نسل جوان ایران را نه با روایتهای حکومتی، بلکه با سهم پررنگش در خیابان، زندان و چوبههای دار باید سنجید.
در ادبیات رسمی رسانههای حکومتی در ایران، تصویری که از نسل جوان یا نسل زد ترسیم میشود عمدتاً مبتنی بر کلیشههایی منفی است؛ نسلی بیتفاوت، غیرسیاسی، فاقد انگیزه جمعی، دور از مطالعه عمیق و در بسیاری موارد مسئولیتگریز و فاقد مهارت اجتماعی و درگیر خود و گریزان از محیط جمعی و… .
این روایت، بهویژه در رسانههای رسمی و نزدیک به ساختار حکومت، تلاش میکند نوعی «غیبت کنش اجتماعی» را بهعنوان ویژگی ذاتی نسل جدید معرفی کند؛ گویی جامعه جوان ایران از درون دچار انفعال شده است. این روایت از نسل جوان در اغلب رسانههای حکومتی به چشم میخورد. برخی از این رسانهها حتی تلاش دارند در غالب مثلا یک کار تحقیقی این انفعال نسل جوان را یک عارضه فراگیر معرفی کنند که باید به فکر درمانش بود!این روایت رسمی با پاک کردن صورت مساله یعنی سرکوب جنایتکارانه تلاش دارد جامعه و نسل جوان ایران باورکنندکه ذاتا ضد جنبش و تحرک و پویایی هستند.
آیا واقعا این روایت واقعیت دارد؟ آیا نسل جوان ایران بی اعتنا به سرنوشت ملت و کشور خود است؟ با کدام شاخص میتوان چنین ادعایی را پذیرفت یا رد کرد؟ اگر رسانههای حکومتی راوی چنین ادعایی هستند آیا واقعا درد جوانان دارند؟
در جامعهشناسی سیاسی و مطالعات جنبشهای اجتماعی، چنین روایتی معمولاً نه بازتاب واقعیت، بلکه بخشی از «سیاست بازنمایی» رسمی است؛ یعنی تلاش برای کنترل معنا و تفسیر از وضعیت جامعه براساس تفسیر قدرتمندان و صاحبان منافع. در مقابل این تصویر رسمی، اگر دادههای عینیتری مانند الگوی سرکوب، بازداشت، مشارکت در اعتراضات و ترکیب سنی شرکت کنندگان در قیامهای پیاپی ۹۸ و ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ را بررسی کنیم، با تصویری کاملاً متفاوت مواجه میشویم؛ تصویری که در آن، جوانان نه در حاشیه، بلکه در بطن میدان کنش سیاسی و اجتماعی قرار دارند. لیست بلندبالای شهیدان سه قیام سراسری اخیر این واقعیت را اثبات میکند که این روایت از نسل جوان یک جعل عامدانه است.
بیشتر بخوانید
حملات مسلحانه پیاپی در شهرستان راسک و زاهدان به نیروهای سرکوبگر
از منظر نظریههای جامعهشناسی جنبشهای اجتماعی، میزان کنشگری یک نسل نه از طریق تبلیغات رسمی، بلکه از طریق حضور واقعی آن در لحظات بحران اجتماعی سنجیده میشود. در ایران، از اعتراضات و قیامهای گسترده سال ۱۴۰۱ تا موجهای بعدی نارضایتیهای خیابانی و اجتماعی تا قیام نفسگیر دی ۱۴۰۴، الگوی بازداشتها و جانباختگان نشان میدهد که بخش عمدهای از افراد درگیر، در گروههای سنی جوان و نوجوان قرار دارند. گزارشهای نهادهای حقوق بشری از جمله «کانون حقوق بشر ایران» و «صدای بازداشتشدگان» نشان میدهد که در میان بازداشتشدگان و جانباختگان اعتراضات، سهم جوانان و حتی نوجوانان بسیار بالاست. این دادهها، اگرچه در جزئیات ممکن است اختلافات آماری داشته باشند، اما در الگوی کلی یک واقعیت را برجسته میکنند: موتور محرکه قیامها و اعتراضات در ایران، نسل جوان است.
