انجمنهای شیر و خورشید چگونه یک باره سبز شدند؟
پس از قیام دیماه ۱۴۰۴ و مشخصاً با بازگشایی دانشگاهها، شاهد ظهور انجمنهایی به نام «انجمنهای شیر و خورشید» در دانشگاهها بودیم که در ظاهر از رضا پهلوی حمایت میکردند. اما وقتی به عملکرد آنها نگاه میکنیم، پرسشهایی برای ما ایجاد میشود؛ بهخصوص روابطی که میان آنها و «خبرنامه امیرکبیر» شاهد آن هستیم. سؤال این است که این انجمنها چه کسانی هستند و پشت پرده این فعالیتها چیست؟
تاریخچه اقدامات تبهکارانه رژیم در مقابل قیام
رژیم برای حفظ بقای خود دست به هر کاری میزند. تا قبل از سال ۱۳۹۶، بحث اصولگرا و اصلاحطلب مطرح بود. داستان اصولگرا و اصلاحطلب تماماً برای حفظ و بقای رژیم بود. رژیم با این ترفند و فریبکاری، هم جامعه بینالمللی را فریب میداد و هم در داخل ایران با شیطانسازی گسترده میگفت برای مثال مجاهدین حمایت تودهای ندارند، هیچ اپوزیسیونی وجود ندارد و کسی نیست؛ پس اگر دنبال تغییر هستید، باید از درون رژیم باشد.
بحث اصلاحطلب و اصولگرا این بود و رژیم واقعاً این خط را پیش برد؛ برای نمونه سیاست استمالت را با همین خط پیش برد. در سال ۱۳۹۶ و پس از قیام سال ۹۶، این خط سوخت. دانشجویان در دانشگاه و سپس مردم در اعتراضات آمدند و شعار دادند: «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا».
از آن تاریخ، رژیم خط جدیدی را برای حفظ بقای نظام پیش گرفت. آن خط جدید چیست؟ مطرح کردن فرزند شاه و بحث سلطنت برای حفظ رژیم. حالا به چه ترتیب؟ همان زمان ناگهان در برخی از اعتراضات، شعارهای «رضاشاه روحت شاد» مطرح شد که مشخص نبود از کجا سرچشمه میگیرد. این شعارهای «رضاشاه روحت شاد» که مطرح شد، حتی بسیار از رسانههای خود رژیم (از جمله در اختلافات داخلی که داشتند) نوشتند کسانی که شعار «رضاشاه روحت شاد» میدهند، نیروهایی هستند که تحت حفاظت نیروهای انتظامی میآیند و این شعارها را سر میدهند. آنها علیه باند مخالف خود نیز این شعار را میدادند، چراکه در آن زمان دولت روحانی سر کار بود.
خاستگاه شعار رضا شاه روحت شاد!
در آن زمان یکسری افراد بسیجی را با لباس مبدل میفرستادند تا بیایند و شعار «رضاشاه روحت شاد» سر دهند. در اعتراضات مختلف نیز این کار را کردند. در قیامها و اعتراضات مختلف، مجاهدین بسیاری از این موارد را افشا کردند یا حتی کسانی که در صحنه بودند میآمدند و میگفتند: «اینها بسیجی هستند، کارت بسیج در جیبشان است و میآیند شعار رضاشاه روحت شاد میدهند.»
در هر صورت، این خط از آن زمان شروع شد و رژیم آن را آزمود تا همان خط را پیش ببرد که بگوید هیچ اپوزیسیونی وجود ندارد و تنها آلترناتیو موجود، بازگشت به دوران پهلوی و سلطنت است. رژیم به تبلیغ این خط پرداخت. در قیام ۱۴۰۴ میبینیم که این خط به صورت گسترده پیش رفت.
بیشتر بخوانید
امپریالیسم؛ بالاترین، جدیدترین یا دگرگونشدهترین مرحله سرمایهداری؟
اما اوج این خط که رژیم پیش برد در سالهای ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۴ بود. در قیام سال ۱۴۰۴ اگر شما به هر اعتراضی نگاه کنید، میبینید عدهای وارد شده و شعار «جاوید شاه» و شعار به نفع پهلوی سر دادهاند و آن اعتراض را سرکوب کردهاند. یکی از شعارهای اصلیشان نیز «مرگ بر سه فاسد» بود.
