جوانان، زنان و فارغالتحصیلان در معرض موج تازه بیکاری و بحران معیشتی
پس از جنگ؛ برآوردها نشان میدهد سه تا سهونیم میلیون شغل از بین رفته است. جوانان، زنان و فارغالتحصیلان با آینده نامعلوم اشتغال مواجهاند. بازار کار ایران پس از دو دوره جنگ ویرانگر، با موج تازهای از بیکاری و نابودی فرصتهای شغلی مواجه شده است. برآوردهای کارشناسی از ازدسترفتن سه تا سهونیم میلیون شغل در مقاطعی از این بحران حکایت دارد؛ رقمی که حتی اگر بخشی از مشاغل پس از برقراری آتشبس احیا شده باشند، ابعاد ضربه واردشده به اقتصاد و معیشت میلیونها خانوار را نشان میدهد.
این بحران در شرایطی تشدید شده که اقتصاد ایران پیش از جنگ نیز زیر فشار تورم، رکود تولید، کاهش سرمایهگذاری و نااطمینانی اقتصادی قرار داشت. جنگ تنها به زیرساختهای فیزیکی و تأسیسات اقتصادی آسیب نزد، بلکه امنیت شغلی میلیونها نفر را نیز هدف قرار داد. اکنون بخش بزرگی از جامعه با این پرسش روبهرو است که چگونه باید هزینههای زندگی را تأمین کند، درحالیکه فرصتهای اشتغال روزبهروز محدودتر میشوند؟
سهونیم میلیون شغل؛ ابعاد واقعی بحران بیکاری
حمید حاجاسماعیلی، کارشناس بازار کار، با استناد به برآوردهای وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی اعلام کرده است که حدود یکمیلیون و ۵۰۰ هزار نفر در جریان این تحولات شغل خود را از دست دادهاند؛ هرچند برآوردهای مقطعی از نابودی سه تا سهونیم میلیون شغل نیز حکایت داشته است.
این ارقام نشان میدهد که بحران اشتغال را نمیتوان صرفاً به خسارتهای مستقیم جنگ محدود کرد. تعطیلی بنگاهها، اختلال در زنجیره تأمین، کاهش تقاضای مصرفکنندگان، افزایش هزینه تولید و بیثباتی بازار ارز، مجموعه عواملی هستند که چرخه اشتغال را مختل کردهاند.
واقعیت این است که اقتصاد متکی بر رکود و تورم، حتی پیش از جنگ نیز توان ایجاد فرصتهای شغلی پایدار را از دست داده بود. جنگ این ضعفهای ساختاری را تشدید کرد و هزینه آن مستقیماً بر دوش نیروی کار و خانوادههای ایرانی افتاد.
زنان و جوانان؛ قربانیان اصلی فروپاشی بازار کار
یکی از نگرانکنندهترین ابعاد بحران بیکاری، وضعیت زنان، جوانان و فارغالتحصیلان دانشگاهی است. حاجاسماعیلی نرخ بیکاری جوانان را در مقاطعی بالاتر از ۲۴ تا ۲۵ درصد عنوان کرده و نرخ مشارکت اقتصادی زنان را حدود ۱۴ درصد دانسته است.
این ارقام بیانگر شکاف عمیق میان ظرفیت انسانی جامعه و فرصتهای محدود اقتصادی است. در سالهایی که زنان با افزایش سطح تحصیلات و حضور اجتماعی گستردهتر به دنبال استقلال مالی و ورود به بازار کار بودهاند، ساختار اقتصادی حکومت ایران نتوانسته فرصتهای متناسب با این ظرفیت را فراهم کند.
بیشتر بخوانید
ایران در محاصره فلاکت؛ جغرافیای فروپاشی معیشت و نابرابری اقتصادی
برای جوانان نیز شرایط دشوارتر شده است. فارغالتحصیلانی که سالها برای تحصیل و کسب تخصص هزینه کردهاند، اکنون با بازاری مواجهاند که نه ظرفیت جذب نیروی جدید دارد و نه چشمانداز روشنی برای اشتغال پایدار ارائه میکند.
نتیجه این وضعیت، گسترش ناامیدی شغلی، وابستگی اقتصادی، مهاجرت نیروی متخصص و هدررفتن سرمایه انسانی کشور است.
کاهش قدرت خرید؛ ضربه دوم به اشتغال
بحران بیکاری فقط به تعطیلی کارخانهها و کارگاههای تولیدی محدود نمیشود. بخش بزرگی از اشتغال در ایران به خدمات، فروش، گردشگری، آموزش، حملونقل و فعالیتهای روزمره اقتصادی وابسته است.
