بعد از آغاز جنگ غزه و خونریزیهای ایجاد شده، جهان نسبت به خطر بنیادگرایی واکنش نشان میدهد. هم اکنون حکومت خامنهای به عنوان شرورترین حکومت در منطقه شناخته میشود. سیاست مداران و مخالفین حکومت سرمار در تهران سیاست مماشات را به چالش میکشند. انگشت اتهام تمام فجایع ایجاد شده در منطقه که هر روز گسترش مییابد به سمت منشأ جنایات یعنی خامنهای اشاره میشود. هم اکنون که سیاست جهانی علیه حاکمیت ستمگر ولایت فقیه است، حمایت از مقاومت مردم ایران اهمیت بسزایی دارد.
سخنرانی میچ مک کانل رهبر جمهوری خواهان سنای آمریکا
آقای مک کانل میگوید سیاستهای حاکمیت فاسد ولایت فقیه آتشی را بر افروخته است که باید نسبت به آن احساس مسولیت کنیم و به آن بپردازیم .آقای مک کانل در ادامه میگوید «من به دولت بایدن هشدار دادم که باید رویکرد سخت گیرانه تری را در قبال تهدیدهای فزاینده ایران و گروههای تروریستی آن اتخاذ کند».
او میگوید خواهان لیست گذاری حوثیها در یمن شده بودم. من هشدار دادم و به این نکته جلب توجه کردم که «حتی در آن زمان تهران چگونه محموله های تسلیحات مرگبارتر و دوربردتر خود را برای تروریستها در یمن افزایش میدهد اما از همان ابتدا، دولت ترجیح داد با تجاوز ایران با سازش مقابله کند ».
در همین زمینه
آیا حزبالله مهره مار ولایت فقیه در حفره سازش سیاسی گیر کرده است؟
بیهودهگویی مماشات گران در رابطه با منطقه
آقای مک کانل سیاست دولت بایدن را در ادامه به چالش میکشد و در این رابطه میگوید «به یاد بیاورید که چگونه مشاور امنیت ملی رئیس جمهور در سپتامبر گذشته در مقالهای به طور باورنکردنی در فارن افرز وضعیت جهان را توصیف کرد. درست چند هفته قبل از اینکه نیروهای مورد حمایت ایران [دست به قتل عام بزنند]، او مدعی شد که ایالات متحده “بازدارندگی را برای جلوگیری از تجاوز بیشتر” افزایش داده است و خاورمیانه “ساکت تر از دهههای گذشته است».
تلاشهای شکست خورده مماشات با دولت حامی تروریست
مک کانل سپس سیاستهای دولت بایدن را نقد میکند. سیاستهایی که تماما به مماشات آلوده بود. مک کانل معتقد است که پرزیدنت بایدن به دنبال تنش زدایی با فعال ترین دولت حامی تروریسم در جهان بود. نقش بازدارندگی سیاست قاطعی در مقابل ولایت فقیه که سر مار بنیادگرایی در منطقه است کافی نیست. این سیاست هرگز مانع از بازدارندگی نشد و تمام تلاشهای دولت آمریکا شکست خورد.
نتیجه سیاست مماشات با حکومت ضد بشری ولایت فقیه
مک کانل سپس از سیاست غلط مماشات در قبال حکومت خامنهای نتیجهگیری میکند که چه آثار و تبعات زیان بخشی را به دنبال دارد. او میگوید « بازدارندگی فقط به تواناییها مربوط نمیشود. این برای ایران کافی نیست که بداند آمریکا ابزاری برای از بین بردن ارتش و شبکه تروریستی آن دارد. خیر. بازدارندگی مستلزم آن است که دشمنان ما باور کنند که مایل به استفاده از این قابلیتها هستیم».
«برای دولت سخت خواهد بود که دشمنان ما را متقاعد کند که پس از سالها روی برگرداندن برای سازش با ایران و دست بستن در استفاده از نیروی نظامی علیه نیروهای نیابتی آن، اکنون آماده پاسخ مستقیم به اهداف ایرانی هستیم».
«مطمئن هستم که تهران چیزهایی را با ارزشتر از انبارهای خالی تروریستها در سوریه یا سامانههای راداری حوثیها در یمن دارد. ایران دقیقاً به این دلیل از نیروهای نیابتی استفاده میکند که آنها را قابل مصرف میداند».
سیاست درست و واقعی در برخورد با حکومت ایران چیست؟
تجربه در این چند دهه نشان داده است که سیاست مماشات با حکومت ولایت فقیه تقویت بنیادگرایی را به دنبال خواهد داشت. مماشات با حکومتی که ماهیت آن بر جنگ و خونریزی و دخالت در امور داخلی کشورها میباشد آثار زیانباری را متوجه مردم خاورمیانه میکند. حاکمیتی که مردم ایران را سرکوب میکند. قیامها را به خاک و خون میکشد. در بحران زندگی میکند. بحران را با بحران دیگر از سر میگذراند، لاجرم برای بقا از همه ابزار در دسترس در جهت تامین بقای خود استفاده میکند. از بین بردن و نابودکردن ابزار کافی نیست. آنچه که ضروری است تمرکز روی کانون فتنه و خونریزی در منطقه هست.
امروز بر هیچ کس پوشیده نیست که حکومت ولایت فقیه در همه کشورهای منطقه نفوذ کرده است. سرمایههای زیادی را برای تشکیل بازوهای اجرایی از طریق مزدور سازی هزینه کرده است. پرداختن به حواشی فرصت را برای سرمار ولایت فقیه ایجاد میکند که در شرایط سخت برای بقا و حفظ خود عقب نشینی کند. سیاست مماشات این حفره را برای اختفای آن فراهم میکند. اگر اعتقاد بر این است که منشأ تمام جنگ افروزیها، خونریزیها در تهران است، نباید در کوبیدن آن درنگ کرد.
حکومتی که به مردم کشور خود هم رحم نمیکند و وحشیانه کشتار میکند، هرگز به فکر مردم فلسطین و لبنان و یمن و عراق نیست. سیاست مماشات خاک پاشیدن روی خونهای ریخته شده میباشد. سیاست مماشات پاک کردن چاقوی جلاد میباشد و ستم و بیدادی است بر علیه مردم ایران و مردم منطقه. بسیار جای شرم دارد که علیرغم ادعای بودن در موضع قدرت برتر جهانی، اما در مقابل موش ولایت، نقش گربه فروتن را بازی کردن، این دور از انتظار است.







