کنفرانس وحدت اسلامی که با شرکت ۱۰۰تن از مزدوران برون مرزی رژیم درتهران برگزارشد، خامنهای و روحانی طی سخنانی به دلداری آنها پرداختند ، سئوالی مطرح است که چرا دراین شرایط که رژیم بهخاطر دخالتهایش درمنطقه و بهخاطر اقدامات تروریستیاش در اروپا، هدف تحریمها هم قرار دارد، این کنفرانس را راه انداخته…؟ چه تضادی و مسئلهی را میخواسته حل کند؟ به همین مناسبت، آقای شاهین قبادی درگفتگویی با شبکه تصویری ایران آزادی ضمن بررسی این موضوع به سئوالات پاسخ میدهد
شاهین قبادی : این دقیقاً نشانه بنبست استراتژی رژیم هست چرا که رژیم طبعاً خوب میداند بلحاظ سیاسی اینها بخصوص در منطقه و در غرب هیچ بردی ندارد بلکه بسیار منفی عمل میکند اما از طرف دیگر این رژیمی است که در طول سالیان با تروریسم و دخالت در کشورهای منطقه یکی از ارکان حکومتش بوده و این موضوع الان در رژیم نهادینه شده، و مشخصاً با توجه به پایین رفتن، کاملاً مشهوده در تعادل قوا چه در منطقه و مشخصاً در داخل ایران و چه در سطح جهانی، رژیم بیش از هر زمان دیگری برای روحیه دادن به نیروهای خودش نیاز به همچنین سمینارهای و همچنین کنفرانسهای دارد یعنی رژیم در یک تناقض خیلی جدی گیر کرده است، از یک طرف در مصلحت سیاسیاش نیست و از طرفی دیگر نیاز دارد، برای حفط خودش و نیروهای خودش و ادامه وضعیت موجود تا باصطلاح پروسه سرنگونیاش را تعویق بیندازد یا کند، کند، لذا در چنین وضعیتی رژیم طبعاً با توجه به اینکه راهی به سمت خروج از این بنبست و این وضعیت و عقب نشینی از سیاستهای گذشتهاش نمیبیند، ناچار است همین مسیر را ادامه بدهد و ما شاهدش هستیم که دست به چنین کنفرانسها و دست به چنین برنامههای میزند، تا شاید بتواند روحیهای به نیروهای خودش بدهد، به مزدوران برون مرزی خودش بدهد، و اینگونه وانمود بکند، که اوضاع آنچنان هم بد نیست، و امیدی برای رژیم هست، و مانع از ریزش نیروها و جریانات مزدبگیر و مزدورش در سطح منطقه بشود و بطور خاص برای روحیه دادن به نیروهای خودش در داخل کشور، اما طبعاً از آنجا که هر سیاستی دورانی دارد و دوران کارکرد و برد این سیاستها تمام شده است، میبینیم همینها در گام بعدی به ضد خودش تبدیل میشود، هزینههای خیلی جدیتری روی دست رژیم بگذارد وقتی که صحبت از بنبست مرگبار رژیم در تمام عرصهها و زمینهها میکنیم این هم خودش یک نمود دیگری از همین وضعیت است، که به قول شما یک سری مزدوری میآورد که هیچ اهمیت سیاسی هم ندارند و تأثیر بالقوه و بالفعل روی زمین و تحولات ندارند اما طبعاً رژیم ناچار است که به این کارها دست بزند که اینگونه وانمود کند که اوضاع آنقدرها هم بد نیست و چشماندازها هم حتی در داخل خود رژیم هم صحبتش میشود، تیره و تار نیست و بحث به قول معروف فروپاشی و چشمانداز تیره و تار نیست و به زعم خودش برای همین مزدوران خودش.
