بحرانهای اجتما عی مانند سیل ویرانگر، گریبان نظام آخوندی را گرفته اما برکسی پوشیده نیست که مسبب اصلی تمام این نابسامانیها حکومت آخوندی و عاملان او، یعنی پاسداران جنایتکار و چپاولگرهستند. روی همین موضوع آقای فردین ماهوتچیان طی گفتگویی با تلویزیون ایران آزادی به سئوالات پاسخ میدهد.
فردین ماهوتچیان: خدمت شما عرض کنم این القابی که رژیم اعلام میکند و این نشستهایی که خامنهای (اهریمن دوران) اعلام میکند، با باصطلاح ستاد مدیریت بحران، در ابتدای کار این القاب زیر علامت سؤال میرود، چرا که همه واقف هستند که مدیریت یک علم است، در ابتدای نشست با چنین القابی رژیم خودش را زیر علامت سؤال میبرد، چون نه دانش و نه علم آنرا دارد، بنیانگذار همین نظام اهریمنی (من به عمد میگویم نظام اهریمنی و از صحبتهای آقای رجوی وام میگیرم که در پیام شماره ۱۱ این نظام را اهریمنی توصیف کردند)، بنیانگذار این نظام اهریمنی در ابتدای حکومتش اعلام کرد که من و ما و حکومت ننگینش به متخصص احتیاج نداریم، بلکه متعهد میخواهیم، متعهد به چی؟ تعهد به کی؟ تعهد به همین نظام اهریمنی ولایت، بسیاری از دانشجویان و استادان و همین فرار مغزها از ایران بخاطر حاکمیت ننگینی است که توسط خمینی دجال در ایران بنیانگذاری شد . پس این رژیم با علم و دانش و مدیریت اصلاً سازگاری ندارد، دومین مطلبی که در همین تیتر میآید: مدیریت بحران است، مدیریت بحران را چه کسانی میخواهند انجام بدهند؟ کسانی که خودشان طی ۴۰ سال حکومت ننگین با دزدی و اختلاس این بلایا را بر سر مردم آوردند، ابتدا خامنهای و ستاد بحران مدیریت باید در یک دادگاه بینالمللی محاکمه بشوند، بخاطر ۴۰ سال دزدی، غارت، بخاطر اینکه منابع مردم ایران را به جیب جنگهای نیابتی در سوریه، یمن و عراق ریختند ، پس میبینیم این رژیم نه مدیریتش را دارد، نه دانشش را دارد، و نه اصلاً میخواهد کاری برای مردم بکند، چون قبل از سیل که باعث و بانیش خودش هست، یک نمونه آن جادهای که در شیراز ساخته شده بر سر مسیر و مسیل سیل، در دروازه قرآن، در آن مسیری که سیل باید حرکت میکرد،، بقیه را هم اگر بررسی بکنیم، تک به تک باقیمانده از ۴۰ سال حکومت این آخوندها است، دستآورد ۴۰ سال حاکمیت ننگین همین آخوندها است، حالا میخواهد چکار بکند؟ هر کشوری که سیل آمده باشد و شما به آن مراجعه بکنید، سیل یک حادثه طبیعی است، ارتش و تمام نیروی نظامیش را تعطیل میکند و تمام مراکز قدرتش را میآورد، با وسائل و ماشین آلات و کیسه پر کردن و خاک برداشتن تا جلوی سیل را بگیرد، این کار را در پیشگیری که انجام نداد، بعد از آن هم هیچگونه رسیدگی و هیچگونه ستادی را نمیبینید که عملیاتی انجام داده باشد، اگر بود رژیم بیلان آن را میداد، باید بیلان میداد که این بیلان کار ما است، در پیشگیری که کاری نکرد، بعد هم به عمد کمک نکرد و گرنه امکاناتش را داشت، ماشین آلاتش را داشت، بارها خانم مریم رجوی اعلام کرد، نفربرهای آبی، خاکی، کشتی و قایق و هر گونه امکاناتی که بخواهید