شکست در انتخابات چه پیامدهایی برای خامنهای خواهد داشت؟
خامنهای برای کشاندن مردم به پای صندوقهای رای و نجات خودش از سرنگونی و روحیه دادن به نیروهای وارفتهاش، خودش را به آب و آتش زد. از التماس و خواهش برای یک رای، تهدید و تطمیع، شرعی کردن شرکت در انتخابات تا ملی کردن آن.
ولی در جواب سیلی محکم و آتشینی از مردم آگاه و جان به لب رسیده ایران دریافت کرد. مردم شریف ایران با چنان قاطعیتی سیرک انتخابات خامنهای را تحریم کردند که جای هیچ اما و اگری برایش نگذاشتند. به همین دلیل خامنهای که بطور بی سابقهای قبل از برگزاری انتخابات مرتب در صحنه ظاهر میشد، بعداز انجام انتخابات غیبش زده و پیدایش نیست.
حتی با گذشت سه روز بعد از سیرک انتخابات، خامنهای برخلاف دورههای قبل، همچنان در سکوت است. البته هر کسی هم جای او بود همین وضعیت را داشت. چون یکسال التماس کرد که بهقول خودشان قشر خاکستری را پای صندوق بکشد اما شکست خورد. حتی نیروهای خودش هم پای صندوق نرفتند.
حتی شریعتمداری هم به عدم شرکت مردم در انتخابات اذعان کرد
وضع آنقدر افتضاح بود که شیپورچی خامنهای در کیهان هم که در دروغگویی و دستاوردسازی
در همین زمینه
اعتراف فلاحتپیشه به شکست کامل خامنهای در انتخابات
دست همه را از پشت بسته، رسما پذیرفت که مشارکت کاهش داشته و این شکست را طبق معمول گردن روحانی انداخت. معلوم نیست اینها تا کی میخواهند همه شکستهایشان را گردن روحانی بیندازند.
واقعیت این است که خامنهای شعارهای مردم را که خواهان سرنگونیش بودند، جدی نگرفته بود.
همان شعاری که میگفتند: خامنهای ضحاک میکشیمت زیرخاک.
آنقدر دروغ گفت که خودش هم دروغهای خودش را باور کرد. تا جایی که سیرک انتخابات مجلس را بدست خودش تبدیل به رفراندوم کرد. حالا که شکست را به چشم دیده، وارفته و سکوت کرده است.
اما این تازه اول راه است، این شکست، راه قیامهای بنیانکن آینده را باز کرده است. قیامهایی که مردم
ایران در آن خامنهای ضحاک را به زیر خاک خواهند کشید.