شاهین قبادی: خامنهای سعی کرد باصطلاح خط و نشان بکشد و بگوید که امریکا نگران اوج گیری جنبش اسلامی است، و امریکا در منطقه شکست خواهد خورد و نگران بیداری مسلمانان در منطقه هست و همان حرفهای که همیشه میزند، از طرف دیگر جالب بود که روحانی سعی کرد، باصطلاح یک چهره متفاوتی نشان بدهد و بعنوان یک دایه مهربانتر از مادر برای کشورهای منطقه ظاهر بشود، مشخصاً برای عربستان سعودی و خطاب به آن پیامی بدهد به مردم عربستان که ما دوست شما هستیم همانطور که دوست سایر کشورهای منطقه بودیم همانطور که در لبنان و یمن و عراق بودیم، قیس علیالهذا که خوب اینها هیچکدام کاربردی همانطور که اول گفتیم ندارد و هیچ کس را نمیفریبد،. مسئله برای رژیم خیلی جدیتر از این حرفها شده است، و بعد از مردم ایران فکر کنم کسانی که بیش از همه اشراف دارند به کارکردهای رژیم و نقش مخربش در طول قریب به ۴ دهه گذشته در منطقه و اینکه این رژیم بوده با جنایتهایش بزرگترین دشمن مسلمانها و کشورهای مسلمان بوده است الان فکر کنم بیش از پیش برای مردم منطقه روشن شده است، ولی این تناقضگویی و این حرفهای به ظاهر متفاوت خامنهای و روحانی به نوعی باز بنبست رژیم را آشکار میکند و از یک طرف نیاز دارد مشخصاً تا جایی که خامنهای برمیگردد، چهره باصطلاح مقتدر رژیم و این که آینده مال رژیم است را و همان شعارهایی که در طول سالیان دادند را تکرار بکند چون تنها مسیر باز و ممکن برای رژیم است ولی از طرف دیگر بلحاظ بینالمللی نیاز دارد چهره نرمتری را نشان بدهد و آن هم سهم روحانی است، اما برآیند اینها هر ناظری میداند اولاً چیزی رخ نخواهد داد و ثانیاً حرف آخر را خامنهای خواهد زد لذا بار دیگر تاکید براین واقعیت است که رژیم همان مسیر قبلی را ادامه میدهد چون چارهای ندارد چون همانطور که خامنهای بارها و بارها از جمله در می سال ۲۰۱۷ گفته بود راهی برای عقب نشینی از سیاستهایش ندارد چون تغییر سیاستهای رژیم بخصوص و بخصوص سیاستهای مبنایی رژیم که یکی از آنها همانطور که میدانید دخالت در منطقه و صدور تروریسم و بنیادگرایی طلبی و جنگ طلبی در منطقه هست، هر گونه عقبنشینی از اینها چیزی که در فرهنک سیاسی ایران به آن جام زهر اطلاق میشود، نتیجهای جزء تسریع سرنگونی رژیم ندارد آنهم توجه داشته باشیم در آذر سال ۱۳۹۷ هستیم بعد از قیامها و استمرارش، و هر کسی بطور خاص خود خامنهای میداند که هرگونه عقبنشینی در استراتژی مبانی رژیم در سیاستهای پایهای رژیم فقط در چنین شرائطی سرنگونی رژیم را تسریع میکند، لذا رژیم در یک بنبست بسیار آشکاری مجبور به این نوع تناقضگویی میشود، چون بزعم خودش مخاطبین مختلفی دارد، اما برآیند این صحبتها هیچ چیزی نیست جزء اینکه نشان بدهد اصلاً رژیم ظرفیت هیچگونه تغییر را ندارد، و تنها چشمانداز را در ادامه همین مسیر و همین تلاش برای صدور ارتجاع در منطقه و ترکیب شرکت کنندهها هم بخوبی موید همین واقعیت است ازجمله شما اشاره کردید به نوری مالکی یک کارت سوخته در عراق که همه میدانند که نقش بسیار خوبی در این سالیان از وضعیت فلاکتبار در عراق داشته است
