سرنگونی رژیم بشار اسد که سالها با حمایتهای مالی و نظامی حکومت ولایت فقیه و هزینههای سنگین از جیب مردم ایران حفظ شده بود، پیامهای روشنی برای حکومت خامنهای دارد. این تحولات، نه تنها نقطهعطفی در تاریخ منطقه محسوب میشوند، بلکه شکست سیاستهای ناکارآمد از تروریسم تا صدور بنیادگرایی خامنهای در منطقه میباشد. همچنین سقوط بشار اسد، چشم انداز تیره و تاری را برای حکومت خامنهای به دنبال خواهد داشت.
پایان سیاست هزینهسازی برای مردم ایران
سالها حمایت مستقیم سپاه پاسداران از رژیم بشار اسد، بیش از هفتاد میلیارد دلار هزینه روی دوش مردم ایران گذاشت. این در حالی بود که ایران خود با بحران اقتصادی، تورم، و مشکلات معیشتی گسترده دست و پنجه نرم میکرد. سقوط اسد، نشان داد که این سیاستهای پرهزینه، تنها منجر به تضعیف اقتصاد ایران و افزایش فشار بر مردم شده است.
درسهای شکست از توهم عمق استراتژیک
خامنهای و حکومت بحران زده او، سوریه را به عنوان عمق استراتژیک خود معرفی میکردند و حتی برخی از مقامات رژیم ؛ این کشور را استان سیوسوم ایران میخواندند. اما سرنوشت اسد نشان داد که این توهمها نه تنها با واقعیتهای منطقه همخوانی ندارد، بلکه در نهایت با شکست و بیاعتباری خامنهای و جبههی کاذب او را به دنبال داشت.
البته به نظر میرسد که روحیه نیروهای خامنه ای و رژیمش در داخل کشور نیز به شدت ضعیف شده و روحیه خود را باخته اند.
در همین زمینه
ویدئویی از جنایت هولناک قاسم سلیمانی و بشار اسد جهان را تکان داد
پایان شعارفریبکارانه مدافعان حرم! با سقوط بشار اسد
حکومت آخوندی، با شعار مدافعان حرم! هزاران نیروی سپاه و بسیج را به جنگ سوریه کشاند. اما این جنگ، به بهانه حفاظت از اماکن مذهبی، در حقیقت ابزاری برای حفظ حکومت بشار اسد بود. سرنگونی این رژیم، ماهیت واقعی این شعار را بیش از پیش آشکار کرد و نشان داد که هدف اصلی، بقای دیکتاتوری در منطقه بوده است.
اراده مردم؛ قدرتمندتر از هر دیکتاتوری
سرنگونی بشار اسد، نتیجه مستقیم مقاومت و اراده مردم سوریه است. این پیام روشنی برای حکومت آخوندی دارد که هیچ حکومتی، حتی با اتکا به زور و سرکوب، نمیتواند در برابر خواست ملتها دوام بیاورد. این تحول، زنگ خطری برای خامنهای و سران حکومت جنایتکار او است که توان پاسخگویی به مطالبات مردم ایران را ندارد و هم اکنون مردم در زیر بار فشار های اقتصادی قرار دارند.
افزایش فشارهای بینالمللی
با سقوط یکی از متحدان اصلی حکومت خامنهای در منطقه، فشارهای بینالمللی بر حکومت ایران افزایش خواهد یافت. این تحول، اتحادهای منطقهای ولایت فقیه را تضعیف میکند و حکومت خامنهای را بیش از پیش منزوی خواهد ساخت. اکنون حکومت آخوندی مجبور است با واقعیتهای جدید منطقه کنار بیاید و از سرنوشت بشار اسد درس عبرت بگیرد اگرچه دیر شده است و چشم انداز سقوط حکومت او نزدیک به نظر میرسد.
آیندهای روشن برای منطقه
سقوط بشار اسد، فرصتی برای مردم ایران است تا ببینند که تغییر ممکن است. همانطور که مردم سوریه توانستند دیکتاتوری را سرنگون کنند، مردم ایران نیز میتوانند با اتحاد و همبستگی، حکومتی دموکراتیک و پاسخگو بسازند. این لحظه تاریخی، الهامبخش تمام ملتهای منطقه برای پایان دادن به فساد، استبداد و سرکوب است.
پیام سقوط بشار اسد برای حکومت خامنهای، بسیار ساده و روشن است: سیاستهای مداخلهجویانه، سرکوبگرانه و پرهزینه، سرانجامی جز شکست ندارد. این تحول، فرصتی برای مردم ایران است تا با ارادهای آهنین بر عزم خود برای سرنگونی فاشیزم دینی بیشتر تلاش کنند.
ضمن اینکه سقوط بشار اسد به شکل مسلحانه یکبار دیگر صحت و درستی استراتژی مقاومت سازمان یافته مردم ایران را اثبات کرد یعنی همان استراتژی کانونهای شورشی و شهرهای شورشی.
آینده از آن ملتهایی است که برای آزادی و عدالت تلاش میکنند.







