چه کسی به قیام مردم خنجر زد؟
در سالگرد قیام ۱۴۰۱ هستیم؛ قیامی که با قتل مهسا امینی توسط نیروهای سرکوبگر آغاز شد. و بهسرعت کلیت نظام را نشانه گرفت. در آن روزها که جوانان ما در کف خیابان سینه سپر میکردند، رژیم فقط از گلوله و ساچمه استفاده نکرد، بلکه یک «ترمز دستی» و یک «اسب تروا» را هم وارد میدان کرد. این اسب تروآ که بود و چه سرنوشتی پیدا کرد؟
بگذارید همینجا یک حقیقت تاریخی را روشن کنیم: «نه شاه، نه شیخ» عامل تفرقه نبود، بلکه واکسن ضد استبداد و تنها شاخص عبور از دیکتاتوری بود!
شما از اتحاد حرف میزنید؟ اتحاد با چه کسی؟ با جریانی که وارث ساواک است؟ ما در قیام ۱۴۰۱ با یک «سرقت شیادانه» روبهرو بودیم. در حالی که کانونهای شورشی و جوانان ما در کف خیابان خون میدادند، جریانی با لایکهای رباتیک و دلارهای اسپانسرها وارد شد تا قیام را از «کف خیابان» به «استودیوهای تلویزیونی» و هشتگهای مجازی منتقل کند.
رژیم خامنهای در لبه پرتگاه بود، اما بچه شاه با پروژه «وکالت میدهم» چه کار کرد؟ به مردم گفت به جای سازماندهی و جنگ با پاسداران، بروید در خانه بنشینید و روی گوشیهایتان به من وکالت بدهید! این یک خنجر زهرآلود از پشت به قیام ۱۴۰۱ بود. این پروژه، انرژی متراکم یک ملت تشنهی سرنگونی را مهار کرد و دقیقاً به جیب رژیم و ماشین سرکوب ریخت.
استراتژی جریان سلطنت برای مقابله با رژیم!
خشونت پرهیزی بزرگترین دروغ و کثیفترین شارلاتانیسمِ سیاسیِ دهههای اخیر بود! اولاً، خشونتپرهیزیِ بچه شاه برای چه کسی بود؟ برای جوانی که چشمش با ساچمه کور میشد؟ نه! این نسخه، یک «کادوی آرامبخش و یک اماننامه» برای وحوش سپاه و پاسداران جنایتکار بود.
بچه شاه به سپاه پیام داد که «مردم با شما کاری ندارند، من هم شما را منحل نمیکنم!» یعنی میخواست اسکلت ماشین کشتار رژیم را حفظ کند تا فردا بشود چماق دست خودش.
ثانیاً، کدام ریزش؟! کدام ۵۰ هزار پاسدار؟! دیدید که همین چند وقت پیش، خودش با خفت جلوی دوربینهای غربی اعتراف کرد که «هیچ ارتباطی با فرماندهان نداشته و کل ماجرا فقط چند پیامِ دایرکت در اینستاگرام بوده است!»
این جریان یک «حباب توخالی» است. لشکری جز رباتهای فیک ندارند. به قول خبرگزاری رویترز، او یک «بیکار حبابنشین» است. وقتی شما در میدان عمل نیروی از جانگذشته نداشته باشی، مجبور میشوی با دروغ «۵۰ هزار پاسدار کیوآردار» به مردم سراب بفروشی.
چگونه مدعی خشونتپرهیز خواستار مداخله نظامی بیگانه شد؟
رسیدن از سیاست خشونت پرهیزی به حمایت از جنگ خارجی یک چرخش نبود، این «عریانشدن ذات فاشیسم موروثی و پروژه استعماری» بود!
شما تناقض را ببینید؛ وقتی جوان ما در خیابان با دست خالی با یگان ویژه میجنگید، بچه شاه میگفت «خشونت به خرج ندهید!». اما وقتی پای آمریکا به میان آمد، ناگهان التماس کرد که بمب روی سر همین مردم و زیرساختهای ایران بریزند! چرا؟
بیشتر بخوانید
چون اینها به دنبال پروژه چلبیسازی هستند. بچه شاه دید حنایِ «گروه تریلیون دلاری» و اسپانسرهایش رنگی ندارد؛ پس به التماس افتاد تا بیگانگان با بمبافکنهایشان خیابانها را شخم بزنند و او سوار بر تانکهای خارجی بر تخت سلطنت بنشیند.
کسی که این بمبارانها را ملت خود روا میدارد و آن را جنگ بشردوستانه مینمامد، و برای رسیدن به تاج و تخت متوسل به بیگانه است. این دقیقاً یادآور همان کاری است که پدرش در ۲۸ مرداد با دلارهای استعماری سیا و انگلیس با مصدق و ملت ایران کرد. آنها جان مردم ایران برایشان ارزش ندارد، فقط تاجوتخت را میخواهند.