شاهین قبادی: من این را اگر اجازه بدهید از زاویه دیگری بررسی میکنم، ببینید تروریسم از نخستین روزهای سرکار آمدن رژیم بعنوان یک ابزار حکومتی استفاده شده و در هیچ برههای در طول قریب به ۴۰ سال پیدا نمیکنید که این رژیم دست به تروریزم نزده باشد، در طول سالیان این پدیده در رژیم نهادینه شده، ارگانهای خودش را ایجاد کرده مشخصاً تا جای که به منطقه برمیگردد، نیروی قدس و همینطور در داخل وزارت اطلاعات سازمان مشخصی برای آن ایجاد شده، سازمانهای فعالیتهای خارج کشوری و جنبشها باصطلاح خودشان، یک سازمان بزرگی و یکی از بخشهای بزرگ وزارت اطلاعات است، که با هزینه و پرسنل خیلی زیادی در این سالیان از طرف رژیم دنبال شده است، پس این رژیم هیچوقت نه تروریزم را کنار گذاشته، نه از آن کوتاه آمده و همیشه به آن هم نیاز داشته است، آنچه در طی این سالیان اتفاق افتاده بود این بود که حالا سالها بنابر مصلحت گاهی بیشتر و گاهی کمتر بنابر سیاست غرب که امتیاز دادن بود خوب رژیم این را منفعتبار میدید و دنبال میکرد، آنچه را که ما در ماههای اخیر شاهدش بودیم که شما اشاره کردید، ما شاهد اوجگیری فعالیتهای تروریستی رژیم در کشورهای اروپایی و امریکا هستیم، از جمله توطئه تروریستی علیه اعضا ء مجاهدین درتیرانا در ماه مارس است، سال میلادی در آستانه نوروز که خنثی شد، طرح بمبگذاری در گردهمایی بزرگ ایران آزاد امسال در ویلپنت پاریس که باز خنثی شد و منجر به دستگیری اسدالله اسدی دیپلمات تروریست رژیم که مسئول اطلاعات رژیم در اتریش بود، و در زندان هست و در بلژیک زندانی و پروسه قضایی آن در حال طی شدن است، دستگیری دو تن از ماموران اطلاعات در امریکا و طرح ترور اعضای مجاهدین در امریکا داشتند در ۲۰ اوت و اخیراً هم دستگیری یک مزدور وزارت اطلاعات در دانمارک در ۳۰ اکتبر توسط دولت دانمارک اعلام شد، اینها ۴ تا از اصلیترین موارد در ۷ یا ۸ ماه اخیر هستند، آنچه اتفاق افتاده رژیم ناتوان و مستأصل از مقابله با اوجگیری قیامها در داخل و مشخصاً نقش کانونهای شورشی که خود رژیم از بالاترین مقاماتش از شخص روحانی تا خامنهای و شمخانی بارها و بارها تاکید کردند، تلاش کرده با توسل به تروریسم ضربهای را به مقاومت بزند که شاید اینگونه بتواند به نوعی این روند را تغییر بدهد و روند اوجگیری قیامها و تظاهراتها و افول رژیم را جبران کند، لذا رژیم در امر تروریسم در یک سیر صعودی خاصتا در اروپا و امریکا طی میکند همین است.
چرا اینکارها را میکند دقیقاً از موضع ضعف و استیصال است، گفتم هر پدیده جدی چه در رابطه با رژیم و چه در رابطه با تحولات ایران و همینطور سیاستهای بینالمللی در رابطه با ایران باید با عینک قیامها و استمرار آنها بعنوان اصیلترین و پایهایترین تحول بایستی نگریست، آنچه که ایران امروز را با ایران پارسال یا قبل کیفا و کیفا متفاوت میکند، قیامها و اعتراضات و اعتصابها است که علیرغم همه بگیر و ببند و دستگیریها و سرکوبها ادامه پیدا کرده که دقیقاً ناشی از خواست مردم ایران و سرنگونی و تغییر تعادل قطعاً به نفع مردم و مقاومت علیه رژیماست .