وقتی صحبت از فرزند شاه میکنیم، فقط یک وجه ندارد: رسانههای استعماری، تلویزیونهای ماهوارهای فارسیزبان خارج از کشور که همه آنها را میشناسند و عوامل دیگر که همه آن را میشناسیم. همه اینها وجود دارند و آنچه به عینه دیده میشود این است که تبلیغ بازگشت به دیکتاتوری سلطنتی را میکنند. اما آن چیزی که دیده نمیشود و رژیم بسیار تلاش کرده بدون ردپا و اثر انگشت پیش ببرد، کاری است که خودش انجام میدهد. انجمنهای شیر و خورشید یکی از این نمونه کارهاست.
حسین دهباشی، خبرنگار اطلاعاتی-امنیتی که با وزیر اطلاعات سابق و دیگر مقامات امنیتی گفتگوهای مفصلی انجام میداد. خود او فردی امنیتی است. او قبل از قیام توئیتی زد و در یک خط همه حرف را بیان کرد.
او در توئیتش نوشت؛ «این را جایی یادداشت فرمایید که بزرگترین و موفقترین پروژه امنیتی جمهوری اسلامی، جا انداختن یک شازده صهیونیست به عنوان نماد مخالفانش بود.» توجه میکنید؟ جا انداختن؛ یعنی پروژهای که بزرگترین پروژه امنیتی رژیم بوده تا این موضوع را جا بیندازد.
در بهمن ۱۴۰۴؛ خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه پاسداران مقالهای تحت عنوان «چرا سلطنت در ایران منحل شد و چرا هرگز باز نخواهد گشت؟» منتشر کرد. در این مقاله جملهای به عنوان جمعبندی آمده است که چرا رژیم این خط را دنبال میکند. جمله پایانی مقاله این است: «وجود یک جریان ضعیف و بیریشه مانند سلطنتطلبی میتواند به بقای جمهوری اسلامی کمک کند.» و جمعبندی میکند که این خدمتی است که این خانواده سلطنتی به بقای جمهوری اسلامی کرده است.
پهلوی پروژه امنیتی رژیم
در شهریور ۱۴۰۴ خبر آنلاین نوشت که در جلسه سردبیری نشسته بودند و درباره موضوع سلطنتطلبی و رضا پهلوی بحث میکردند. یکی از سردبیران میگوید: «چون فرمودید جمهوری اسلامی در واقع ضعف نشان داده در این ماجرا، یکی از سؤالات من این است که گاهی اوقات واقعاً فکر میکنم خود آقای رضا پهلوی پروژه خود جمهوری اسلامی است و جمهوری اسلامی اتفاقاً به این ماجرا دامن میزند، به این دلیل که تا زمانی که ایشان هست، هیچ اپوزیسیون جدی تشکیل نخواهد شد. اگر یک وقت جدی هم بشود، خیلی راحت بتوانند در واقع حذفش کنند. حذف در اینجا به معنای زیرکی و یک تدبیر امنیتی است که آقا تا وقتی این هست، او آدم جدی نیست…»
میخواهد بگوید رضا پهلوی را دست انداختهایم! تا زمانی که او هست، بقیه نمیتوانند جدیتر شوند و اگر هم این فرد خیلی جدی شد، آنقدر آدم دور و برش کاشتهایم که هر موقع بخواهیم بتوانیم او را حذف کنیم.
اگر ما به پروسه قیامهای مردم ایران در چند سال اخیر (از سال ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و بعد از آن) نگاه کنیم، روشن میشود که رژیم از ترس این قیامها و آلترناتیو دموکراتیک و انقلابی که در آنها مطرح میشود، دست به توطئهای زده تا با مطرح کردن فرزند شاه و رضا پهلوی، قیام را تضعیف کرده و در آن شکاف ایجاد کند.
در جریان قیام۹۶، علاوه بر شنیده شدن شعار «رضاشاه روحت شاد»، شاهد تشکیل گروه «فرشگرد» در آمریکا بودیم. عدهای از ریزشیهای درون رژیم حضور داشتند و اتفاقاً توسط افرادی از خودشان افشا شد که نقش این گروه چیست. در این رابطه خوب است به توضیحات زندهیاد دکتر مسعود مسجودی که خود از بنیانگذاران فرشگرد بود توجه کنیم که توضیح میدهد چگونه این گروه به اسم سلطنتطلب و طرفدار فرزند شاه تشکیل شد، در حالی که ماهیت آن متعلق به رژیم بود.
