آزادی آراء در انتخابات مجلس چیزی جز شوخی نبود
کریستین دلانوآ فرانسوی در کتاب خود در رابطه با انتخابات مجلس مینویسد: «در زمان رضاشاه مجلس به هیچ وجه نمیتوانست قوانینی مخالف با اراده شاه تصویب کند و هرگاه کسی جرأت میکرد به شاه گوشزد کند که تصمیماتش خلاف قانون است، پاسخ میشنید: قانون را با اوامر من موافق کنید».
سید حسن تقیزاده درباره انتخابات زمان رضاخان مینویسد: «وقتی که دوره آن مجلس (مجلس ششم) به اتمام رسید و اعلان انتخابات جدید کردند، مداخلات دربار از حد تجاوز کرد. در حقیقت رضاشاه تصمیم قطعی گرفته بود که یک نفر هم از اشخاصی که مطیع او نباشند، انتخاب نشود» (محمود طلوعی،بازیگران عصر پهلوی، ج ۱، ص ۱۴۱)
ویلیام داگلاس آمریکایی به نقل از مردم آن زمان ایران در کتابش مینویسد:«هنگام انتخابات مجلس سربازان با صندوقهای رأی و تعدادی اوراق از پیش نوشته شده به محل رأیگیری میآیند و در رأس اوراق فقط اسم یک نفر نوشته شده و مردم پشت سر هم صف میبندند و آرای از پیش نوشته شده بین افراد تقسیم میشود و آنگاه صف بهترتیب نوبت به طرف جلو حرکت میکند و مردم اوراق را در صندوق میریزند.» (کتاب سرزمین شگفت انگیز و مردمی مهربان و دوست داشتنی نوشته ویلیام او داگلاس (قاضی دیوان عالی آمریکا) ،ترجمه فریدون سنجری ـ صفحه 182)
فهرست نامزدها توسط شاه تهیه شده بود
مینو صمیمی، منشی فرح (همسر محمدرضا شاه) در خاطراتش آزادی آرا در انتخابات مجلس را چیزی جز شوخی نمیدانست. او مینویسد : «موقعی که میشنیدم ما در کشور از آزادی حق رأی برای انتخاب وکلای مجلس برخورداریم یا میگفتند زنان با استفاده از آزادی اعطا شده میتوانند در انتخابات مجلس شرکت کنند، بلافاصله این سؤال به ذهنم میآمد که اصولا وقتی ساواک همه نمایندگان مجلس را برمیگزیند چگونه امکان دارد کسی مسئله وجود آزادی حق رأی را باور داشته باشد؟».
بیشتر بخوانید
نشریه تایم درباره انتخابات مجلس نوزدهم شورای ملی چنین مینویسد: «از ۱۲ نفر نماینده تهران که انتخاب شدند اسامی آنها قبل از برگزاری انتخابات اصلا معلوم بود که چه کسانی نماینده تهران خواهند بود. چمدانهای پر از رأی در آن دوره آمد و صندوقهای رأی را پر کرد. در دوره نوزدهم همین اتفاق افتاد. گرداننده علویکیا رئیس شهربانی و پیراسته وزیر کشور بود. این افراد براساس فهرستی که از سوی محمدرضا شاه و اسدالله علم تهیه شده بود اسامی افراد را در صندوق آرا میانداختند و هر کسی خلاف این رأی میداد مورد تعقیب و بازخواست قرار میگرفت».
بیتفاوتی مردم نسبت به انتخابات نمایشی مجلس شاه
اسدالله علم در سال ۱۳۵۲ علت بیتفاوتی مردم به انتخابات مجلس را چنین تحلیل میکند: «تعرضات دولت مرا به یاد رفتاری میاندازد که ممکن است یک ارتش اشغالگر با ملتی شکستخورده در جنگ داشته باشد. در کلیه سطوح از انتخابات مجلس گرفته تا انتخابات محلی و انجمن شهر، دولت، آزادی را از مردم سلب کرده و اراده خود را تحمیل کرده و نامزدهای خود را از صندوقها بیرون میآورد. مثل اینکه رأیدهندگان کوچکترین حقی در این مورد ندارند» «خاطرات اسدالله علم».