پس رژیم برای جلوگیری از استمرار این روند و هر چه بیشتر ضعیفتر شدنش رو آورده به اهرم قدیمی خودش تروریسم، اما به هیچوجه مقایسه با دهه ۶۰ درست نیست، دردهه ۶۰ رژیم تازه سر کار آمده بود هنوز پتانسیلهای داشت، هنوز در جهان اسلام باصطلاح توهماتی راجع به رژیم وجود داشت، رژیمی بود که از داخل یک انقلاب بیرون آمده بود، و ظرفیتهای داشت، الان در انتهای یک مسیری هستیم رژیم در داخل ایران فوقالعاده ضعیف و شکننده، در سطح منطقهای کاملاً ایزوله، در سطح بینالمللی بیش از گذشته درحال ایزولاسیون و افزایش فشارها و تحریمها و ورشکسته است، سیاست استمالت برای بیش از سه دهه و کمکهای فوقالعاده زیادی در استمرار این حکومت ننگین به قیمت هزینه گزافی از مردم ایران و مقاومت ایران بوده است، لذا نمیشود گفت رژیم برگشته به دهه ۶۰ بلکه باید گفت که در یک وضعیت فوقالعاده ضعیف و مستأصل تلاش میکندآخرین حربههای خودش از جمله تروریسم را در سطح بینالمللی را فعال کند شاید بتواند به زعم خودش این آب رفته را به جوب برگرداند، یک نکته هم باید توجه کنیم ما داریم راجع به تحولات بیسابقهای صحبت میکنیم دخالت مستمر یک دیپلمات رژیم، فردی که از سال ۲۰۱۴ در سفارت رژیم در اتریش بعنوان یک دیپلمات ثبت شده، و دخالت مستقیمش تا آنجا که حتی بنا بر اطلاعیه دادستانی آلمان شخصاً بمب را در لوکزامبورک چند روز قبل از گردهمایی بزرگ که در آنجا مورد استفاده قرار بگیرد، تحول جدیدی هست، در دهه ۶۰ هم ما چنین چیزی را بطور خاص در اروپا در این حد نداشتیم که همه و همه ناشی از وضعیت جدید و فوقالعاده ضعیف و شکننده رژیم هست، در حقیقت اینها همه علائم این است که رژیم به آخر خط خودش رسیده که دارد، به هر خش و خاشاکی چنگ میزند، چون اینکارها نه اصلاً متعارف است و نه با عقل سلیم جور در میآید و فقط مبین یک وضعیت اضطراری است که رژیم تصمیم از روی ناچاری تصمیم گرفته دست به آنها بزند. ما مشخصاً طبق اطلاعاتی که مقاومت ایران جویا و افشا کرد، در جلسات شورای عالی امنیت رژیم در ماههای ژانویه و فوریه و مارس اتخاذ شده است، که این جلسات ریاستش با شخص روحانی بوده، و جواد ظریف و وزیر اطلاعات، شمخانی، رئیس نیروی قدس سپاه سلیمانی همه در آن شرکت داشتهاند، و مورد تصویب دفتر خامنهای قرار گرفته است، یعنی ما در رابطه با سیاستهای صحبت میکنیم به تمامیت رژیم و چشمانداز کل رژیم گره خورده است، در رابطه با آن شعر و شعارها و این حرفهای باصطلاح دیپلماتهای آلمانی را گروگان بگیریم، رژیم از این حرفها زیاد میزند اما واقعاً نمیشود گفت رژیم اینکارها را نخواهد کرد، اما همه اینها به ضد خودش تبدیل میشود .
