مرگ، ویرانی و وعدههای همیشگی در سایه بیکفایتی ساختاری
سیلابهای جنوب ایران بار دیگر جان انسانها را گرفت و ضعف مزمن مدیریت بحران در کشور را آشکار کرد. بارندگیهای شدید روزهای پایانی آذرماه، استانهای جنوبی را درگیر بحرانی کرد که به گفته مقامهای رسمی، دستکم ۷ کشته برجای گذاشت. سیلابهای جنوب ایران در حالی تلفات انسانی به جا گذاشت که هشدارهای هواشناسی از پیش صادر شده بود.
جمعیت هلالاحمر ایران روز جمعه ۲۸ آذر اعلام کرد شمار جانباختگان سیلابهای اخیر در استانهای فارس، خوزستان و هرمزگان به هفت نفر رسیده است. در میان قربانیان، نام محمد قربان، امدادگر هلالاحمر، دیده میشود که هنگام امدادرسانی در شهرستان جهرم جان خود را از دست داد. مرگ یک امدادگر در جریان کمکرسانی، ابعاد انسانی و تلخ سیلابهای جنوب ایران را پررنگتر کرد.
بر اساس گزارشهای رسمی، بارندگیهای شدید موجب طغیان رودخانهها و آبگرفتگی گسترده در مناطق مختلف شد. در استان فارس، سیلاب خسارات قابل توجهی به مناطق مسکونی وارد کرد و در خوزستان، یک مرد ۴۷ ساله در مسجدسلیمان پس از هشت روز جستوجو، به عنوان یکی از قربانیان سیلاب شناسایی شد. این فرد در جریان سیلاب مفقود شده بود و پیکر او پس از روزها جستوجو پیدا شد.
سیلابهای جنوب ایران و قربانیان خاموش
در میان جانباختگان سیلابهای جنوب ایران، دو کودک نیز گزارش شدهاند. انتشار خبر مرگ کودکان، بار دیگر نبود زیرساختهای ایمن و فقدان برنامهریزی برای حفاظت از مناطق پرخطر را به رخ کشید. سیلابهای جنوب ایران هر ساله جان شهروندانی را میگیرد که در مناطق محروم و کمبرخوردار زندگی میکنند.
جمعیت هلالاحمر مدعی شد که از ۲۴ تا ۲۸ آذرماه، عملیات امدادرسانی در ۲۴ استان کشور انجام شده است. در این بازه زمانی، صدها نفر به مناطق امن منتقل شدند و شماری از آسیبدیدگان نیز به مراکز درمانی اعزام شدند. گستردگی عملیات نشان میدهد که سیلابهای جنوب ایران تنها محدود به یک منطقه نبوده و بخش بزرگی از کشور را تحت تأثیر قرار داده است.
هشدارها، آمادهباش و تکرار بحران
سیلابهای جنوب ایران در سالهای اخیر به یک رویداد فصلی تبدیل شدهاند. نبود زیرساختهای مناسب، تخریب محیطزیست، مدیریت ناکارآمد منابع آب و گسترش ساختوسازهای بیضابطه، شدت خسارات را افزایش داده است. قربانیان این چرخه معیوب، اغلب از اقشار محروم هستند که کمترین سهم را از منابع عمومی دارند.
در نهایت، سیلابهای جنوب ایران بار دیگر نشان داد که بحرانهای طبیعی در کشور به دلیل فساد، بیبرنامگی و بیتوجهی سیستماتیک به جان مردم، به فاجعه انسانی تبدیل میشوند. تکرار این فجایع، نه یک حادثه غیرمنتظره، بلکه نتیجه مستقیم ساختاری است که جان انسانها را در اولویت قرار نمیدهد.







