یک تفاهمنامه ای امضاشده!
امضای تفاهمنامه با آمریکا از سوی سران رژیم درمانده و پا بگور آخوندها موضوع شعر طنزی است که شاعر خوش قریحه ایران «گودرز» سروده است.
تفاهمنامه !
یک تفاهمنامه ای امضاشده
در ولایت فتنه ها بر پا شده
صدر تا ذیل نظام زین ماجرا
غرق در آشوب و سگدعوا شده
«جانفدایان» هم حسابی گیج و ویچ
بلبشویی در صف آنها شده
یک بسیجی گفت نالان و حزین
این مصیبت چیست سهم ما شده ؟
گفتگو با رأس «شیطان بزرگ»
کفر بود، واجب چرا حالا شده ؟
نعش آقا مانده در یخچالها
یادش اما محو از سرها شده
لیک این بیچاره نمیفهمد چرا
چون پِهِن سرمایهٔ عظما شده
این تفاهم بهر ابقای نظام
«اوجب واجب» در این دنیا شده
عاقبت تأیید و امضای سند
یک لگد بر لاشهٔ «آقا» شده
سیرک ساواک (طنز سیاسی)
هر چه گفت آن «رهبر» لعنت شده
چون تف، اما رو به سربالا شده
ناگزیر در هر قدم با دست باز
یادگارش لِه به زیر پا شده
امت نالان هراسان و حزین
بی سر و سامان میدانها شده
شاهپرست و شاهزاده همچنین
بور و سرخورده در این اثنا شده
جمله رؤیاهای شان بر باد رفت
سیرک آنها باز هم رسوا شده
خدعه و طرح و بساط شیخ و شاه
مفتضح گردیده و افشا شده
ملت ایران و دلیر و سرفراز
شورشی تر سوی میدانها شده
گودرز – خرداد ۱۴۰۵







