بحران آموزش از مناطق محروم عبور کرده و اکنون به مدارس پایتخت رسیده است
ترک تحصیل در ایران ابعاد تازهای پیدا کرده است. گزارشهای منتشرشده از مدارس تهران، از افزایش شمار دانشآموزانی حکایت دارد که از ادامه تحصیل بازماندهاند. این یک فاجعه و بحران آموزشی است که حکومت ولایت فقیه بهجای اولویت به آموزش و رفاه و اقتصاد مردم که در حال نابودی است، جنگ را در اولویت اصلی قرار داده است که تنها ضرر کننده اصلی آن مردم بیسرپناه ایران هستند و اکنون این فاجعه در رسانههای حکومتی بازتاب پیدا کرده است. دلیل اصلی این بحران هم هزینههای سنگین زندگی و آموزش است که بسیاری از خانوادهها را تحت فشار قرار داده است.
فرارو در گزارشی در ۱۷ شهریور ۱۴۰۵، به اظهارات یکی از بازرسان آموزشوپرورش درباره وضعیت مدارس تهران اشاره کرد. این بازرس گفته است در یک مدرسه ۴۰۰ نفره، حدود ۷۰ دانشآموز از ادامه تحصیل بازماندهاند.
به گفته او، این وضعیت در پایههای هفتم، هشتم و نهم بیشتر دیده میشود. چنین آماری، نگرانیها درباره گسترش ترک تحصیل در پایتخت را افزایش داده است.
ترک تحصیل زیر فشار هزینههای زندگی
محمدرضا نیکنژاد، کارشناس آموزش، اقتصاد را یکی از عوامل اصلی بازماندن دانشآموزان از تحصیل میداند. او در گفتوگو با رسانه حکومتی فرارو گفته است خانوادهها زیر فشار افزایش هزینههای زندگی قرار دارند. هزینه تحصیل نیز دیگر فقط به شهریه مدارس محدود نمیشود. سرویس مدرسه، لباس فرم، لوازمالتحریر و دیگر هزینههای جانبی، بار مالی بیشتری بر خانوادهها تحمیل میکنند.
در تهران، هزینه سرویس مدارس بر اساس مسافت، نوع خودرو و شرایط مسیر تعیین میشود. نیکنژاد گفته است هزینه سرویس برخی خانوادهها در سال گذشته به ۱۰ میلیون تومان رسیده بود. برای خانوادهای که بخش بزرگی از درآمد خود را صرف مسکن و نیازهای ضروری میکند، چنین هزینههایی سنگین است. در این شرایط، ادامه تحصیل فرزند میتواند به یک فشار اقتصادی جدی تبدیل شود.
پیامد این فشارها در روند ثبتنام مدارس نیز دیده شده است. نیکنژاد گفته است برخی مدارسی که پیشتر سریعاً تکمیل ظرفیت میشدند، در روزهای پایانی ثبتنام همچنان کلاس خالی داشتهاند.
بحران ترک تحصیل فقط اقتصادی نیست
ترک تحصیل تنها نتیجه کاهش قدرت خرید خانوادهها نیست. به گفته نیکنژاد، نظام آموزش رسمی نیز با بحران روبهرو است. این کارشناس آموزش معتقد است مدرسه نتوانسته ارتباط کافی میان آموزش و زندگی امروز و آینده دانشآموز ایجاد کند. او همچنین از فشارهای موجود در محیط مدرسه سخن گفته و آن را به نظم پادگانی تشبیه کرده است.
بیشتر بخوانید
غنای طبیعی استان سیستان و بلوچستان و فقر و محرومیت بی حد وحصر! چه باید کرد؟
به گفته نیکنژاد، دانشآموزان با مجموعهای از فشارهای مدیریتی و آموزشی مواجه هستند. در مقابل، بسیاری از آنها احساس نمیکنند آموزش رسمی پاسخ مناسبی به نیازهای امروز و آینده آنها میدهد. در چنین شرایطی، انگیزه حضور در مدرسه کاهش پیدا میکند.
