پزشکیان در شرایطی خود را در مقام رییس جمهور ولایت فقیه یافت که کارشناسان امور ایران، خامنه ای را درضعیف ترین تعادل قوای دوران قدرت خود ارزیابی کردند. ارزیابی که راستی آزمایی آن با نگاهی به حجم بحرانهای دامنگیر این حکومت و نارضایتی انباشته جامعه به سادگی به دست می آید.
ارزیابی وضعیت خامنه ای پیش از پزشکیان
خامنهای با رئیسی و جبهه پایداری نتوانستند در مقابل قیام خط ببندند. جمعبندی قیام ۱۴۰۱ یک پیام بسیار روشنی برایش داشت و اینکه بایدخط عوض کند ولی خامنهای همچنان تلاش کردکه روی همین خط و همین محور پیشروی کند و تا جایی که امکان داشت سرکوب را ادامه داد
خامنه ای حتی برای سد بستن در مقابل قیام سراغ جنگ غزه هم رفت تا راه نجاتی پیدا کند. ولی انتخابات مجلس در ۱۴۰۲ و پتک تحریم و رای ۷درصدی در تهران و جو اجتماعی بسیار ملتهب و اقتصاد درهم شکسته (دلار ۶۰ هزار تومانی، تورم ۴۰ درصدی و نرخ بیکاری ۱۳ درصدی و کسری بودجه ۳۰درصدی و صدها بحران اقتصادی و اجتماعی و زیست محیطی و زیرساختی مانند آب و برق… ) او را به هوش آورد.
در همین زمینه
محمد مهاجری از مهرههای باند خامنهای در حساب ایکس خود در مورد وضعیت وخامت بار اقتصادی دوران رییسی نوشت: طبقگزارش بانکمرکزی که رئیس آن از دولت قبل مانده، بدهی دولتسیزدهمدر خرداد امسال۷۲درصد از پارسال بیشتر شده و به رقم۳۲۶همت رسیده است.
در این بین مرگ رئیسی ضربه نهایی و استراتژیک را به خامنه ای وارد کرد و خامنهای مجبور شد که به قول خودش به عقب نشینی تاکتیکی فکر کند.
رشد و گسترش شبکه عملیاتی کانونهای شورشی در داخل و گسترش جایگاه بینالمللی مقاومت سازمانیافته و تحولات منطقهای و جهانی منجمله انتخابات آمریکا و شکست جنگ غزه و در خطر افتادن نیروهای نیابتی و… نیز مطرح بود و این عوامل در تصمیم گیری خامنهای موثر بود.
در یک جمله خامنهای هم در جبهه داخلی و هم در جبهه منطقهای وبین المللی روز به روز ضعیفتر میشد. لذا مجبور بود که برای برون رفت از این باتلاق با پزشکیان با اتیکت به اصطلاح اصلاح طلب! ولی ذوب در ولایت بازی انتخابات را شروع کند.
تعادل قوای خامنه ای بعد از آمدن پزشکیان
این ورود تغییر جدی در آرای مردم ایجاد نکرد و تحریم گسترده وسراسری مردم باقی ماند. خامنهای در پایان انتخابات درترس از قیام احتمالی به دولت پزشکیان که اطمینان داشت زیر قبای خودش جا میگیرد؛ تن داد و کابینه او را هم خودش انتخاب کرد و از مجلس عبور داد و تصمیم گرفت که بقیه راه برای حفظ نظام را با پزشکیان به پیش ببرد.
الان تیم پزشکیان تمام عیار در خدمت خامنه ای است. هدفش تنها و تنها دور کردن خطر قیام از سر حکومت است.
لذا زیر چتر سیاست کلان سرکوب و جنگ افروزی خامنهای تلاش میکند که با فریب و دجالیت؛ برای نظام زمان ذخیره کند. ولی عایدی زیادی نخواهد داشت چون مسایل اقتصادی و اجتماعی به رغم بازیهای نمایشی و مقطعی پزشکیان سرجای خود باقی میماند و پزشکیان نیز مجبور است که کسری بودجه نظام و تامین بودجه سرکوب، جنگافروزی، اتمی ،موشکی و نیابتی های رژیم را با حذف یارانههای نان و بنزین و غارت سفرههای مردم و… حل کند.
استمرار جنگ افروزی و تروریزم
سیاست های کلان خامنه ای در زمینه سرکوب و جنگ افروزی و اتمی شدن و موشکی… ادامه خواهد داشت. در عرصه بین المللی نیز خامنه ای تلاش می کند که یا تحریمها را کاهش داده یا آنها را دوربزند.
روند تحولات منطقهای و بین المللی نیز قطعا به سود خامنهای نخواهد بود و خامنهای در بن بست است و نه راه پیش و نه راه پس دارد و بلاتکلیفی و بازی با زمان نیز مسالهای حل نخواهد کرد.
نتیجه اینکه عمر بازیهای پزشکیان چه در داخل و چه در عرصه منطقهای وبینالمللی بسیار کوتاه مدت خواهد بود. آنچه که از این بازی به جا میماند؛ یک رژیم پرشکاف و خامنهای ضعیفتر و جامعه آمادهتر برای خیزش و سرانجام اعتراض و قیام به همراه یک مقاومت سازمانیافته و برانداز با کانونهای شورشی خواهد بود.همین عوامل اخیر است که سمت و سوی تحولات جامعه ایران را تعیین خواهد کرد.ایران با پزشکیان و بدون پزشکیان آبستن تحولات سترگی است که سرفصلهای تاریخ آینده ایران را رقم خواهد زد.







