«نه شاه و نه شیخ» سد انقلابدزدها
در روزگاری که استعمار با امپراتوری رسانهای خود میکوشد انقلاب مردم را مصادره کند، تقوای سیاسی تنها یک فضیلت اخلاقی نیست؛ یک سنگر است.
امروز میدان جنگ، بیش از آنکه خیابان باشد، ذهنهاست. آنان که سرمایه و رسانه دارند، میخواهند خشم مردم را مدیریت کنند، امیدشان را قاب بگیرند و آیندهشان را مهندسی کنند. اما تقوای سیاسی حکم میکند که اسیر نورافکنها نشویم؛ فریب تعادل قوای ساختگی را نخوریم؛ و از بالا به صحنه بنگریم.
شعار «نه شاه و نه شیخ» مرز روشن ما با هر شکل از بازتولید سلطه است. این شعار، راهبند ارتجاع است؛ سدی در برابر بورژوازیای که میخواهد با چهرههای نو، قدرت کهن را بازسازی کند.
با شاخص «نه شاه و نه شیخ» می توان به محک نیروها پرداخت. جنگی برای بازپسگیری معنا، برای کنار زدن کفهای روی آب، برای جلوگیری از سرقت آرمانها.
تقوای سیاسی؛ فاصلهگذاری از هیجان مهندسیشده
تقوای سیاسی یعنی اسیر دود و دمهای تبلیغاتی نشدن. یعنی فهم این نکته که «تعادل قوای حاکم» در رسانه، لزوماً تعادل واقعی در جامعه نیست. رسانه میتواند موج بسازد، چهره بسازد، دشمن و منجی بتراشد. اما تقوا حکم میکند که از بالا به صحنه نگاه کنیم؛ تحولات را در بستر تاریخیشان ببینیم؛ و فریب آنچه در لحظه پررنگ و پرنور شده را نخوریم.
کفهای روی آب، پر سر و صدا هستند؛ اما ژرفای رودخانه، بیهیاهو مسیر خود را میرود. سیاست بیتقوا، اسیر کفها میشود.
در همین زمینه
واکنش تند ائتلاف احزاب کردستان به تهدیدات نژادپرستانه رضا پهلوی
«نه شاه و نه شیخ»؛ شاخص تمایز و راهبند ارتجاع
در چنین میدانی، شعار «نه شاه و نه شیخ» بهمثابه پرچم برافراشتهی تقوای سیاسی زمانه ماست. این شعار نه یک نفی صرف، که یک مرزبندی تاریخی است: نفی بازتولید هرگونه سلطه موروثی یا قدسی؛ نفی بازگشت به گذشتهای که صورتهای متفاوتی از تمرکز قدرت و حذف مردم را تجربه کرده است.
«نه شاه و نه شیخ» راهبند ارتجاع و بورژوازی است؛ زیرا هر دو میکوشند با روایتهای متفاوت، اما با منطق مشابه، امر سیاسی را از دست مردم خارج کنند و به نخبگان، خاندانها یا ساختارهای ایدئولوژیک واگذارند. این شاخص، اجازه نمیدهد که خشم و امید مردم، در پروژههای بازسازی قدرتهای کهن حل شود.
با این معیار، باید به استقبال جنگ سیاسی رفت. جنگی که بیش از آنکه نظامی باشد، روایی و معنایی است. در این میدان، پیروزی نه با فریاد بلندتر، که با تحلیل عمیقتر و سازمانیابی مستقلتر حاصل میشود.
تقوای سیاسی در این دوران، یعنی حفظ فاصله انتقادی از قدرتهای رسانهای و سرمایهدار؛ یعنی وفاداری به شاخص «نه شاه و نه شیخ» بهعنوان مرز روشن با هرگونه بازتولید سلطه؛ و یعنی نگاه از افق تاریخ، نه از قاب تنگِ لحظه.
با چنین تقوایی میتوان بر توطئهها پیروز شد، کفهای روی آب را کنار زد، و اجازه نداد انقلاب به سرقت رود. زره آگاهی و خویشتنداری، اگر بهدرستی پوشیده شود، نهتنها سپر که شمشیر راهگشا نیز خواهد بود.
ی. یزدی
۱۰ اسفند ۱۴۰۴







