این روزها، کارگزاران خامنهای، صبح تا شب ورد میخوانند، «هنجارشکنی» نکنید. آرامش مردم (بخوانید آخوندها) را برهم نزنید. اصلا اغتشاشات خلاف کسبوکار و درآمد کشور است! (رئیسی-۱۵آبان) و… .
از تمام تریبونهای جمعهبازار همین را میشنویم. وزیر خارجه هم همین را میگوید (۲۷آذر۱۴۰۱). بعد با همین بهانه ضحاکوار خون میریزند و زخمها بر جانها میگذارند.
اما اگر صفحات تاریخ را نگاه کنیم، تمامی تحولات رو به ترقی و پیشرفت و انقلابها از «شورش» و«هنجارشکنی» ناشی شدهاند. از هنجارشکنی وضع موجود و سنت رایج.
موسی شبانی بود که هنجار فرعونی را شکست. عیسی هنجار تزاری و ابراهیم و محمد امین هنجار شیوخی که مردم را به انواع سرگرمی و بتپرستی مشغول کرده و امنیت میخواستند که همین کار را ادامه بدهند، شکستند.
تاریخ مدیون هنجارشکنی است!
هنجارشکنی فقط در مقابل حاکمیت و قوانین مستبدین نبوده، بلکه در هر زمینهای که نگاه کنیم راه پیشرفت را باز کرده است. پس میتوان گفت که تاریخ مدیون هنجارشکنان است.
کپلر و کپرنیک هنجار آخوندهای مسیحی قرون وسطی را شکستند. علم را از چنگال آنها نجات دادند که بشر این همه دستاورد و ابزار زندگی از اعماق اقیانوس تا سطح مریخ دارد. ادیسون هنجار پیسوزی و شمع و عادت زمان را شکست. انشتین و… فقط با هنجارشکنی و رو به آینده نگاه کردن برعلیه وضع موجود شوریدند و قیمت مخالفت مرتجعین را دادند تا امروز در اعماق آسمانها تلسکوپ جیمز وب در جستجوی کمک به نسل بشر باشد. البته واضح است که آخوندها هم از محصولات همین هنجارشکنیهاست که استفاده میکنند.
چند نفر از هنجارشکنان در طول تاریخ
همین ملاها در قرون وسطی در اروپا بیداد میکردند. فالون میگفت بروید توی خانهها نگاه کنید! کسی گناه نکند! و بهشت می فروختند و بر تودههای ناآگاه حکم میراندند.
خودشان را نماینده خدا و مسئول بهشت رفتن ملتی میدانستند که با خفقان و تفتیش عقاید زیر چنگال خود نگاه داشته بودند.
ولتر هنجار شکنی کرد و گفت هیچ کس نماینده خدا نیست. هرکس حق شهروندی دارد و باید حق حیات، حق کار، حق مسکن، حق بیان، حق رای و حقوق برابر همه داشته باشد.
در مقابل آخوندهای مرتجع اما بگذارید فراتر برویم و پایهایتر به قضیه نگاه کنیم.
اگر اولین انسان هنجار جبر شرایط را نمیشکست و قامت راست نمیکرد که امروز انسان تو کره مریخ نبود و آخوندها هم الان همچنان چهاردستوپا راه میرفتند تا هنجاری نشکند.
اگه گوتنبرگ هنجارشکنی نکرده و چاپ را اختراع نمیکرد الان آخوندها باید با مرکب زیر چراغموشی ورد و روضه مینوشتند.
اگه ادیسون هنجارشکنی نکرده و برق، لامپ و اختراعات بعدی نبود الان آخوندها گردسوز روشن میکردند تا هنجار نشکند.
اگر بل هنجارشکنی نکرده و تلفن اختراع نمیکرد همچنان باید ارتباطات از طریق پیک انجام میشد!
پایان داستان مرتجعینی که سد راه تکامل هستند
این است داستان مرتجعینی که سد راه تکامل شده و نظم ارتجاعی سرکوبگری و خفقان و حذف اندیشههای اجتماعی را با تئوری «النصربالرعب» و «حفظ نظام اوجب واجبات است» برقرار و هر صدای مخالف و معترضی را به اسم «امنیت وآسایش مردم» و«هنجارشکنی» و«اغتشاش» سرکوب میکنند.
ولی شورش و هنجارشکنی موتور تاریخ است. شورش و استمرار قیام مردم ایران هم به زودی بساط این مرتجعین را درهم خواهد کوبید و آخوندها هم دقیقاً از این وحشت دارند. چه خوب مردم شعار میدهند: «فقر-فساد-گرونی ..میریم تاسرنگونی». این راهی است تا برقراری جمهوری دمکراتیک با شاخص جدایی دین از دولت. حاکمیت مردمی که در برگیرنده تمامی حقوق شهروندی بدون تبعیض مذهبی و قومی و جنسی و طبقاتی باشد.







