دانشگاههای کشور در شرایطی پذیرای دانشجویان است که فاز نوین جنبش انقلابی ایران ازشهریورماه سال ۱۴۰۱با قتل مهسا امینی وارد دومین سال خود شده است. بی تردید گستردگی و پیوستگی مشارکت دانشجویان سراسر کشور در اتفاقات یکسال اخیر بسیار پر رنگ تر از تمامی ادوار پس از سرکوب وحشیانه دانشجویان انقلابی در سالهای آغازین انقلاب بوده است. سرکوب گسترده دانشجویان در سطوح مختلف از قتل ، دستگیری ، شکنجه گرفته تا اخراج، تعلیق و تنبیه انضباطی به اشکال مختلف پاسخ بی رحمانه رژیم ولایت فقیه بر علیه دانشجویان آگاه در یکسال اخیر بوده که هم اکنون نیز با شدت و حدت ادامه دارد.
پس از گذشت یکسال تعداد زیادی از دانشجویان هم اکنون در زندانهای مختلف با انواع و اقسام شکنجههای روحی و جسمی روبرو بوده و خانوادههای آنها نیز متحمل رنجهای بسیار هستند. استراتژی حکومت اگر چه در خیابانها سرکوب عریان و بدون ملاحظه است اما در دانشگاهها با توجه به ماهیت فضای علمی حاکم بر آن به سادگی کف خیابان نبوده و عملا با شرایط پیچیدهتری روبروست و نمیتواند در داخل فضای دانشگاه از همان شیوههای وحشیانه استفاده نماید.
بر این اساس شیوههای سرکوب در دو محور با استفاده از اهرمهای به ظاهر قانونی برای ساکت نگهداشتن اساتید و دانشجویان و جلوگیری از جاری شدن سیل دانشجویان به کف خیابان با هراس و اضطراب بسیار در حال پیگیری است.
سرکوب دانشجویان جنبش را رادیکالتر خواهد کرد
الف – سرکوب اساتید : رژیم به خوبی میداند بالغ بر ۹۰درصد اساتید دانشگاه با حکومت همسو نیستند و پس از روی کار آمدن رییسی جنایتکار و اتفاقات یکسال اخیر زاویه اساتید دانشگاهها با حکومت به مراتب تندتر شده است . بر این اساس چند استراتژی را به صورت همزمان حتی پیش از شهادت مهسا امینی در پیش گرفته است.
تغییر بافت جمعیتی اساتید دانشگاهها با جذب اساتید مزدور و همسو با تفکرات فاشیستی حکومت ولایت فقیه ، ایجاد رعب و وحشت در بین اساتید دانشگاهها با اخراج و تعلیق اساتید فعال در اعتراضات یکسال اخیر ، پرونده سازی دروغ، معطل سازی فرایندهای قانونی ترفیع و ارتقای اساتید ناهمسو با بهانههای مختلف، ایجاد محدودیت آموزشی و پژوهشی پیش پا افتاده و ایجاد مشغلههای صنفی مسخره در خصوص حقوق و مزایای حداقلی تنها بخشی از استراتژیهایی است که رژیم برای ایجاد رعب و وحشت مدرن و خارج کردن اساتید دانشگاهها از گردونه مبارزه بر علیه حکومت بهره گرفته است.
علاوه بر این استفاده حداکثری از اساتید به ظاهر ضد ولایت فقیه برای ترغیب جامعه به سمت “صبر شادمانه” در مقابل قتل، شکنجه اعدام، جنایت، دزدی و چپاول بخشی از نسخه “خشونت پرهیزی” است که توسط ایادی رژیم برای عبور از شرایط بحرانی فعلی برای به انفعال کشاندن دانشگاهها پیچیده میشود.
در همین زمینه
استادان دانشگاه برزیل از دانشجویان و اساتید ایرانی حمایت کردند
ب- سرکوب دانشجویان: حکومت ولایت فقیه با شروع خیزش انقلابی انتظار ورود تمام قد دانشجویان در سطحی وسیع را نداشت بنابر این در روزهای آغازین خیزش دچار سردرگمی در فرایند سرکوب بود . با گذشت زمان و دریده شدن پردههای ترس بین دانشجویان و تیز شدن شعارها به سمت بیتالعنکبوت خامنهای و حمله شدید دانشجویان به راس خیمه نظام یعنی ولایت فرتوت فقیه، عملا راهی جز سرکوب عریان ندید و دانشجویان دلیر کشور با پرداخت بها مقاومت جانانهای را از خود نشان دادند.
با گذشت یکسال از خیزش انقلابی، استراتژیهای اتخاذ شده برای سرکوب دانشجویان در سطوح مختلف برای ایجاد ترس و وحشت در صفوف دانشجویی در حال پیگیری مستمر از جانب حکومت است. البته شدت و حدت آن با عبور از اوج خیزش اگرچه کاسته شده ولی مکانیسم اجرا توسط مزدوران حراست دانشگاهها و مزدوران بسیجی با نظارت مستقیم اطلاعات سپاه درحال انجام است.
شرایط کنونی دانشگاهها اگر چه چهره سکون و انفعال به خود گرفته است ولی رژیم به خوبی میداند که دانشگاهیان با هوش و زیرک تنها به دنبال تظاهرات درون دانشگاه برای بیان همبستگی با انقلاب مردم ایران نیستند. روشن است که حکومتی که با یک فراخوان سالگرد مهسا خیابانها را با انواع و اقسام ادوات جنگی به میدان نبرد تبدیل میکند ، تا چه حد موضوع تظاهرات خیابانی آنهم در داخل دانشگاه برایش دلهره آور است .
نگارنده بر این باور است که تلاش حکومت در داخل دانشگاهها تنها محدود به رعایت حجاب است که عملا بی فایده است ، چرا که همه میدانند حجاب یک موضوع فرعی در مقابل سرنگونی کلیت رژیم است. بنابر این انتظار میرود جنبش دانشجویی با راهنمایی و هدایت اساتید فکور و دلسوز هوشمندانه از بطن دانشگاهها سازماندهی شده و به درون شهرها در فضای بزرگتر هدایت خواهد شد. به عبارت سادهتر تئوری توسعه کانونهای شورشی در دانشگاهها با بسته شدن فضا و ایجاد خفقان بیشتر به عنوان تنها آلترناتیو در مقابل اختاپوس دینی کار آمدی خود را بیش از پیش نشان خواهد داد.
براین اساس درماندگی حکومت در مقابل دانشگاهها بیش از پیش روشن خواهد شد و قطعا در آینده نه چندان دور شاهد فراگیرتر شدن حضور دانشجویان انقلابی در قالب کانونهای شورشی مبارز در سراسر کشور خواهیم بود. گسترده شدن دانشجویان انقلابی در کنار مردم زحمتکش در قالب هسته های مقاومت قطعا زنجیر اختناق را در هم میشکند و حضور گسترده مردم در خیابانها را برای ورود به فاز سرنگونی کامل تکمیل میکند و این رویداد نقطه عطفی است که انقلاب مردم ایران را با سرعت بیشتری به پیروزی حتمی خود نزدیک خواهد نمود.