در قیام ۱۳۹۸ شاهد یک قیام کوبنده و آتشین از سوی مردم ایران بودیم که پایههای رژیم را به لرزه انداخت. اما در همان قیام، فرزند شاه با موضعگیریهای خود علیه قیام آتشین، دعوت به مسالمت و راهکارهای بهاصطلاح خشونتپرهیز کرد که معنای آن جلوگیری از سرنگونی رژیم بود.
در ادامه، در قیام ۱۴۰۱ (در آذرماه و مقطع ۱۶ آذر)، رضا پهلوی دعوت به تظاهرات سکوت کرد که نقشی تخریبکننده برای کل قیام ۱۴۰۱ داشت و از آنجا رژیم توانست قیام را مهار کند.
در قیام ۱۴۰۴ نیز خودتان شاهد بودید که با مطرح کردن اینکه در روزهای ۱۸ و ۱۹ حرکتها مسالمتآمیز باشد و خانوادهها دست یکدیگر را بگیرند و بیایند، چگونه زمینهساز کشتار شد. بنابراین وقتی به این پروسه نگاه میکنیم، میبینیم مطرح شدن فرزند شاه باعث تضعیف قیام علیه رژیم بوده است. دستگاههای اطلاعاتی رژیم (شامل اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات) پشت این پدیده قرار دارند.
الان همگان میدانند که تهدید اصلی برای دیکتاتوری مذهبی، قیام مردم ایران است. اما درعین حال همگان میدانند که قیام خودانگیخته و بدون رهبری و سازمانیافتگی نمیتواند به نتیجه برسد. آن چیزی که وجود رژیم را تهدید میکند، قیام سازمانیافته توسط نیروی سازمانیافته (یعنی کانونهای شورشی به عنوان موتور محرک قیام) است.
دستگاههای اطلاعاتی رژیم برای مانع شدن در برابر راهکار قیام سازمانیافته، میآیند و در صفوف قیام با مطرح کردن پروژه سلطنت، شکاف و اختلاف ایجاد میکنند تا باعث کند شدن آتش قیام شوند. این پدیده ضعف دیکتاتوری را نشان میدهد که مجبور است یک اپوزیسیون جعلی درست کند تا جلوی قیام سازمانیافته را بگیرد. نقش طرفداران فرزند شاه در این قیامها، ایجاد مانع برای پیشرفت قیام و جلوگیری از سرنگونی رژیم است.
انجمنهای شیر و خورشید چگونه متولد شدند؟!
در قیام ۱۴۰۴ پس از آنکه رژیم قیام را سرکوب کرد، در دوم اسفند دانشگاهها بازگشایی و حضوری شدند. به محض بازگشایی، دانشجویان اعتراضات گستردهای را به مناسبت چهلم شهدای قیام آغاز کردند.
همزمان با شکلگیری این اعتراضات، ناگهان یکسری انجمنها اعلام موجودیت کردند. خبرنامهای به نام «خبرنامه امیرکبیر» برای نخستین بار در همان دوم اسفند اعلام کرد که «انجمن شیر و خورشید دانشگاه امیرکبیر» اعلام موجودیت کرده است. این انجمن طرفدار بازگشت سلطنت و رضا پهلوی بود و او را رهبر دوران گذار میدانست. ظرف یک تا دو روز، ناگهان ۳۰ تا ۴۰ انجمن شیر و خورشید در دانشگاههای مختلف (تهران، جندیشاپور، علامه و…) با یک فرهنگ و ادبیات یکسان بیانیه اعلام موجودیت دادند که اصلیترین شعارشان نیز «مرگ بر سه فاسد» بود.
دقیقاً. برای خود دانشجویان نیز همین سؤالات پیش آمد که داستان چیست؟ چگونه در این زمان بندی کوتاه چنین انجمنهایی قارچگونه سر بر آوردند؟ چون هرکار این چنینی نیاز به کلی برنامه ریزی و زمان دارد. جالب این بود که در همه دانشگاهها انجمن شیر و خورشید و کانال تلگرامی ایجاد شد. منبع اصلی خبررسانی همه اینها «خبرنامه امیرکبیر» بود که حکم پدرخوانده این انجمنها را داشت.