میتوانست برای مردم بیاورد، پتو، غذا، آب آشامیدنی بیاورد، اما ما این را باید از یک حکومت ملی و مردمی انتظار داشته باشیم، نه یک حکومت اهریمنی، حکومتی که حرث و نسل ما را از بین برده است، نیامده برای ملت ما کاری بکند، از روز اول، از روز بنیانگذاری این حکومت فقط برای مردم ما مصیبت آورده ، خمینی از جنگ به عنوان نعمت الهی یاد میکرد، خامنهای هم ادامه دهنده او است، در جایی گفته: هر سیل ظاهر بلا دارد، باطنش ممکن است نعمت و عطای الهی باشد، میبینید چقدر همخوانی با صحبتهای بنیانگذار این حکومت همان خمینی دجال دارد، خمینی میگفت جنگ نعمت الهی، و این هم میگوید سیل میتواند عطای الهی باشد، ونمیخواست کمک بکند، چرا نمیخواست کمک بکند؟ میخواست مردم سیلزده در ۲۷ و ۲۸ استان کشور درگیر با این سیل و مصیبتهایش باشند، که فکر قیام و سرنگونی را نکنند،
پرسش: چرا سیل اخیر را مدیریت نکرد؟ و گذاشت که مسائل همینطوری خودبخودی پیش برود و به اینجا ختم بشود!؟
فردین ماهوتچیان: به نظر من و همانطور که در پیام آقای رجوی آمده بود، میخواست مردم را درگیر بکند، پاگیر بکند همان کاری که در رابطه با بقیه مسائل انجام میدهد، اگر شما نگاه بکنید در تمام نقاط ایران بیشتر از دو نیم میلیون خانه خالی در دست بانکهای رژیم هست، شهرکهای زیر زمینی موشکی رژیم (از امکاناتش میگویم) بهترین مکان برای اسکان سیلزدگان بود، کسی خبردارد و یا شنیده حتی یک مقر سپاه مشکل آب گرفتگی داشته باشد، سیلزدگی هیچی، در این ۲۷ و ۲۸ استان مرکزی از سپاه پاسداران نیست که خسارت دیده باشد، یک نمونه نیست که مقامات رژیم و همین پاسداران جنایتکار چه خودشان و چه خانوادههایشان درگیر این سیل باشند، در زمانی که سیل آمد دهها تن از مسئولین استانها در مسافرتهای عید بودند، حتی مسافرتهای خودشان را تعطیل نکردند، این معنی یک رژیم ضد بشر، یک رژیم اهریمنی است، چقدر کلمات آقای رجوی قشنگ به ما میگوید، که اینها محیط زیست ما را مثل فرزندان ایران زمین قتلعام کردند، مگر همین رژیم ۳۰ هزار تن از بهترین فرزندان ما را در زندانها قتلعام نکرد، مگر اینها قتلعام فرزندان ایران زمین را جزء افتخاراتشان نمیدانند، مگر در شروع امسال همین خامنهای دجال، رئیسی که یکی از مسببان قتل عام جوانان ایران بود را در مصدر کار نیآورد، مگر قتلعام فرهنگ و هنر ایران را انجام نداده است، مگر مسئول قتلعام اقتصاد و محیط زیست همین آخوندها نیستند، قتلعام حرث و نسل ما و به قول آقای رجوی قتلعام نوروز و خانه و کاشانه مردم ما، چکار کردند؟ حتی بعد از سیل پلیس راهنمایی و رانندگی جلوی کسانی که خودشان داوطلبانه برای کمک آمدند را گرفته و جریمه میکند، شما در کجای دنیا چنین چیزی را میبینید بجز نظام اهریمنی آخوندی، حتی اگر خیابان یکطرفه باشد برای کمک به یک مصدوم، به یک مجروح، به یک سیلزده، پلیس راه را باز میکند که شما خیابان یکطرفه را بروید، اما سابقه امر نشان میدهد که این رژیم حتی از کمک و امکانات کمکهای مردمی هم سرقت میکند، همان