یک سال از آغاز ریاستجمهوری پزشکیان گذشته است و کارنامه او در این مدت، تصویری از ناکامی در تحقق وعدههای اصلاحطلبانه و مدیریت بحرانهای اقتصادی و سیاسی را به نمایش گذاشته است. پزشکیان که با شعارهایی چون «جراحی ساختارهای معیوب» و «بازگرداندن قطار انقلاب اسلامی به ریل» وارد پاستور شد، نهتنها نتوانسته این اهداف را محقق کند، بلکه در برابر موانع ساختاری و نهادهای موازی عملاً ناتوان ظاهر شده است. عملکرد یکساله او در حوزههای اقتصادی و سیاسی همین را بازگو می کند.
هم تورم، هم رکود

بر اساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، رشد اقتصادی ایران در بهار ۱۴۰۴ به ۱.۴ درصد رسیده که در صورت حذف نفت، این رقم به ۱.۲ درصد کاهش مییابد. این نرخ، پایینترین سطح در چهار سال گذشته است. در خرداد ۱۴۰۴، رشد اقتصادی به ۰.۱ درصد و بدون نفت به منفی ۰.۲ درصد رسیده است، که نشاندهنده وابستگی شدید اقتصاد به درآمدهای نفتی است. بخش خدمات با رشد ۳ درصدی و بخش نفت با رشد ۲.۹ درصدی، تنها عوامل جلوگیری از سقوط کامل اقتصاد به محدوده منفی بودهاند. در مقابل، بخش کشاورزی با افت ۴.۷ درصدی به دلیل خشکسالی و کاهش تولید زراعی، و صنایع و معادن با کاهش ۱.۱ درصدی ارزش افزوده، نشاندهنده رکود در بخشهای کلیدی اقتصاد هستند.

صندوق بینالمللی پول نیز رشد اقتصادی ایران در سال ۲۰۲۵ را تنها ۰.۶ درصد برآورد کرده است، که نسبت به ۵.۳ درصد در سال ۲۰۲۴ کاهش چشمگیری دارد. این روند نزولی، در مقایسه با رشد بالاتر از ۳.۵ درصدی کشورهای منطقه مانند عربستان سعودی، بیانگر عقبماندگی ایران از روند بهبود منطقهای است. کاهش تشکیل سرمایه ثابت و محدودیت در صادرات نفت به دلیل ریسکهای سیاسی، از عوامل اصلی این رکود خزنده هستند. پزشکیان که وعده حل ناترازیهای اقتصادی را داده بود، نتوانسته این چالشها را مدیریت کند و اقتصاد ایران در آستانه رکود کامل قرار گرفته است.

تورم: زخمی که عمیقتر شد
تورم در سال نخست دولت پزشکیان به یکی از چالشهای اصلی اقتصاد ایران تبدیل شده است. نرخ تورم نقطهبهنقطه در تیرماه ۱۴۰۴ به ۴۱.۲ درصد رسید، که بالاترین سطح در دو سال اخیر است. این در حالی است که هدفگذاری بانک مرکزی برای کاهش تورم به زیر ۳۰ درصد، در هیچ مقطعی محقق نشده است. افزایش ۱.۵ درصدی قیمتها در گروه خوراکیها و آشامیدنیها، فشار معیشتی شدیدی را بر دهکهای پایین جامعه وارد کرده است.

بیتا شایگانی، اقتصاددان، تورم مزمن ایران را نتیجه سوءمدیریت ساختاری، ضعف نهادی و نبود استقلال بانک مرکزی میداند. او معتقد است که حتی در صورت وجود بهترین سیاستها، ضعف در اجرا و نظارت، مهار تورم را غیرممکن کرده است. بانک مرکزی، که رئیس آن توسط وزیر اقتصاد منصوب میشود، فاقد استقلال لازم برای اجرای سیاستهای پولی مؤثر است. کسری بودجه مزمن دولت و بیانضباطی مالی نیز این وضعیت را تشدید کرده است. پزشکیان در این حوزه نیز نتوانسته تغییری معنادار ایجاد کند و انتظارات تورمی جامعه همچنان رو به افزایش است.
در همین زمینه
کارنامه یکساله دولت پزشکیان در سایه جنگ و شکستها
بازار سرمایه: نشانههای بیاعتمادی
بازار سرمایه در هفتههای اخیر یکی از بدترین عملکردهای خود را تجربه کرده است. شاخص کل بورس با افت ۱۵۰ هزار واحدی و کاهش ارزش معاملات به ۴۷۰۰ میلیارد تومان، به پایینترین سطح در ماههای اخیر رسیده است. خروج مستمر پول حقیقی و باقی ماندن صفهای فروش سنگین، نشاندهنده کاهش اعتماد عمومی به بازار است. تصمیمات دیرهنگام مانند اجرای طرحهای بیمه سهام و تغییرات در ضریب اعتباری صندوقهای اهرمی، نتوانستهاند مانع از تشدید بیاعتمادی شوند. این وضعیت، بازتابی از ناکارآمدی سیاستهای اقتصادی دولت و ناتوانی در ایجاد ثبات در بازارهای مالی است.
محدودیتهای ساختاری و سیاسی
پزشکیان در سخنرانی خود در دانشگاه شریف، از موانع متعدد در مسیر اصلاحات سخن گفت: «به هر چیزی دست بزنیم، میگویند دست نزن». این اظهارات، نشاندهنده محدودیتهای شدید او در برابر نهادهای موازی و ساختارهای غیرپاسخگو است. او که به عنوان «اصولگرای اصلاحطلب» شناخته میشود، نتوانسته تعادلی بین حفظ وضع موجود و اصلاح ساختارها ایجاد کند. ریزش نزدیکان و حامیانش، از جمله محمدجواد ظریف، و ناتوانی در چانهزنی با ارکان قدرت، نشاندهنده ضعف او در مدیریت سیاسی است. این وضعیت، پزشکیان را در موقعیتی قرار داده که نهتنها قادر به جراحی بحرانها نیست، بلکه حتی در حفظ ائتلاف اولیه خود نیز ناموفق بوده است.
زخمهای مزمن اقتصاد و سیاست
یک سال پس از تحلیف پزشکیان، کارنامه او نشاندهنده ناکامی در تحقق وعدههای انتخاباتی و مدیریت بحرانهای اقتصادی و سیاسی است. رشد اقتصادی نزدیک به صفر، تورم فزاینده، رکود در بخشهای کلیدی مانند کشاورزی و صنعت، و کاهش اعتماد در بازار سرمایه، تصویری ناامیدکننده از عملکرد دولت چهاردهم ارائه میدهند. محدودیتهای ساختاری، نهادهای موازی و ضعف در سیاستگذاری، دست پزشکیان را برای ایجاد تغییرات بسته است. در این میان، فشارهای معیشتی بر اقشار کمدرآمد و نااطمینانی در سیاست خارجی، چشمانداز روشنی برای آینده ترسیم نمیکنند. پزشکیان که با شعار اصلاح وارد میدان شد، اکنون در تله حفظ وضع موجود گرفتار شده و تیغ جراحی او کندتر از آن است که بتواند زخمهای مزمن اقتصاد و سیاست ایران را درمان کند. این درحالی است که خامنهای و باندهای مافیایی غارتگر منابع کشور در خیمه پنهان شده در زیرزمینهای تاریک، مشغول برنامه ریزی برای جنگ افروزی بیشتر و سرکوب نیروهای ترقیخواه جامعه محنت زده ایرانند.
آرمین بهاری