شاهین قبادی: این سؤال خیلی خوبی است، به نوعی میشود گفت مرتبط با سؤال قبلی هست که شما مطرح کردید، یک عقل سلیم حکم میکند رژیم که با فشار و تحریمهای امریکا روبرو است و در حالیکه امیدش به این است که اروپاییها جلو امریکا بایستند و با شیوهای بتوانند برق تحریمها را کم کنند یا راه نفسی برای رژیم باز نگه دارند، چرا دست به اینکارها میزنند، اینکارها که انجام میدهند کار را برای رژیم که مشکل میکنند، و طبعاً حتی لابیهای رژیم و آنهایی که خواستار سیاست نرم در مقابل رژیم هستند، دچار مشکل میشوند که این سیاست را حتی در سطح اروپایی پیش ببرند، وکار برایشان سختتر میشود این وسط سوالی که پیش میآید پس چرا رژیم اینکارها را میکند؟ آیا نمیداند برای او عواقب دارد، چرا میداند و دقیقاً هم میداند اینکه یک دیپلمات را درگیر میکند راه نفس و در رفتن را برای رژیم میبندد و بسته است، اما دقیقاً نیاز دارد اما چون نیاز عاجلتری دارد آنهم موج قیامها در داخل ایران، افزایش نقش مقاومت، کانونهای شورشی قهرمان، پس حساب و کتاب میکند که قیمت بینالمللی را میدهد، برای اینکه در رابطه با داخل ایران چیزی بدست بیاورد، تا مثلاً دخلش به خرجش بیارزد، و این وضعیت بحرانی و بنبست رژیم است، طبعاً همانطور که خودتان گفتید در ماههای اخیر ما شاهد اوجگیری اعتراضات حتی در سطح اروپاییها، علیرغم تمام تلاشها برای کمک به رژیم در این زمینه هستیم، در ۲ اکتبر ما شاهد بودیم، فرانسه که در اروپا، رژیم به او خیلی خیلی امید بسته بود بعنوان جلودارهای اروپایی، و از قطبهای اروپایی، ۳ وزیر آن یعنی وزیر کشور، تجارت و خارجه با هم یک اطلاعیه دادند و گفتند که اینکار تروریستی اصلاً در خاک ما قابل قبول نیست، نمیتواند بدون جواب بماند همانروز مقامات فرانسوی گفتند که ما مطمئن هستیم که اینکار تصمیم دولتی بوده، و گفتند وزارت اطلاعات رژیم پشت چنین تصمیمی بوده است، این یک ضربه بدی برای رژیم بود، مشخصاً تا جایی که به روابط رژیم و اروپا برمیگردد، متعاقباً وقتی این توطئهشان در دانمارک خنثی شد، وزیر خارجه و نخستوزیر دانمارک به صحنه آمدند و اعتراض کردند، گفتند اینها غیر قابل قبول است و گفتند موضوع را در اجلاس بعدی شورای وزراء خارجه اتحادیه اروپا مطرح میکنند که رژیم را در این رابطه تحریم کنند، و ما شاهدش بودیم در روز ۱۹ نوامبر در روز آخر اجلاس وزراء خارجه اتحادیه اروپا این موضوع بحث شده و وزیر خارجه دانمارک گفت این موضوع حمایت وزرای اصلی خارجه اتحادیه اروپا را داشته و قرار شده که یک کمیته تخصصی شروع بکار کند که چه کسانی از رژیم را مورد تحریم قرار بدهند، مستقل از این و تحریمها و چه ابعادی بلحاظ سیاسی خواهد داشت، اینها پیام خیلی بدی برای رژیم دارد طبعاً نشان از افول وضعیت رژیم در همین اروپایی دارد که رژیم به آن خیلی امید بسته بود، و همین اروپایی که آخرین سیاست استمالت بود برای همین در این رابطه باید اشاره بکنم که ۱۵۰ نماینده اروپا هم با تتمه اروپای سیاسی در یک بیانیه مشترکی در هفته گذشته در روز ۱۹ نوامبر هم صادر شد علاوه بر محکوم کردن وضعیت وخیم حقوقبشر در ایران بطور خاص تروریسم رژیم را محکوم کردند، و خواستار نامگذاری وزارت اطلاعات در لیست تروریستی اتحادیه اروپا شده بودند یعنی موج جدیدی علیه رژیم راه افتاده که بیش از پیش هم رژیم را در تنگنا قرار داده هم متحدین و لابیهای رژیم را که سالها سنگ این رژیم را به سینه میزدنند و طرفدار سیاست نرم بودند الان همه اینها در وضعیت خیلی فوقالعاده ضعیف و در گوشه رینگ قرار دارند چون اینجا بحث تروریسم است.