دزدی نهادینه شده در نظام، همان دزدی که از بنیانگذار این نظام اهریمنی به ارث برده است، مگر انقلاب ما را ندزدیدند، مگر سوار موج انقلاب ۵۷ نشد وآن را ندزدید، مگر قول نداده بود به قم برود و طلبگیش را بکند، مگر قول مجلس موسسان را نداده بود، دروغ، تزویر، ریا، و دزدی را از بنیانگذارش به ارث برده است، اینها برای ساختن نیامدند شما به تاریخ چند دهه گذشته برگردید، اینها برای زلزله و زمینلرزهای که در منجیل و رودبار آمد، چادرهایی که از خارج میآمد را اینها در بازارها میفروختند، دزدی میکردند و همین الان پتو و خوراکیهایی که کلیپهای آن در فضای مجازی پر است از هموطن شریفی که برای سیلزدگان فرستاده ، اینها از آن دزدی میکنند، خاک ما را فروختند، درختها و جنگلها را نابود کردند، مسیلها را از بین بردند و باعث این همه فاجعه بزرگ از یک سیل شدند، انتظاری از رژیم برای همیاری نیست، این رژیم در این موقعیتی که ملت بزرگ ایران در ۲۷ و ۲۸ استان بیش از ۴۰ روز است در مصیبت سیل هستند، کشتی او را در بندری در لیبی میگیرند، بیست هزار موشک جنگی برای آنجا (برای یک گروه شبهنظامی در لیبی) فرستاده است، حالا انتظار دارید این برای ما کاری بکند، این رژیم دو پایه اصلی دارد، یکی صدور تروریسم وارتجاع ضد مردمی به دنیا، و دیگری سرکوب در داخل، این دو عصا از روز اول در دستش بوده است، خودش را در جایی مشغول نکرده اگر هم رفته برای دزدیهای سپاه بوده است، چون تمام اقتصاد دست سپاه بوده است، به نظر من به هیچ عنوان خواهان ساخت و ساز واقعی نیست، در زلزله کرمانشاه و بقیه آن مناطق دیدیم ساختمانهایی که این رژیم یعنی سپاه پاسداران تروریستش ساخته بود در دیوارها بجای استفاده از بتن و سیمان، مقوا استفاده کرده بودند، یعنی ارزشی برای جان انسان و ایرانی قائل نیستند، اولین و آخرین دشمن ما هستند و بخاطر همین است که مردم در شعارهایشان گفتند «دشمن ما همینجاست، دروغ میگن امریکاست».
فردین ماهوتچیان: اولین بحرانی که ما داریم نبودن آزادی است، نبودن مکان آزاد، زندگی آزاد، انتخاب آزاد، حالا اگر این نداشتن انتخابات آزاد منجر به بحرانهای اجتماعی میشود، سرمنشاء آن همین رژیم هست، کسی دیگری نیست در خاک کشور ما برای ما بحران ایجاد میکند، تمامی این بحرانهای اجتماعی از نبودن کار، مسکن، شغل، فروش کلیه، همه و همه از نبودن آزادی است، از نبودن یک سیستم دمکراتیک، یک دولت ملی، و یک انتخاب آزاد است، چون این رژیم توسط مردم انتخاب نشده است، این رژیم به انتخابات آزاد اعتقادی ندارد، پس در سطح بحرانهای سیاسی و اجتماعی میبینیم که تنها راه کار سرنگونی این رژیم هست، و بجز این هیچ درمانی برای این بحرانهای سیاسی و اجتماعی در ایران نیست، این رژیم باید در تمامیتش از بین برود، اگر میخواهیم از بحران اجتماعی خارج بشویم، اگر میخواهیم یک زندگی آزاد و با استقلال و یک حاکمیتی با رأی مستقیم مردم انجام بشود، ما باید از این رژیم عبور بکنیم، یعنی برای مردم سرنگونی را به ارمغان بیاوریم.
