آمارسازیهای بچه شاه و مجتبی خامنهای از طرفداران و «جانفدایان» خود مضمون شعر طنزی است که شاعر آزادیخواه وطن «گودرز» آن را برای ایران آزادی ارسال کرده است.
رقابت شاهزادگان در وقاحت!
«مجتبی» ای رهبر اندر نهان
وارث برحق ضحاک زمان
حاکمِ سرگشته در سوراخها
رهبر مفلوک و مجهول ددان
زنده ای آیا ، اگر هستی بگو
چند درصد می شود میزان آن؟
یا اگر هم مرده ای روحت کجاست؟
بی گمان در غرفه اهریمنان
بگذریم از زنده و از مرده ات
حال و اوضاع نظام باشد چسان؟
نعش آن بابای ملعونت کجاست؟
چال کِی گردد الباقی آن؟
جانفدایان و اراذل تا به کِی
کارناوال دارند تا نیمه شبان؟
سیرک اوباشان و خفاش و بسیج
پول و شام و چای و شربت، رایگان
تابه کِی این جانفدایان کذا
می رود بالا مدام آمارشان؟
هفت هشت ده بیست، سی میلیون شدند!
«امت در صحنه» عظما نشان
«شاهزاده» در رقابت با شما
سقف زد بالاتر از حد و بیان
در همین زمینه
گفت ای سلطان ولایت مجتبی
کفّه من هست سنگین و کلان
سهم من هشتاد درصد میشود
جانفدا در جبهه شاهنشهان!
یک روایتگر چو دید آمارها
گفت حیرانم از این شهزادگان
آن بگوید «امت نالان» من
از بسیج و هر چه در اطراف آن
«سی میلیون» در خیابان تا به صبح
گاه در رقص و گهی بر سرزنان
حامی اصل ولایت گشتهاند
در هراس از «فتنه» های دشمنان
آن یکی گوید «ساواک» با لشگرش
از بسیج و ارتش و امثال آن
ریزشی و اطلاعات و سپاه
جملگی هستند «گارد جاودان»!
گر نود میلیون تمام ملت است
شامل مرد و زن خرد و کلان
گر همه باشند هوادار شما
باز کمبود است اندر این میان
کسری چندین میلیون جانفدا
از کجا آیند در آمارتان
زیرکی گفتا که لابد از فضا
یا اجنّه یا ز اهل مردگان
در وقاحت گر نباشد حد و مرز
شاه و شیخ هستند سلطان جهان
پادشاهی مُرد و شیخان در پیاش
می روند با رزم چون آتشفشان
گودرز – اردیبهشت ۱۴۰۵