چرا رضا پهلوی رژه ساواک را گردن نگرفت؟
شگفت آن بود که ماهها دلقکهای اجارهای و شعبان بیمخهای مدرن را در اروپا به خط کردند تا بگویند ما ارتش داریم. وقتی دیدند در داخل کشور مردم دارند قتلعام میشوند و صدای اعتراض حامیان خودشان هم درآمده که «پس این گارد جاویدان کجاست؟»، از ترس آبروریزی همه آنها را مثل دستمال کثیف دور انداختند!
وقیحتر اینکه، در همان بیانیه ادعا کردند «هستههای ۳ تا ۵ نفره در داخل داریم»! یعنی با استیصال تمام، سعی کردند مدل پیروزمند «کانونهای شورشی» را روی کاغذ کپیبرداری کنند!
اما واقعیت چیست؟ واقعیت را اسپانسرهای سابق خودش (مثل بهبودی) گفتند. گفتند او ماهی ۱۰۰ هزار دلار پول توجیبی میگرفته، مشاورانش تفالههای صادراتی و امنیتیِ رژیم بودهاند و خودش در عمل «نیروی نیابتی رژیم» است برای مأیوس کردن مردم! جریانی که روی دروغ و دلار بنا شده باشد، در برابر آتش میدان واقعی اینگونه ذوب میشود و از هم میپاشد.
معیار تشخیص راه واقعی از سراب در مقابله با رژیم چیست؟
خون شهدای ما، از وحید بنی عامریان تا شهیدان قیام ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴، برای بازگشت به گذشته ریخته نشده است!
مردم ایران از ماشین کشتار خامنهای عبور نمیکنند تا دوباره سوار «اتوبوسِ استبداد با سرنشینانِ ساواکی» بشوند. دیکتاتوری، دیکتاتوری است؛ چه با عمامه، چه با تاج. چه ولیفقیه مطلقهای که میگوید نماینده خداست، چه شاهی که میگفت موهبت الهی است!
معیار، «مرزبندی سرخ و آتشین» با هر دو استبداد است. مبارزه با بلیتفروشی مجازی، لمپنیسم و التماس به بیگانگان پیش نمیرود. مشروعیت امروز، تنها و تنها از آن نیرویی است که بیش از ۶۰ سال است در کف خیابان، در زندانها و روی چوبههای دار، قیمت آزادی را با گوشت و استخوان خودش میپردازد.
راه نجات، نه مماشات با سپاه است و نه پروژه چلبیسازی. راه نجات در دستان مبارزه مردم ایران با پیشتازان «کانونهای شورشی» است تا ماشین سرکوب را در هم بکوبند و یک «جمهوری دموکراتیک، سکولار و مبتنی بر آرای مردم» را بنا کنند. آینده ایران را نه سارقان قیام، که خود مردم ایران در خیابانها خواهند نوشت.
منابع و اسناد مورد استفاده؛
- ۱. وبسایت رسمی رضا پهلوی – معرفی دیدگاهها، برنامه «پنج ستون» و مواضع او درباره گذار از جمهوری اسلامی، سازماندهی مخالفان و ریزش نیروهای حکومتی.
- ۲. وبسایت رسمی رضا پهلوی – برنامه گذار و دولت انتقالی – تشریح طرح او برای اداره کشور پس از سقوط جمهوری اسلامی و نقشی که برای خود در دوران گذار تعریف کرده است.
- ۳. وبسایت رسمی رضا پهلوی – نشست خبری ژانویه ۲۰۲۶ – اظهارات او درباره قیام، نیروهای نظامی و امنیتی، ریزش نیروها، سرنگونی جمهوری اسلامی و برنامه دوران پس از آن.
- ۴. وبسایت رسمی رضا پهلوی – مصاحبه با برنامه 60 Minutes شبکه CBS – تشریح موضع او درباره رهبری دوران گذار، سکولاریسم، دموکراسی و حق مردم ایران برای تعیین شکل حکومت آینده.
- ۵. وبسایت رسمی رضا پهلوی – سخنرانی در کمیته روابط خارجی پارلمان هلند – مواضع او درباره ائتلاف مخالفان، مبارزه با جمهوری اسلامی، سازماندهی نیروها و نقش جامعه بینالمللی در تحولات ایران.
- ۶. وبسایت رسمی رضا پهلوی – چشمانداز ایران آزاد – برنامه او برای ایران آینده، از جمله جدایی دین و حکومت، دموکراسی، حقوق شهروندی، اقتصاد و روابط خارجی.