آمار ترک تحصیل؛ ۹۰۰ هزار نفر یا بیشتر؟
درباره تعداد واقعی دانشآموزانی که از چرخه آموزش خارج شدهاند، آمارهای متفاوتی وجود دارد. رسانه حکومتی فرارو در گزارشی در ۲۹ آبان ۱۴۰۴، با استناد به مرکز آمار ایران اعلام کرد که در سال ۱۴۰۱، بیش از ۱۷۵ هزار دانشآموز در دوره ابتدایی ترک تحصیل کرده بودند. این گزارش شمار دانشآموزان ترکتحصیلکرده در متوسطه اول را حدود ۱۹۸ هزار نفر اعلام کرد. در متوسطه دوم نیز این رقم حدود ۵۵۷ هزار نفر عنوان شد.
روزنامه اطلاعات نیز از افزایش شمار دانشآموزان ترکتحصیلکرده به بیش از یک میلیون نفر خبر داده است. این روزنامه همزمان از کمبود ۳۳۵ هزار معلم نوشته است. در مقابل، آمار رسمی اعلامشده از سوی مشاور وزیر آموزشوپرورش در سال ۱۴۰۴، شمار بازماندگان از تحصیل را ۹۱۹ هزار و ۸۵۵ نفر اعلام کرده است. با این حال، برخی فعالان آموزشی و حوزه کودک، رقم واقعی را بیشتر از این میزان میدانند.
مرز مبهم میان ترک تحصیل و بازماندگی
یکی از مشکلات موجود در بررسی این بحران، تفاوت میان «ترک تحصیل» و «بازماندگی از تحصیل» است. ترک تحصیل در ظاهر اقدامی خودخواسته است. اما شرایط اقتصادی و اجتماعی میتواند فرد را به چنین تصمیمی سوق دهد. در مقابل، بازماندگی از تحصیل به شرایطی مربوط میشود که کودک امکان ورود یا ادامه حضور در نظام آموزشی را ندارد.
برخی دانشآموزان به دلیل شرایط خانوادگی از مدرسه خارج میشوند. گروهی دیگر نیز به دلیل فشارهای اقتصادی یا شرایط اجتماعی، عملاً امکان ادامه تحصیل ندارند. بنابراین، رقم واقعی ترک تحصیل میتواند با آمار رسمی تفاوت داشته باشد.
تهران؛ ویترین بحران آموزش
گسترش ترک تحصیل در تهران اهمیت ویژهای دارد. مسئله اصلی، دسترسی نابرابر به امکانات است. خانوادههای برخوردار میتوانند هزینههای جانبی آموزش را پرداخت کنند. خانوادههای کمدرآمد اما با افزایش مداوم هزینهها، انتخابهای محدودتری دارند.
نیکنژاد گفته است هزینه زندگی در تهران نسبت به بسیاری از شهرستانها بسیار بالاتر است. مسکن نیز بخش بزرگی از درآمد خانوار را مصرف میکند. در چنین شرایطی، ترک تحصیل دیگر یک اتفاق فردی نیست. این پدیده به نشانهای از فشار همزمان اقتصادی و آموزشی تبدیل شده است.
ترک تحصیل در ایران دیگر یک هشدار محدود به مناطق محروم نیست. رسیدن این بحران به تهران، زنگ خطر جدیتری برای وضعیت آموزش است. آمارهای متفاوت، هزینههای فزاینده، کمبود معلم و کاهش انگیزه دانشآموزان، تصویری نگرانکننده ایجاد کردهاند.
وقتی خانواده توان پرداخت هزینههای آموزش را از دست میدهد، مدرسه از یک حق عمومی به امکانی نابرابر تبدیل میشود. نتیجه چنین روندی، عمیقتر شدن شکاف آموزشی و اجتماعی است. بحران ترک تحصیل در چنین ابعادی، فقط مسئله امروز دانشآموزان نیست. پیامدهای آن میتواند سالها بعد در ساختار اجتماعی و اقتصادی کشور آشکار شود.
منابع
- فرارو، گزارش ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ درباره بازماندگی از تحصیل در تهران
- فرارو، گزارش ۲۹ آبان ۱۴۰۴ درباره علل ترک تحصیل دانشآموزان
- مرکز آمار ایران، آمار مورد استناد فرارو درباره بازماندگان از تحصیل
- روزنامه اطلاعات، گزارش درباره شمار دانشآموزان ترکتحصیلکرده و کمبود معلم
- اظهارات محمدرضا نیکنژاد، کارشناس آموزش، در گفتوگو با فرارو