در سطحی عمیقتر، بررسی فهرست زندانیان سیاسی اعدام شده در همین دو ماه اخیر بعد از شروع جگ نیز همین واقعیت را با وضوح بیشتری نشان میدهد.
عامر رامش سن زمان بازداشت ۱۸
صالح محمدی ۱۹ ساله
سعید داوودی ۲۲ ساله
مهدی قاسمی ۲۴ ساله
امیرحسین حاتمی ۱۸ ساله
محمدامین بیگلری ۱۹ ساله
شاهین واحد پرست۳۰ ساله
علی فهیم ۲۳ ساله
پویا قبادی ۳۲ ساله
بابک علیپور ۳۴ ساله
امیرعلی میرجعفری ۲۴ ساله
حامد ولیدی: ۴۵ ساله
محمدمعصوم شاهی ۳۸ ساله
وحید بنی عامریان ۳۶ ساله
همانطور که از متوسط سن این سربداران و قهرمان مجاهد بر می آید، از ۱۸ زندانی سیاسی اعدام شده طی دو ماه اخیر اکثریت بزرگشان جوان و نوجوان بودند. همین واقعیت با کثرت بیشتری در مورد زندانیان محکوم به اعدام و نیز هزاران بازداشت شده قیام ۱۴۰۴ مصداق دارد.
بنابراین از نظر جامعه شناسی سیاسی باید تاکید کرد که: « «اکثریت خاموش» بهتنهایی معیار مناسبی برای سنجش پویایی اجتماعی نیست. در بسیاری از نظریههای جنبشهای اجتماعی، از جمله آثار چارلز تیلی و سیدنی تارو، این نکته برجسته میشود که جامعه را باید از طریق «بخشهای فعال و درگیر» فهم کرد، نه صرفاً از طریق اکثریت غیرمتحرک. در واقع، جامعه زمانی قابل تحلیل است که تنشهای آن به سطح کنش جمعی برسد؛ و این کنش جمعی معمولاً توسط اقلیت فعال اما پرانرژی شکل میگیرد، نه اکثریت خاموش. در ایران نیز شواهد تجربی نشان میدهد که این «اقلیت فعال» عمدتاً در نسل جوان متمرکز است؛ نسلی که در لحظات بحران، هزینههای اصلی را پرداخت میکند، چه در قالب بازداشت، چه زندان و چه در مواردی اعدام. بنابراین، اگر بخواهیم شاخصی علمی برای سنجش وضعیت جامعه ایران ارائه کنیم، باید به جای اتکا به روایتهای رسمی حکومت یا بسنده کردن به سکوت آماری، به دادههای کنشمحور نگاه کنیم: خیابان، زندان ، چوبههای دار و الگوی سرکوب. بر این اساس، نتیجه تحلیلی روشن است: معیار واقعی سنجش پویایی جامعه ایران را نه در ادعاهای رسانهای، بلکه در ترکیب سنی بازداشتشدگان، جانباختگان و اعدامشدگان باید جستوجو کرد؛ جایی که حضور پررنگ نسل جوان، خود بهتنهایی یک شاخص جامعهشناختی تعیینکننده است.
پاورقیها:
۱. کانون حقوق بشر ایران، گزارشهای مربوط به بازداشتهای اعتراضات ۱۴۰۱–۱۴۰۴
۲. صدای بازداشتشدگان، آرشیو گزارشهای میدانی از بازداشتهای سیاسی و امنیتی
۳. گزارشهای مستند منتشرشده درباره احکام اعدام و پروندههای امنیتی مرتبط با زندانیان سیاسی (منابع اپوزیسیونی و حقوق بشری)