وقتی تورم قدرت خرید خانوارها را کاهش میدهد، مردم ابتدا هزینههای غیرضروری را حذف میکنند. خرید پوشاک، استفاده از خدمات تفریحی، سفر، آموزشهای تکمیلی و بسیاری از خدمات دیگر کاهش مییابد. در نتیجه، کسبوکارهایی که به مصرف روزمره مردم وابستهاند، با کاهش درآمد و خطر تعطیلی مواجه میشوند.
به این ترتیب، تورم فقط سفره مردم را کوچک نمیکند؛ بلکه با کاهش تقاضا، زمینه حذف مشاغل بیشتری را نیز فراهم میسازد. این همان چرخه مخربی است که در آن فقر، رکود و بیکاری یکدیگر را تشدید میکنند.
اقتصاد بیثبات؛ سرمایهگذاری در انتظار نامعلوم
تا زمانی که نااطمینانیهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی که حکومت ایران ایجاد کرده، ادامه داشته باشد، امکان برنامهریزی برای توسعه اشتغال محدود خواهد بود. هیچ بنگاه اقتصادی نمیتواند در شرایطی که هزینه مواد اولیه، نرخ ارز، میزان فروش و آینده فعالیت آن قابل پیشبینی نیست، با اطمینان نیروی جدید استخدام کند. سرمایهگذاری نیز بدون ثبات اقتصادی و امنیت فعالیتهای تولیدی شکل نمیگیرد.
در چنین شرایطی، حتی بازگشایی برخی واحدهای تعطیلشده نیز الزاماً به معنای بازگشت اشتغال ازدسترفته نیست. بسیاری از بنگاهها ممکن است با ظرفیت پایینتر فعالیت کنند یا برای جبران خسارتها، نیروی کار خود را کاهش دهند.
بیکاری؛ بحران اقتصادی با پیامدهای اجتماعی
پیامدهای بیکاری فراتر از کاهش درآمد خانوارها است. وقتی یک فرد شغل خود را از دست میدهد، توان پرداخت اجاره مسکن، هزینه درمان، آموزش فرزندان و تأمین نیازهای اولیه خانواده نیز کاهش مییابد. تداوم این وضعیت میتواند به افزایش فقر، آسیبهای اجتماعی، ناهنجاریهای اقتصادی و گسترش اعتراضات معیشتی منجر شود. جوانی که امکان ورود به بازار کار ندارد و خانوادهای که درآمد خود را از دست داده است، صرفاً با یک مشکل اقتصادی روبهرو نیست؛ بلکه امنیت آینده خود را نیز ازدسترفته میبیند.
مسئله اساسی این است که بیکاری گسترده نتیجه یک عامل منفرد نیست. رکود مزمن، تورم، کاهش سرمایهگذاری، نااطمینانی و پیامدهای جنگ، همگی در شکلگیری این بحران نقش داشتهاند. بنابراین، نسبتدادن تمام خسارتها به جنگ، نمیتواند مسئولیت سیاستگذاری اقتصادی و ضعفهای ساختاری را از دوش حکومت و مدیران اقتصادی بردارد هرچند حکومت ایران تلاش میکند همه مشکلات را به عوامل خارجی مرتبط سازد که البته از نگاه مردم یک عوامفریبی محض است.
از دست رفتن میلیونها فرصت شغلی، زنگ خطری جدی برای آینده اقتصادی و اجتماعی مردم ایران است. تا زمانی که منابع کشور به جای توسعه تولید، حمایت از بنگاههای مولد و ایجاد اشتغال پایدار، درگیر سیاستهای پرهزینه و مدیریت بحرانهای پیدرپی باشد، بازسازی بازار کار نیز با موانع جدی مواجه خواهد بود. بیکاری امروز تنها آمار تعدیل نیرو نیست؛ نشانه عمیقتر شدن بحران اقتصادی و انتقال هزینه ناکارآمدی سیاستها به زندگی میلیونها شهروند است.
منابع
- سایت حکومتی فرارو ۱۵ آبانماه ۱۴۰۵ «بیکاری پس از جنگ…»
- سایت حکومتی ساعت۲۴ ۱۵ تاریخ آبانماه ۱۴۰۵ «رشد بیکاری پس از جنگ…»
- سایت حکومتی خبر فارسی ۱۵آبانماه ۱۴۰۵«رشد بیکاری پس از جنگ…»







