماجرا نبود. کیلومترها آن طرفتر از پشت سلولهای تفتیده زندان یزد نیز فریاد مشابهی بلند است. او هم به همان شیدایی و با همان جسارت انقلابی تولد سازمان مجاهدین خلق را تبریک میگوید.
زندانی سیاسی پریسا کمالی نوشت:
«اگر امروز در سمت درست تاریخ ایستادهام مدیون سازمان مجاهدین خلق ایران هستم که بهدست سه بزرگمرد محمد حنیفنژاد، سعید محسن و علیاصغر بدیعزادگان در ۱۵ شهریور ۱۳۴۴ تأسیس و با درایت برادر بزرگوار مسعود رجوی حفظ شد و به ما رسید. چه مبارک روزی است این روز. وجود سازمانی انسان ساز بر اساس صدق و فدا که در طول دوران ۶۱ ساله مبارزاتیاش با ایستادگی در مقابله با هر نوع دیکتاتوری چه شاه و چه شیخ مسیری پر ستاره را ساخت مسیری پر خون با گواه فدا رو به آزادی و برقراری عدالت و آبادی. سازمانم روشن از تو دیدگانم ای تمام جسم و جانم سازمان مجاهدین خلق ایران همان است که چشمهای مرا در برابر حقایق باز کرد و امروزه نه تنها باعث امیدواری (این تماس از زندان یزد و تماس گیرنده زندانی میباشد) من که نامش را در هر قطره از خون و با هر ذره از وجودم فریاد میزنم پس نعمت بر من تمام است. ۱۵ شهریور سالروز تأسیس سازمان مجاهدین خلق بر تمام وجدانهای بیدار و انسانهای آزادیخواه و آزاد اندیش مبارک پریسا کمالی – زندان مرکزی یزد»
و چنین است که سه زن در قالب کلمات تمام ایدئولوژی نومیدی و نمیتوان را به گور سپردند. و البته آنان تنها نیستند. تمام ایران و تمام زندانها اکنون به کانون مقاومت تبدیل شدهاند. شاهد این مدعا طولانیترین و شگفتانگیزترین اعتصاب غذای زندانیان در قالب کارزار سهشنبههای نه به اعدام است که در ۶۲ زندان ایران جریان دارد و وارد سه سالگی خود شده است.







