آن چه در این فیلم طنز می بینیم تصویری از سرنوشت خمینی و دیگر سرکردگان حکومتی بعد از مرگ است.خمینی بعنوان نماد حکومتی که بر اعدام و سرکوب استوار است در جهنم اعمال و باورهای خود نشسته است و منتظر دیگر سران حکومت است. در چنین وضعیتی است که رییسی و امیرعبداللهیان بعد از سقوط هلیکوپترشان سر می رسند و ادامه ماجرا در فیلم طنز…
خمینی پدیدهای منحصر به فرد در تاریخ ایران دستکم در تاریخ معاصر ایران بود. او خدایی را برای مردم ترسیم میکرد که شبیه میرغضبهاست. خدای خمینی خدای شکنجه، تعذیب، تعزیر، حد و خدای سنگسار و تجاوز بود. اگر چه به باور نگارنده خمینی اصلا به خدایی اعتقاد نداشت اما خدای شکنجهگری را برای مردم ترسیم کرده بود که مثل میرغضبهای خودش با انواع و اقسام شکنجه بالای سر قربانی خود ایستاده است. خدای خمینی که اکنون خامنه ای از آن بعنوان خدای دهه۶۰ نام می برد، خدای شکنجهگری است که مترصد خطا و گناه از طرف بنده است تا عذابش دهد.
در همین زمینه
فرود سخت (شعر طنز سقوط رییسی)
خدای شکنجهگر خمینی
خمینی با همین خدای شکنجهگر بود که گلهگله دانشآموزان و نوجوانان آلوده به گناه!را با هدف پاک کردن گناهان شان به جنگ فرستاد تا کشته شوند بلکه گناهان شان آمرزیده شود. خدای شکنجهگر خمینی انبان بیپایانی از آتش را برای همه بندگانش فراهم کرده است تا همیشه در آن بسوزند. تنها کسانی از این آتش خلاص می شدند که سرسپارامامشان باشند! او حتی شریعتمداری مرجع تقلید را با همین خدای شکنجهگر از پای در آورده بود و او برای رهایی از آتش جهنم اشک می ریخت و استغفار می کرد.
این خدای شکنجهگرحتی احسان طبری ایدئولوگ حزب توده و کیانوری رهبر حزب توده را به پای توبه و ندامت کشاند تا از عذاب الیم آن جهان خلاص شوند.
اما در مقابل خدای شکنجهگر خمینی، مردم و خلق ها هم خدایی دارند. خدایی که رحمت است و رهایی. خدایی که رد پایش را میتوان در آگاهی و انتخاب انسان یافت. خدایی که به حرمت آگاهی و انتخاب انسان همه هستی را به سجده در مقابل او فرا خواند. خدایی که به همین آگاهی انسان سوگند یاد میکند.