در پنجم اسفند، حدود ۷۰ دانشجو در داخل ایران یک جلسه در کلابهاوس برگزار کردند و درباره اعتراضات دانشجویی و سازماندهی بحث کردند. در آنجا یکی از دانشجویان پرسید: «داستان این شعارهایی که به نفع پهلوی میدهند چیست؟ آیا واقعی هستند؟» یکی دیگر از دانشجویان توضیح داد
«شاهد اعلام موجودیت یکسری انجمنها به نام انجمنهای شیر و خورشید در دانشگاههای مختلف بودیم. ما از هر انجمن مستقل استقبال میکنیم، اما اتفاقی افتاد که حائز اهمیت است: دیروز و امروز این انجمنها در دانشگاههایی مثل امیرکبیر گفتند امروز تجمعی نداریم و همین باعث شد اخبار کمی بیرون بیاید، در حالی که دانشجویان میخواستند تجمع شکل دهند. این کارهای مشکوک ترمز کار ما شده است…»
در ادامه همان کلابهاوس، یکی از دختران دانشجو توضیح میدهد که با دانشگاههای مختلف صحبت کرده و تمام تلاش این انجمنها این است که صدای دانشجویان جمهوریخواه شنیده نشود. این دختر دانشجو میگوید:
«این انجمنهای شیر و خورشید دارند تلاش خود را برای سرکوب صدای دانشجویان میکنند و مخالفان خود را خاموش میسازند. امروز شنیدم اعضای این انجمنها دارند اسامی و لیستهایی جمع میکنند و به حراست برخی دانشگاهها تحویل میدهند. مثلاً انجمن شیر و خورشید دانشگاه گیلان داشته عضوگیری میکرده و وقتی یکی از بچهها گفته در حمایت از پهلوی شعار نمیدهم، تهدیدش کردهاند که یا با ما همکاری میکنی و شعار مطلوب ما را میدهی یا اسم و مشخصاتت را پخش میکنیم و ریپورتت میکنیم. تنها رسانهای هم که اخبار اینها را پوشش میدهد، خبرنامه امیرکبیر است که اخبار کذب پخش میکند…»
این اسناد دستهای رژیم و حراست را در پشت این داستان به خوبی نشان میدهد.
کانالهای تلگرامی این انجمنهای شیر و خورشید مورد بررسی قرار گرفت جالب آن بود که تمام این کانالها در دوم یا سوم اسفند تأسیس شدهاند و مدت فعالیتشان فقط تا نهم اسفند (یعنی ۷ روز) بوده و پس از آن تعطیل شدهاند! رژیم اینها را برای یک مأموریت مشخص ۷ روزه ساخت تا اعتراضات را سرکوب و به نام فرزند شاه مهر و موم کند.
علاوه بر این، در همین مدت کوتاه موضوعاتی مانند «تأسیس ساواک علم و صنعت» یا «تأسیس گارد جاویدان» را مطرح کردند و دانشجویان پیشرو را تهدید فیزیکی و جانی کردند. هدف رژیم سرکوب دانشجو و در مرحله بعد ایجاد درگیری فیزیکی بود تا خودش کنار برود و بگوید دانشجویان با هم درگیر شدهاند.
خبرنامه امیرکبیر چه ماهیتی دارد؟
بیانیه تأسیس انجمنهای شیر و خورشید توسط این خبرنامه اعلام شد و بلندگوی این گروهها است.
سابقه این خبرنامه به قیام دانشجویی سال ۱۳۷۸ بازمیگردد که جریانی در دانشگاه امیرکبیر شکل گرفت و تا سال ۱۳۸۸ فعال بود، اما پس از آن فعالیت این خبرنامه متوقف شد ولی از سال ۱۳۹۹ خبرنامه جدیدی ایجاد شد.
اما مهمترین نکته این است که خبرنامه فعلی امیرکبیر هیچ ربطی به خبرنامه قدیمی ندارد. این خبرنامه توسط فردی به نام «علی رمضانی» ایجاد شده که از اعتبار گذشته آن سوءاستفاده کرده تا بلندگوی گروههای دستساز حراست باشد.
