شکست در جنگ، ستون فقرات هر ملتی را خُرد میکند، بهویژه جنگی که ریشه در جاهطلبی و قدرتطلبی یک فرد داشته باشد. جنگ هشتساله ایران و عراق، که خمینی آن را به بهانههای پوچ آغاز کرد، نهتنها به پیروزی نرسید، بلکه به جام زهری ختم شد که او را وادار به پذیرش آتشبس کرد. خمینی، که صلح با عراق را دفن اسلام میدانست و رویای ساخت اتوبانی از کربلا تا قدس را در سر میپروراند، در نهایت با واقعیتی تلخ روبهرو شد، جنگی که به قیمت جان نزدیک به یک میلیون جوان ایرانی، ویرانی پنج استان و هدررفت هزاران میلیارد دلار از سرمایههای ملی تمام شد، جز شکست و ناکامی نتیجهای نداشت.
خمینی، که به گفته گرگ زادهاش احمد، پس از پذیرش آتشبس ساعتها گریه میکرد و مشت بر سر و پا میکوبید، خود را در برابر اعتراف به اشتباه تاریخیاش تنها یافت. اما امروز، کارگزاران نظام همچنان تلاش میکنند این شکست آشکار را با روایتهای فریبکارانه لاپوشانی کنند. یکی از این روایتها، سخنان اخیر احمد علمالهدی، روضه خوان نمایشجمعه بازار مشهد، در خطبههای نماز جمعه ۴مهر ۱۴۰۴است که با ادعای وعده الهی، بار دیگر به تحریف تاریخ پرداخت.
وعده الهی یا توهم قدرت؟
علمالهدی در خطبههای خود مدعی شد که خمینی، با بیاعتنایی به گزارش فرماندهان ارتش مبنی بر توان مقاومت تنها برای بیست روز، دستور ادامه جنگ را صادر کرد و این ایمان به وعده الهی! به پیروزی منجر شد. اما این روایت، چیزی جز تحریف حقیقت نیست. جنگی که به بهانههای پوچ و عوامفریبانه ادامه یافت، نهتنها به پیروزی نرسید، بلکه ایران را در معرض ویرانی و از دست دادن سرمایههای انسانی و اقتصادی قرار داد.
علمالهدی حتی پا را فراتر گذاشته و به نقل از یک کارشناس پنتاگون ادعا کرد که ایرانیان با جان خود سد راه دشمن شدند و این مصداق وعده الهی است. آیا استفاده از انسانها بهعنوان گوشت دم توپ، نشانه وعده الهی بود یا نماد بیرحمی و جاهطلبی سیریناپذیر خمینی؟
واقعیت این است که جنگ ایران و عراق، ماهیت ضدمیهنی و ضدمردمی داشت که نه برای دفاع از میهن، بلکه برای تحقق رویاهای قدرتطلبانه خمینی به راه افتاد. او که هنگام بازگشت به ایران پس از سالها تبعید اعلام کرد هیچ احساسی ندارد، با ادامه جنگی بیحاصل، نشان داد که نسبت به جان و مال مردم ایران نیز بیتفاوت و هیچ احساسی به خون جوانان ایران ندارد.
در همین زمینه
تختهسیاههای عزادارمهرماه؛ قربانی کردن ۳۶هزار دانشآموز درجنگ ضد میهنی
همسویی رهبری خامنهای و رهبری نادرشاه
علمالهدی در ادامه سخنانش، با مقایسهای عجیب، خامنهای را به نادرشاه افشار تشبیه کرد که با رهبری حکیمانه خود، ملت ایران را متحد! کرده است. آیا این همان جاهطلبی و خونریزی است که در رفتار خامنهای برای حفظ نظام ولایت فقیه دیده میشود؟. تاریخ نشان داده که جاهطلبیهای بیحد، جز ویرانی و نفرت به بار نمیآورد.
جام زهر شکست در جنگ هشت ساله ایران و عراق و وعده حقیقی
اگر وعده الهی وجود داشت، آن وعده نه در توهمات خمینی، بلکه در اراده قهرمانان آزادیخواه ایران بود که با فداکاری و مقاومت، جام زهر جنگ ضد میهنی را به حلقوم دیکتاتوری ریختند. آنها بودند که برای رهایی مردم از اسارت ولایت فقیه، همه دارایی خود را در طبق اخلاص گذاشتند. خمینی، که امروز بهعنوان یکی از منفورترین دیکتاتورهای تاریخ شناخته میشود، در چاه خودساختهاش فرو رفت و خامنهای نیز، که در مسیر جاهطلبیهای مشابه گام برمیدارد، بیتردید سرنوشتی بهتر از سلف خود نخواهد داشت.
تاریخ، قضاوت نهایی را خواهد کرد که چگونه خمینی جلاد استعدادهای شکوفا شده در انقلاب ضد سلطنتی را پرپر کرد و خامنه ای راه خمینی را ادامه داد. اما آن واقعیتی که امروز بیش از پیش خودش را نشان میدهد سرنوشت حکومتی است که تنها با کشتار و خونریزی بقای خود را حفظ کرده است و اکنون به پایان خط رسیده است.