شاهین قبادی: ببینید این رژیم از آنجای که از روز اول که سرکار آمد میدانست که هیچ پاسخی برای خواستههای برحق مردم ایران ندارد، میدانست که مادون این دوران است،. در حقیقت برای ادامه حکومتش در داخل رو به خفقان و سرکوب میآورد که مردم ایران هر روز شاهد آن هستند، و نیاز به توضیح ندارد، بخصوص برای بینندگان شما در داخل کشور، با صحنه بینالمللی هم نمیتوانست با خواستههای جامعه بینالمللی منطبق بکند، رو آورد به صدور تروریسم وبنیادگرایی در منطقه و جنگطلبی که الان ما در سوریه و لبنان و عراق و یمن دقیقاً هر کجا که در منطقه بحران است، دقیقاً میشود گفت از روز اول سر کار آمدن تروریسم و گروگانگیری اطباع خارجی را شروع کرد تا به امروز، واقعاً شما هیچ برههای پیدا نمیکنید که این رژیم درگیر یک یا چند عمل تروریستی در اقصی نقاط جهان نبوده باشد، تا الان بیش از ۴۵۰ کار تروریستی کرده، در سراسر جهان از اروپا گرفته تا آسیا تا افریقا تا آرژانتین یعنی کمتر نقطهای شما در جهان پیدا میکنید که این رژیم کار تروریستی در آن انجام نداده باشد، همه اینها هم دقیقاً تبدیل شده به ابزار حکومتی، نهادینه شده با هزینههای سنگین با استفاده از همه امکاناتش از سپاه پاسداران تا وزرات خارجه و همانطور که میدانید یکی از اصلیترین جاهایی که رژیم بطور خاص در اروپا از این ابزار استفاده کرده و سیاستهایش را پیش برده سفارتها بوده است، یعنی کمتر سفارت اروپایی شما پیدا میکنید در یک برهه در طول سالیان درگیر یک یا چندکار تروریستی نبوده باشد، از این لحاظ واقعاً میشود گفت که منحصر بفرد است، چندماه قبل شورای ملی مقاومت ایران جزوهای را منتشر کرد که در آن پرداخته شده بود به نقش سفارتها در تروریسم رژیم و تقریباً میتوانم بگویم که هیچ سفارت در کشور اروپایی نبود که درگیر تروریسم نبوده باشد حالا ده ۶۰ و ده ۷۰ یا سالهای اخیرتر، این چند مورد اخیر هم که اسم بردم همین کیس ویلپنت یا سفارتشان در وین و اتریش بعد مشخص بود فرانسه یکی از باصطلاح دیپلمات تروریست رژیم را اخراج کرده بخاطر همین بوده است، که درگیر سفارت اتریش و فرانسه بوده، سفارت آلبانی که درگیر بوده، در دانمارک مشخص شد این مزدوری که دستگیر شده، مدتها برای سفارت رژیم در نروژ و با سفارت در نروژ کار میکرده که فیلمش هم در برنامههای نوروزی سفارت در کنار سفیر هست، یعنی اینکه شما میگویید بر اساس حرفهای کلی نیست، مورد به مورد مشخص درگیر کار تروریستی بوده، و اینکار هم توسط بالاترین مقامات رژیم در طول سالیان دنبال شده است، رژیم در طول سالیان بطور خاص با توجه به اینکه سیاست استمالتی در غرب بود این را یک سیاست پر سود و منفعتی یافته بود، از زمان داستان ایران کنترا تا گروگان گرفتن نیروهای امریکا در لبنان، داستان کیک و کلت زمان ریگان بگیرید تا جلو بیایید، پس رژیم در این زمینه ید طولانی دارد و در این سالیان هم متاسفانه بوسیله سیاست غلط و به غایت منحرف سیاست امتیاز دادن منافع کلانی در این رایطه به جیب زده است، اما از آنجای که در پایان یک مسیری هستیم و سیاست استمالت ضریه جدی و شکست خورده است، الان این سیاست کارآیی ندارد، با توجه به اوجگیری تحریمها و سیاست قاطع مشخصاً از طرف امریکا در رابطه با رژیم این سیاست هم در رابطه با رژیم کاربرد خودش را ندارد، اما سؤال این است آیا رژیم ظرفیت عقبنشینی از این سیاست را دارد؟ خوب اگر از این سیاست دست بکشد مابهازاء چکار میکند؟ آیا میتواند این بساط را جمع کند؟ اینجا آن بنبست رژیم یکبار دیگر خودش را نشان میدهد از آنجا که اگر رژیم از اینکارها دست بکشد پیامی که میدهد ضعف است و این را خامنهای از همه بهتر میفهمد،لذا این وضعیتی است که رژیم با آن روبرو است، و هرچه دست و پا میزند از آن بیرون نمیتواند بیاید، این وضعیت مرگبار رژیم هست و شما از هر طرف به آن نگاه میکنید پیامی جزء اینکه به مرحله نهایی رسیدیم از آن نمیشود استنتاج کرد.