علی رمضانی کیست؟
علی رمضانی در ۲۴ مهر ۱۴۰۲ در خانهاش توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت و به بند ۲۰۹ اوین منتقل شد. شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست ایمان افشاری در ۲ اسفند ۱۴۰۲ او را به ۳ سال و ۷ ماه حبس محکوم کرد. اما این فرد به طرز مشکوکی از زندان خارج شد، به ارمنستان رفت و سپس در دیماه ۱۴۰۴ در دانشگاه یورک تورنتوی کانادا به عنوان دانشجوی فوق لیسانس معرفی شد.
سؤال این است که چگونه دانشجویانی که کوچکترین فعالیتی داشتهاند سالها بدون مرخصی در زندان میمانند، اما این فرد با این محکومیت به خارج میرسد؟ تحقیقات کارشناسان نشان میدهد پروسه خروج و جایزههایی که به او داده شده مشکوک است.
خبرنامه امیرکبیر مدعی بود از داخل دانشگاه امیرکبیر اداره میشود، در حالی که علی رمضانی آن را از کانادا اداره میکرد.
درباره مشکوک بودن این خبرنامه، شخصیتها و جریانهای مختلفی هشدار دادند. برای نمونه، آقای محمود امیریمقدم (مدیر سازمان حقوق بشر ایران) در ژانویه ۲۰۲۶ در توئیتی اعلام کرد پس از اینکه برخی فعالان این رسانه را مشکوک نامیدند، پیامهایی تهدیدآمیز با ادبیات نهادهای امنیتی دریافت کرده است.
همچنین آقای کامبیز غفوری (خبرنگار و فعال سیاسی) در دسامبر ۲۰۲۵ توئیت زد: «هشدار مهم: خبرنامه امیرکبیر خط امنیتی و دست افراد بسیار مشکوک است؛ به دام آن نیفتید.» پس از این توئیت نیز پیامهای تهدیدآمیز امنیتی دریافت کرد. این واکنشها و تهدیدها نشاندهنده وحشت رژیم از لو رفتن این خط امنیتی است.
جمعبندی این است که این انجمنها همزمان با اوجگیری قیامها در اسفند ۱۴۰۴ و مهر ۱۴۰۵ مانند قارچ رشد کردند، خبرنامه امیرکبیر بلندگوی آنها شد، هدفشان پررنگ کردن فرزند شاه و سرکوب قیام آزادیخواهانه در دانشگاهها بود.
در هفتم مهرماه، ستاد اجتماعی مجاهدین در داخل کشور با صدور اطلاعیهای اعلام کرد خبرنامه موسوم به امیرکبیر متعلق به فرزند شاه، جعل و سرقت نام دانشگاه امیرکبیر است که توسط علی رمضانی در خارج از کشور اداره میشود.
پاسخ علی رمضانی در شبکه ایکس این بود که «افتخار میکنم صدای دانشگاه را رساندم و خشم مجاهدین از همینجا است»؛ که در واقع باید گفت خشم وزارت اطلاعات از افشای این توطئه است.
بنابراین باید این طور نتیجهگیری کرد که هم خبرنامه موسوم به«امیر کبیر» و هم انجمنهای شیر و خورشید در دانشگاهها یک پروژه امنیتی مرتبط با دستگاه امنیتی رژیم ایران بوده است تا رضا پهلوی و جریان بچه شاه را به عنوان سدی در مقابل جنبش و قیام مردم ایران علم کند. و اگر در شرایط کنونی نیز بار دیگر سودای فعال سازی این پروژه در سر پرورانده میشود بیانگر شرایط بغرنج و بن بست همه جانبه رژیم است.
منابع
- تلویزیون ایران آزادی. ۵آبان ۱۴۰۴. انجمنهای «شیر و خورشید» چطور و از کجا ناگهان در دانشگاهها ظاهر شدند؟
- کیهان لندن. ۴اسفند ۱۴۰۴. «همزمان با آغاز ترم جدید و موج تازه اعتراضات دانشجویی؛ اعلام موجودیت گسترده انجمنهای «شیر و خورشید» در دانشگاههای کشور»
- صدای آمریکا. ۶اسفند۱۴۰۴. «موج جدید اعتراض دانشجویان با تحریم کلاسهای مجازی و تشکیل «انجمنهای شیر و خورشید»







