نامه سعید ماسوری از زندان گوهردشت، در پاسخ به «دادستان تهران». سعید ماسوری در نامهای از اوین خطاب به «دادستان تهران» که گفته بود اعتصاب غذای زندانیان سیاسی گوهردشت را به رسمیت نمیشناسد، مینویسد که ما «هیچوقت توان مردن و تسلیم نشدن را از دست نمیدهیم.»
اعتصاب برای اعادهی حق
پس از انتقال خشونت آمیز زندانیان سیاسی از سالن شماره ۱۲ زندان گوهردشت کرج به سالن امنیتی و به شدت کنترل شدهی شماره ۱۰ که مجهز به دوربینهای مدار بسته و دستگاههای شنود است، زندانیان سیاسی مقاوم با ورود به اعتصاب غذا، اعلام کردند که تا زمان بازگشت به سالن شماره ۱۲ و باز پس دادن اموال به غارت رفتهشان توسط زندانبانها و گارد زندان، به اعتصاب غذای خود ادامه خواهند داد.
آخرین حربه
زندانیان سیاسی آخرین حربهی یک انسان مقاوم در اسارت را به کار گرفتند تا اعلام کنند به رغم همه محدودیتهایی که بر آنها اعمال شده است اما کسی نمیتواند، آنها را وادار به تسلیم و پذیرش هرگونه تحمیلی بکند.
موج حمایت
به دنبال ایستادگی زندانیان سیاسی در زندان گوهردشت کرج موجی از حمایت چه از درون زندانها و چه در خارج از کشور برانگیخته شد.
عفو بینالملل در بیانیهاش نوشت: «این واقعا مایه سرافکندگی است که شرایط یک زندان آنقدر نامناسب شود که زندانیان احساس کنند باید برای رعایت ابتداییترین استانداردها برای حفظ کرامت انسانی، دست به اعتصاب غذا بزنند. این وضعیت ضرورت فوری اصلاح نظام بیرحمانه زندانها در ایران را برجسته میکند.» [اعتصاب غذای زندانیان گوهردشت و بیانیه عفو بینالملل]
ورود «دادستان تهران»
در این میان، «دادستان تهران»، جعفری دولت آبادی درباره اعتصاب غذا میگوید: «این اقدامات، اموری شکست خورده است و دستگاه قضایی تسلیم این موارد نمی شود.» و میافزاید: «مجازات زندانیان باید به طور کامل اجرا شود و قرار نیست ما تحت تاثیر برخی اقدامات زندانیان از جمله اعتصاب غذا قرار گیریم.» [«دادستان» تهران و ترس از اعتصاب غذای زندانیان گوهردشت]
پاسخ سعید ماسوری
سعید ماسوری یکی از زندانیان سیاسی اعتصابی در گوهردشت کرج [سعید ماسوری؛ یکی از زندانیان اعتصابی گوهردشت] در پیامی از درون زندان به جعفری دولت آبادی پاسخ میدهد.
سعید ماسوری در برابر جعفری دولت آبادی که گفته بود: «اعتصاب غذای شما را به رسمیت نمیشناسیم» پرسشهایی را قرار میدهد که آشکار کنندهی ماهیت جعفری دولت آبادی و نظامی است که او آنرا نمایندگی میکند.
پرسشها
سعید ماسوری میپرسد: «محاکمه بدون وکیل را به رسمیت میشناختید؟!
دادن حکم اعدام در ۱۰ دقیقه را به رسمیت میشناختید؟!
گذراندن ۲ سال در انفرادی را به رسمیت میشناختید؟
نگهداری داخل یک قفس را به رسمیت میشناختید؟!
عدم ثبت اسم زندانی حتی در کامپیوتر زندان را به رسمیت میشناختید؟!
بایکوت خبری در رابطه با زندانی شدن و محکوم شدن در كل رسانهها را به رسمیت میشناختید؟!»
به این ترتیب سعید ماسوری، سابقه قضایی و به تعبیر دقیقتر سابقهی جنایی نظام را در «دادستان تهران»، قرار میدهد.
اما در ادامه، سعید ماسوری مواضع خود و سایر زندانیان را اعلام میکند و مینویسد: «ما هیچوقت ظلم و تعدی و اجحافی که به زندانیان میشود را به رسمیت نمیشناسیم و الان که ۳۰ روز از اعتصاب غذایمان میگذرد گرچه عمده توانایی جسمی خود را از دست دادهایم….» اما «هیچوقت توان مردن و تسلیم نشدن را از دست نمیدهیم.»







