نزاع بر سر اینترنت، بازتاب هراس حاکمیت از گسترش نارضایتی و شکلگیری اعتراضات سازمانیافته
جدال بر سر بازگشایی اینترنت در روزهای اخیر به یکی از مهمترین عرصههای کشمکش درون حاکمیت تبدیل شده است. اما این نزاع بیش از آنکه بر سر فناوری یا حتی اقتصاد دیجیتال باشد، به نحوه مواجهه با جامعهای بازمیگردد که زیر فشار بحرانهای اقتصادی و اجتماعی قرار گرفته است.
نخستین نشانه این شکاف را میتوان در گزارش روزنامه جهان صنعت ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ مشاهده کرد؛ احمد راستینه، از چهرههای نزدیک به جریان پایداری، وزیر ارتباطات را نه به دلیل قطع اینترنت، بلکه به دلیل بازگشایی آن تهدید به استیضاح میکند.
واقعیت اینست که مسئله برای این جریان، کارآمدی اینترنت یا حتی خسارتهای اقتصادی ناشی از قطع آن نیست؛ نگرانی اصلی از پیامدهای سیاسی باز شدن فضای ارتباطی است. در نگاه این طیف، جامعهای که بتواند آزادانه ارتباط برقرار کند، دشوارتر کنترل میشود.
بیشتر بخوانید
مرجان؛ از هنر موسیقی تا هنر شورشگری!
مصطفی پوردهقان میگوید؛ برخی از مخالفان اینترنت آزاد در جلسه با وزیر ارتباطات استدلال کردهاند که «مردم به قطع بودن اینترنت عادت کردهاند» و خواهان تداوم این وضعیت بودهاند.
این جمله صرفاً یک اظهار نظر نیست؛ بلکه نشاندهنده نوعی تفکر سیاسی است که ثبات را در هرچه تاریک کردن جامعه و بستن ارتباط در جامعه جستوجو میکند. در چنین نگرشی، ارتباط گسترده شهروندان با یکدیگر و با جهان خارج نه یک فرصت، بلکه یک تهدید تلقی میشود.
در همین گزارش آمده است که، در طیف دیگری احمد انارکی محمدی از خسارتهای چند هزار میلیارد تومانی به اقتصاد دیجیتال و آسیب گسترده به کسبوکارهای اینترنتی سخن میگوید، این موضع لزوماً به معنای دفاع از آزادی اینترنت نیست. آنچه این طیف را نگران کرده، خطرات ناشی از انباشت نارضایتیهای اقتصادی و اجتماعی است. آنها بیم دارند که ادامه محدودیتها، فشارهای معیشتی را تشدید کرده و این شکاف راه به خیرش های اجتماعی با پیامدهای ناگوار میبرد ..
بنابراین نزاع کنونی برآیند این است که هر دو باند از یک واقعیت مشترک هراس دارند: جامعهای ناراضی که ظرفیت اعتراض و شورش را در خود انباشته است.
پوردهقان از نگاه بخشی از تندروها سخن میگوید که اینترنت بینالملل را بستری برای نفوذ دشمن و تهدید امنیتی میدانند و معتقدند نباید دوباره باز شود.
ترجمه سیاسی این موضع روشن است: اینترنت میتواند نارضایتیهای پراکنده را به یک شبکه اجتماعی و سیاسی گسترده تبدیل کند. آنچه این جریان از آن واهمه دارد، صرفاً انتقال اطلاعات نیست؛ بلکه امکان شکلگیری خبزش جمعی است.
در مقابل، طیف حامی بازگشایی محدود اینترنت نیز از زاویه دیگری به همان خطر نگاه میکند. آنها میکوشند بخشی از فشارهای اجتماعی را تخلیه کنند تا از رسیدن جامعه به نقطه انفجار جلوگیری شود. به بیان دیگر، یک باند معتقد است برای جلوگیری از بحران باید سوپاپ اطمینانی ایجاد کرد و باند دیگر بر این باور است که هرگونه گشایش میتواند کنترل اوضاع را از دست حکومت خارج کند.
هانا آرنت نظریه پرداز نظامهای توتالیتر میگوید: دیکتاتورها از پیوند و ارتباط میان شهروندان هراس دارند، زیرا افراد منزوی خطر کمتری برای قدرت ایجاد میکنند. میشل فوکو، فیلسوف و نظریهپرداز فرانسوی قدرت و کنترل اجتماعی میگوید کنترل اطلاعات یکی از مهمترین ابزارهای حفظ سلطه سیاسی است.
جنگ امروز بر سر اینترنت را باید بازتاب جنگ بزرگتری در درون حاکمیت دانست؛ جنگی بر سر نحوه مهار جامعهای که زیر بار بحرانهای اقتصادی و اجتماعی قرار دارد. اختلاف دو باند نه بر سر وجود این خطر، بلکه بر سر شیوه مقابله با آن است. یک جناح میگوید باید اندکی فضا را باز کرد تا نارضایتیها به انفجار نرسد؛ جناح دیگر معتقد است همین گشایش میتواند اعتراضات پراکنده را به یک جنبش سراسری و کنترلناپذیر تبدیل کند. از این منظر، نزاع بر سر اینترنت در واقع نزاع بر سر مدیریت ترس از خیزش اجتماعی است.







