پردیسهای دانشگاهی جولانگاه مافیای آموزش کشور
یکی از عرصههای جولانگاه مافیای قدرت و ثروت کشور ما، در بخش آموزشی کشور است، که با ایجاد دانشگاههای آزاد توسط باند رفسنجانی شروع شد و در ادامه، امروزه ممر درآمد دیگری بنام پردیسهای دانشگاهی را تولید کرده و مشغول چاپیدن مردم و ثروت اندوزی بی حد و حصری گشتهاند.
پردیسهای دانشگاهی، از پدیدههای نوظهور در آموزش دانشگاهی کشور، است که از سال ۱۳۹۰ در کشور شکل گرفته و زمینهای پر درآمد برای مافیای آموزشی کشور شده است.
گرچه امروزه بعد از ۴۰سال حاکمیت آخوندی، مردم تا حد زیادی به وجود باندهای مافیایی در عرصه اقتصاد و تجارت کشور اشراف پیدا کردهاند و حتی با آن خو گرفتهاند. اما عرصه آموزش، و عرصه قاچاق مواد مخدر، از موضوعاتی هستند که بخاطر پیچیده بودن عملکرد آنها، هنوز بروشنی از عملکرد باندهای مافیایی در این زمینهها صحبت نمیشود، هرچند که آگاهانی در این زمینه هستند که به وجوه و عملکرد آنها اشراف کافی دارند.
پیش از انقلاب۵۷، درایران تنها ۲۰ دانشگاه وجود داشت که ۱۷۰هزار دانشجو در آنها تحصیل میکردند. اما اکنون تعداد دانشجویان ما ۵میلیون نفر است. البته میزان فضای دانشگاهی در زمان شاه هم بسیارکم بود. به همین دلیل، فارغ التحصیلان دبیرستانی باید از سد کنکور میگذشتند تا بتوانند وارد دانشگاه شوند. دیکتاتوری شاه نیز، بجای توسعه بخش آموزشی و هزینه برای آن، سودای ژاندارمی خلیج فارس را داشت و دلارهای نفتی را خرج جنگندهها و اداوات نظامی مینمود.
با سقوط شاه، بقول خمینی قرار بود بجای زندانها، و قبرستانهای کشور، دانشگاهها و بیمارستانها رشد کنند. اما امروزه میبینیم در زمان شیخ، بجای دانشگاهها و بیمارستانها، زندانها و قبرستانها بسا بسا بیشتر رشد کرده و هر دو آنها، سالانه هزاران جوان ایرانی را بکام خود میکشند.
در سال۶۱ به پیشنهاد رفسنجانی و حمایت خمینی، ایجاد دانشگاه آزاد کلید خورد و عبدالله جاسبی مامور به تشکیل چنین ارگانی شد. هیات امنای این دانشگاه، رفسنجانی، احمد خمینی، خامنهای، میرحسین موسوی و عبدالله جاسبی بودند. اما در مرور زمان، این خانواده و باند رفسنجانی بودند که بر دانشگاههای آزاد حاکمیت داشتند.
تا سال۹۷ تعداد دانشگاههای آزاد کشور ۵۳۰واحد بود که سالانه بیش از یک میلیون و سیصدهزار دانشجو را میپذیرند. با توجه به آنکه هر دانشجو باید هزینه گزاف ثبتنام و هزینههای هر واحد درسی را هم بپردازد، خیلی روشن است که چه میزان سود، به جیب باند حاکم بر دانشگاه میرود. زیرا آنچه برای عاملان این باند مهم است سود بیشتر است و هر ساختمان غیر متعارفی را برای کلاسهای این دانشگاه در نظر گرفتهاند.
با مرگ رفسنجانی در ۱۹دی۱۳۹۵، باند خامنهای بلافاصله دست بکار شد تا این خوان یغما را از باند حریف خود ربوده و نصیب خود کند. به همین منظور، خامنهای بلافاصله علیاکبر ولایتی را مامور این کار نمود تا کنترل این نهاد را بر عهده بگیرد. البته بر سر تصاحب دانشگاههای آزاد، کشمکشهایی در سطح سران باندها درگرفت. اما نهایتا با دخالت و توصیههای خود خامنهای مالکیت آنرا از چنگ باند رفسنجانی خارج کرده و به باند خامنهای منتقل کردند. یکماه بعد از مرگ رفسنجانی، یعنی در ۱۳بهمن۹۵، خود ولایتی علاوه بر ۴۵ شغل دیگری که داشت ریاست هیأت امنای دانشگاه آزاد را هم بر عهده گرفت. موضوع روشن است که بحث مدیریت در کار نبود، بلکه موضوع انتقال پولهای دریافتی به کیسه ولیفقیه و هم باندیهایشان بود.
پردیس دانشگاهی از دیگر صنایع مافیای آموزشی حاکم برکشور است که از سال۸۶ مقدمات آن در جزیره کیش پی ریزی شد. و اسم آنرا پردیس بینالمللی گذاشتند. هدف از تاسیس این نوع دانشگاه، به گفته موسسین آن، این بوده که یک دانشگاه بینالمللی تاسیس شود تا دانشجوی خارجی بپذیرند. پردیس کیش را با پشتوانه آموزشی دانشگاه تهران پایه ریزی کردند تا اعتبار لازم را داشته باشد و نهایتا از سال۸۹-۹۰ توانست کار خود را با کلاسها و دانشجویان محدودی شروع کند. ویژگی پردیسهای دانشگاهی این است که متقاضیان آن میتوانند با پرداخت هزینهای دوبرابر دانشگاه آزاد، وارد آن شوند. موضوع کنکور سراسری برای پردیسها، امری جدی نیست. زیرا هم با آزمون سراسری و هم بدون آزمون، میتوان وارد آن شد. مهم میزان پول پرداختی از طرف دانشجو است.
بگفته عمید زنجانی رئیس سابق دانشگاه تهران، دانشجویان خارجی از این دانشگاه استقبال نکردند و پردیسها دانشجوی ایرانی را پذیرفتند. و اسم آنرا هم به پردیس خودگردان تغییر دادند. امروزه همه دانشگاههای اصلی کشور برای خود دانشگاههایی اقماری، بنام پردیس خودگردان تشکیل دادهاند که هم هزینه دانشگاه اصلی را تامین میکنند و هم سود کلانی به جیب مافیای آموزشی حاکم بر این پردیسها میرود.
در سال گذشته، شهریه تعیین شده برای دوره دکتری علوم انسانی به صورت علی الحساب ۴۵ میلیون تومان و برای گروه های علومپایه و فنی و مهندسی، ۵۵میلیون تومان تعیین شده بود. با چنین شهریه کلانی، میتوان به میزان هزینه طی سال، و هزینه انتخاب واحدها نیز پی برد. روشن است کسانی میتوانند در این پردیسها ثبتنام کنند که از فرزندان حاکمان فعلی باشند و بتوانند از پس هزینههای سنگین آن برآیند. اما مهمتر آنکه، مافیای آموزشی کشور، سود کلانی را سالانه از این صنعت خود ساخته دانشگاهی به جیب میزنند.