تصور کنید اگر در کل انتخابات چند موردی هم خلاف نظر شاه برگزیده میشدند چه اتفاقی رخ میداد؟ جعفر شریفامامی پاسخ این سؤال را اینگونه میدهد: «در انتخابات مجلس بیستم اعلیحضرت فرمودند خوب است با کسانی که انتخاب شدهاند مشورتی بکنیم و ببینیم آیا انتخابات را نگه داریم یا آن را لغو کنیم و از نو انتخابات بشود؟ به هرحال صحبت کردیم و نظر داده شد که انتخابات مجلس بیستم منحل بشود». «خاطرات جعفر شریف امامی، ویراستاری حبیب لاجوردی، ص ۱۷۵».
مردمی که نمایندگان خود را نمی شناختند
یحیی دولتآبادی (از روشنفکران مشروطه) از سازوکار حاکم بر انتخابات دوره هفتم اینگونه یاد میکند: «نمایندگان مجلس هفتم به بعد بدون استثنا اول باید رضایت دربار پهلوی را تحصیل کنند و شرط معین را هم که رأی دادن به هر لایحهای از طرف دولت میآید به مجلس بدون اعتراض تقبل کنند. آنگاه نام آنها داخل فهرست نمایندگان در آن دوره شده با تعیین آنکه از چه محل انتخاب شوند، آن فهرست بهدست نظمیه مرکز و ولایات داده شده آنها هم تکلیفشان معین است و همهچیز در دست خودشان و کارکنان مخصوصی است که دارند. نظمیهها در موقع انتخابات مجلس دارالتحریری تشکیل داده هزارها اوراق مطابق فهرست دولت نویسنده حاضر میگذارند و آنها را توسط سردستهها به افراد میدهند که در صندوق انتخابات بریزند. در این صورت نتیجه قطعی است که مطابق دستور دولت از قبل انجام شده و گاهی اهل محل بههیچوجه نمایندگان خود را نمیشناسند بلکه شاید اسمش را هم نمیدانند». (یحیی دولتآبادی: حیات یحیی، ج ۴، ص ۴۴۰)
دستکاری در انتخابات مجلس در زمان نخست وزیری هویدا
در عصر محمدرضا پهلوی دستکاری و تقلب در انتخابات مجلس به قدری بود که نهتنها میل به مشارکت در مردم را کاهش داد بلکه در مواردی صدای وابستگان دربار را هم درآورد؛ برای نمونه در انتخابات مجلس بیستوسوم، دولت هویدا بهقدری در انتخابات دستکاری کرد که صدای اسدالله علم (وزیر دربار) را هم درآورد؛ او در کتاب خاطراتش میگوید که به شاه گفته است: «الان که ما قدرت داریم، ای کاش قدری زمینه مشارکت مردم را فراهم میکردیم. شاه با ناراحتی پاسخ علم را میدهد و میگوید که نمیتوانیم ریسک کنیم، چون احتمال دارد هر اتفاقی بیفتد».
در دوره بیست و یکم مجلس که مجلس «اصلاحطلب» نامیده شده بهدلیل حساسیت شاه و انقلاب سفید، شاه از احمد نفیسی شهردار تهران خواست که «به او در انتخاب کاندیداهای مورد اعتماد و اصلاحطلب کمک کند»، نفیسی از عهده چنین مسئولیتی به خوبی برآمد و در نتیجه «نمایندگان منتخب کسانی بودند که شاه میل داشت وارد حکومت شوند.» جدیدترین افرادی که به مجلس راهیافتند و موجب تعجب شد «یکی قهرمان کشتی و دیگری هنرپیشه تلویزیون بود که نقشهای مبتذل را ایفا میکرد». (کتاب خاطرات اسدالله علم)