فردین ماهوتچیان: حرفهای روحانی مثل همیشه دجالانه و دروغگویی بوده است اصلاً کارش است لقبش شیاد است جوری صحبت میکند که اگر کسی نشناسد و برای اولین بار صحبت او را بشنود فکر میکند در مقام یک اپوزیسیون راجع به دولت صحبت میکند در صورتی که خودش رئیس جمهور دولت است و خودش در طی این ۴۰ سال در همه مراحل و در همه جنایتها و خوردن حق وحقوق مردم و کارگران شریک بوده است در جائیکه کارگران میهن ما شعار گرسنهام، گرسنهام سر میدهند، نمیتوانند مایحتاج خانواده خودشان را برآورد کنند، ۲ شیفته و ۳ شیفته کار میکنند و باز هیچی ندارند، روحانی میآید و میگوید که مسائل رفاهی در دولت او برای کارگران ۲۷ برابر شده است دقیقاً میبینید رژیم فاشیستی هیتلر هم یک مبلغی داشت بنام گوبلز که همین دروغهای گنده را میگفت. میبینند که روحانی آمد گله کرد در صحبتهایش و گفت که نیائید اول هر سال بگوئید که حقوق کارگر را چقدر باید بر اساس تورم اضافه کرد بیائید کارگران را در سود کارخانه شریک کنید، واقعاً یعنی سنگ بزرگ علامت نزدن است، کی میآیند کارگر محروم و زحمتکش ما را در سود کارخانه شریک کنند؟ در کدام سود کارخانه؟ کدام کارخانه است صاحب این کارخانهها چه کسانی هستند مگر غیر از عوامل همین رژیم پاسداران و خودشان هستند مگر نبردند همه کارخانههای دولتی را مزایده گذاشتند و مثل اول انقلاب که هر چیزی را میگرفتند و مزایده میگذاشتند و بین خودیها تقسیم میکردند کارخانهها را هم به خودیها فروختند و در خیلی از جاها هست که کارخانه را میکوبند و زمینش را ساختمان سازی میکنند و کارگران را بیکار میکنند، پس روحانی فقط برای دروغ درمانی آمده، فقط بتواند چند صباحی به این حکومت ننگینشان ادامه بدهند وگرنه شما نگاه کنید در جائی میگوید که کارگر نمیتواند خودش برود و حق را مطالبه کند باید تشکلهایی باشد که از طریق این تشکلها فلان اداره کار، فلان وزارتخانه بروند و بگویند حق ما را بدهید، حالا این صحبتها را شما مقایسه کنید با پریروز که کارگران به خیابان آمدند و در خیابان حق و حقوقشان را خواستند چی بدست آوردند؟ سرکوب، حضور نیروی انتظامی، باتوم و دستگیری اگر اشتباه نکنم فقط یک رقم عدد ۳۵ دستگیری از فعالین کارگری بود کدام تشکل در ایران میتواند در این حکومت مستقل باشد و اجازه تشکل داشته باشد، همین حکومتی که بعد از انقلاب یکسری شوراهایی بود که از سالهای ۵۶ و ۵۷ قبل از انقلاب درست شده بود و خیلی هم کاربرد داشت مثل شورای کارگری مثلاً صنعت نفت که آن اعتصابات اول انقلاب ضد سلطنتی درست کرد اینها که آمدند بر سر کار همان شوراها را هم ملغی کردند تشکل هائی که اینها میگویند همان مزدوران خودشان را میگویند همان ماموران رژیم را میگویند که میخواهند بیایند ببینند کنترل کنند که کدام کارگر فعال است که شبانه بریزند در خانهش و بگیرند و ببرند، برخورد این رژیم در سال گذشته و تا همین چند وقت گذشته با تظاهرات کارگری چه بوده است؟ چرا راه دور برویم نگاهی کنیم به لیست شهدای راه آزادی مردم ایران بخش کارگری آن، چقدر خونها ریخته شده است از همین کارگرانی که حق خودشان را میخواستند مگر اول انقلاب در فاز سیاسی عباس عمانی که توسط همین رژیم کشته شد در انتخابات شرکت نکرده بود که برای مجاهدین کار تبلیغی کند، مگر کشته نشد، این رژیم برای کارگران کاری نخواهد کرد ولی اجازه بدهید سوالتان را با یکسری اعداد و ارقام ثبت شده هم بدهم، جامعه کارگری ایران با خانوادههایشان بیش از ۴۵ میلیون نفر جمعیت ایران را تشکیل میدهند، بیشتر از نصف جمعیت ایران حالا اینها چی دارند؟ حداقل دستمزد در سال ۹۸، یک میلیون و پانصد و شانزده هزار تومان است، تورم چقدر است؟ ۴۰ درصد، تازه طبق گزارش و آمار خود این رژیم که بعضاً تورم را پائینتر میآورد تا حقوق کارگران را بالا نبرد، چون طبق قانون ۴۱ خود همین رژیم در رابطه با کارگری تورم هر چه بالاتر باشد باید حقوق کارگر به همان نسبت بالاتر برود، خط فقر در تهران بیش از ۶ میلیون تومان است، یعنی اگر ۶ میلیون درآمد داشته باشید تازه خط فقر است حقوق ۹۰ درصد کارگران ایران، یک پنجم خط فقر است در این نظام ۶۰ تا ۷۰ درصد مردم ایران و قشر کارگر در حال فلاکت زندگی میکنند ۹۰ درصد کارگران زیر خط فقر مطلقند کاهش قدرت خرید جامعه کارگری نسبت به سال گذشته یک میلیون و هشتاد و نه هزار تومان است فاصله مجموع دستمزد و مزایا تا هزینه ماهیانه معیشت خانوار، سه و نیم میلیون تومان است، خانه کارگر رژیم خودش میگوید حقوق کارگران تنها کفاف ۱۰ روز زندگی را میدهد حالا میدانید روحانی شیاد چه گفته است؟ در همین سخنرانیش گفته: کارگران باید بهمراه خانوادههایشان مسافرت بروند، که وقتی بر میگردند روحیه داشته باشند نشاط داشته باشند، مرگ ۷۹۰ کارگر بخاطر نبودن حداقلهای استانداردهای امنیتی یعنی در محیط کارش ممکن است بخاطر نبودن یک کلاهخود، این آمار ۷۹۰ کارگر که کشته شدند مربوط به سال ۹۶ است تعطیلی ۷۰ درصد از کارخانهها و معادن کشور، ۲۸ درصد از خانوادهها فاقد حتی یک فرد شاغل هستند یعنی ۲۸ درصد از این ۴۵ میلیون کسی را ندارند که نان آور باشد، در مملکت نرخ بیکاری در شهرها ۱۳.۶ درصد است و در روستاها ۷.۹ درصد است، نرخ بیکاری زنان ۱۹.۲ درصد است و مردها ۱۰.۳ درصد، این باز بر میگردد به صحبت اولمان و باز بر میگردد به جنایت، وقاحت و همان کارکردی که این رژیم طی این ۴ دهه گذاشته است.
فردین ماهوتچیان: حرفی که روحانی زده بلحاظ فرهنگ کارگر و تولید بیشتر، صادرات بیشتر، ورود ارز بیشتر بلحاظ فنی حرف درستی است، اما چرا غلط است چون روحانی شیاد میزند، چون این بدنبال این نیست تضادی حل شود چون اگر این رویکرد را داشت کار را باید بدست افرادی و مغزهایی که فرار کردند میداد، اینها میخواهند عدم مدیریت صحیح خودشان را در جامعه کارگری و جامعه ایران باز به گردن کارگران بیندازند، یعنی کارگر چندساعت دیگر باید کار کند، تولید را چقدر بالا ببرد، بعد صاحب این تولید کی میشود؟ صاحب اقتصاد کی است؟ صاحب تولید، اقتصاد و کارخانه سپاه پاسداران است، و سود و استفاده اش به جیب این دولت میرود، گزارشی در رابطه با رژیم آخوندی بدهم، موسسه پژوهشگران صلح استکهلم موسوم به سیپری گفته: هزینههای نظامی ایران در سال گذشته میلادی ۱۳ میلیارد و ۱۹۴ میلیون دلار بوده است، این گزارش نشان میدهد که رژیم آخوندی در ۱۰ سال گذشته مجموعاً ۱۳۹ میلیارد و ۳۱۵ میلیون دلار در بخش نظامی هزینه کرده است، این میدانید به چه معنی است؟ این همان قتلعام اقتصاد است که آقای رجوی گفتند، این همان قتل عامی است که در تمامی جوانب انجام داده است، یعنی درآمدهای نفتی و پولهای درآمده از منابع طبیعی ما را در سالهای گذشته به مبلغ ۱۳۹ میلیارد و ۳۱۵ میلیون تومان در بخش نظامی استفاده کرده چر؟ چون کارکردش این است، چون ۲ عصا زیر بغل دارد، یکی سرکوب داخل، که بخشی از همین پول ماشینهای ضد شورش را خریده است، لباسهای نیروی انتظامی را مجهز میکند، کلاههاشان را دوربین دار میکند، پول آن ۸ هزار آتش باختیارها را میدهد، و صدور تروریسم، همان ۲۰ هزار موشکی که الان گفتم در ساحلی در لیبی در کشتی که رژیم فرستاده بود، پس این رژیم نمیخواهد با تولید بیشتر و وارد کردن ارز بیشتر کاری را درست بکند، امریکا جدیداً میخواهد مواد پتروشیمی رژیم را مثل نفت و گاز تحریم کند، و این میخواهد این تاوان را کارگران با کار بیشتر بدهند ولی حقوقی نگیرند، راستی در کجای دنیا حقوق کارگر ۵ برابر کمتر از خط فقر است؟ کجای دنیا کارگر کار میکند و یکسال به یکسال حقوق نمیگیرد؟ مگر در این ایام تمامی اجتماعات کارگری از هفت تپه تا اهواز و تمام کارگران و آن ۴۵ درصد جامعه کارگری ایران مگر برای حقوقهای عقب افتاده اعتصاب و تظاهرات نمیکردند، پس تو از کجا پول آوردی که این همه هزینه نظامی را می دادی؟ از کجا آوردید که پولهای هزینه حشدالشعبی و فاطمیون و زینبیون را دادید؟ کجا اینها را اسکان دادید؟ با کدام امکانات و با کدام پول؟ چرا این همه امکانات و پولهای ایاب و ذهاب و اسکان را خرج سیلزدگان نکردید؟ چرا حقوق کارگران را ندادید، اما ما تعجب نمیکنیم، بخاطر همین است که از روز اول مقاومت ایران به رهبری آقای رجوی و خانم رجوی در برابر این رژیم ایستادند، بخاطر همین است که پرچم سرنگونی را در دست دارد، بخاطر همین است که میخواهد این رژیم را از بنیان ریشهش را بکند، بخاطر همین است که کانونهای شورشی در داخل ایران غوغا بپا میکنند.
فردین ماهوتچیان: منظورش این است که تشکلهایی درست شده است، تشکلی در واقع درست نشده ، یک مشت پاسدار بسیجی و نیروهای خودش را در کارخانه جمع میکنند و میگویند این تشکلهای کارگری است، تشکل واقعی کارگران باید از سوی خود کارگران باشد، باید مستقل باشد، باید خود کارگر انتخاب بکند، من کارگر و در این محیط هستم تو برای من کسی را میآوری و میگذاری؟ این اعداد و ارقام (البته که واقعی نیست) و این کسی را که آوردید و هیچ ربطی به رژیم نداشته، و این هم دروغ محض بود، تشکل کارگری مستقل است، در این حکومت ایا میشود یک تشکل کارگری را به ثبت داد؟ مثلاً ما صنف پارچه فروش هستیم میخواهیم یک تشکل کارگری درست کنیم، اگر تشکل کارگری وجود داردچرا کارگران دستگیر میشوند، چرا در زندانها هستند، مگر اینها حق و حقوق کارگران را نمیخواهند؟ چرا تهمت اینکه با امنیت نظام کار دارند را به اینها میزنند، پس این داستان هم مثل داستانهای دیگر از روحانی فقط سر میزند، همین روحانی که لقب امام را به خمینی داد، همین روحانی که اولین بانی در ارتش در رابطه با حجاب اجباری بود، همین روحانی آخوند امنیتی است، و برای بقای همین سیستم وکشتار مردم کار میکند، افتخار چی دارد؟ افتخار این را دارد کارگر نان شب را ندارد، یا اگر توجه کرده باشید در یکی از تظاهراتها فکر میکنم در کرمانشاه بود در جامعه ایران به نقطه صفر صفر با رژیم داریم میرسیم، خانم معلمی بود که گفت چیزی برای از دست دادن نداریم، برای همین است مردم سیلزده از مقامات رژیم با کلمه بیشرف، بی شرف استفاده کردند، کلیپهای استقبال از پاسدار نقدی و یا محسن رضایی را مردم دیدند، مردم ایران دشمنشان را میبینند، اینها بودند که ما را در ایران به این نقطه رساندند، که با آمدن چند روز باران تمام ساختار مملکت بهم میخورد بخاطر اینکه محیط زیست خراب است، این فقط در محیط زیست و بقیه نیست، شما به سیستم اقتصاد نگاه کنید شما به سیستم دانشگاهی بروید، هر روز دانشجویان دستگیر میشوند، حتی دانشجویانی را که در اعتراضات اخیر شرکت کرده بودند را چندین نفرشان را دستگیر کرده و بردند، کجا میبرند؟ چند تا را دستگیر کردند؟ چندسال شکنجه کردند؟ الان به نقطه حسابرسی میرسیم، و ورحانی و امثال روحانی خوب میدانند، که تا مقاومت ایران ومجاهدین هستند اینها باید روز حسابرسی را ببینند، و به آن روز خواهیم رسید، باید تقاص ۴ دهه جنایت را پس بدهند، از این حق خودمان کوتاه نخواهیم آمد، جنبش دادخواهی همین را میگوید، کانونهای شورشی در داخل همین را میگویند، فعالیتهای سیاسی اجتماعی مجاهدین هم همین را میگویند، و چه خوب همان روزی که خامنهآی همین حرفها را میزد که ترسیده و اله و بله، کنفرانسی در امریکا برگزار شد که وزارت اطلاعات و خامنهای و کل سیستمش باید در لیست تروریستی بروند و خواهند رفت، چرا که این مقاومت نه با شعار با یک حکم میتوان و باید خواهر مریم زندگی میکند، زنده به این است و اگر اجازه بدهید صحنه ای که برای خودم جالب بود را برای شما و بینندگان در میان بگذارم، اگر صحنههای معلمان دیروز را دیده باشید، هجوم نیروهای رژیم را دیده باشید، زنان پیشتاز ایران زمین و زنان معلم ما پیشقراول بودند، آیا این صحنهها برای کسانی که صحنه حمله مزدوران به اشرف و لیبرتی را دیدند آشنا نیست، آنجا هم زنان آزاده میهن ما در صف مقدم نبودند، که سینه به سینه در مقابل مزدوران رژیم میایستادند، هر جا دیروز صحنه معلمان و کارگران را دیدیم پیشقراول ما زنان ایران زمین هستند، برای اینکه پیام خانم مریم رجوی را گرفتند، خانم رجوی سالها پیش گفته بود، رژیم از جایی میخورد که به حساب نمیآورد، ضد آن است، و الان میبینیم این فنر جمع شده از ظلم استبداد زن ستیز ، فرماندهی صحنه را در دست میگیرد، و به امید خدا بزودی راهگشایی خواهد کرد، در سرنگونی این رژیم و محاکمه تک به تک این جنایتکاران، آن موقع روحانی در دادگاههای بینالمللی از افتخارات نداشتهش بیاید و صحبت بکند.
فردین ماهوتچیان: بله اتفاقاً من آن سخنرانیش را دیدم اگر دوستان دیده باشند با لرزش دستش همراه بود و داشت اخطار میداد و چه اخطاری داد به نیروهایش به بسیجیها و سپاهیان که خودشان وارفته هستند؟ از آن فرماندهش که بدنبال کار فرهنگی رفت حالا این بسیجها و این بدنه سپاه (که بدنهش دارد میریزند) این آمد یک آتشی ریخت رو موضوع و گفت: دشمن در حال تهاجم است حمله نمیکند تهاجم میخواهد بکند، آماده باشید و اله کنید و بله کنید، اما به درستی گفته که دشمنش مردم ایران هستند، دشمنش کانونهای شورشی هستند، دشمنش مقاومت سازمان یافته مردم ایران است، و درحال تهاجم نه از الان بلکه بیش از چهار دهه است که در حال تهاجم است، لااقل رد پا از سی خرداد سال شصت می ببینیم و الان دارد به نقطه ای میرسد که این تهاجم آخرین تهاجم است، بخاطر اینکه جامعه ایران از این رژیم متنفرهست و آتشی زیر خاکستراست، کانونهای شورشی سمت و سو میدهند، اگر توجه کرده باشید نیروهای انتظامی به تجمع مالباختگان شاندیز مشهد حمله کردند تا تجمع شروع شد با وحشیگری و با قساوت تمام جوانها را میبردند، مالباختهها را میبردند، به جز حق و حقوق که دارند، پولی که (به بانکها) دادند چیزی نمیخواهند، اموال اینها را سپاه برده، اما ترس دارد نمیخواهد این تجمعات گسترش پیدا کند، اما این تجمعات را کانونهای شورشی گسترش میدهند چه بخواهد و چه نخواهد و چه بخواهد حلقه اختناق تنگتر و تنگتر و تنگتر کند، چون این کانونهای شورشی برآمده از چهار دهه مبارزه بر علیه دیکتاتوری است، تجربه سیاسی پشتش خوابیده است، تجربه یک سازمان به گستره پنجاه و چهار سال پشتش خوابیده است، تجربه یک تشکیلات منسجم خوابیده که فرماندهیش در صحنه حضور دارد، و در ارتباط با جامعه ایران است، مگر خود رژیم نیامد و گفت: که با ۱۱۶تیم از مجاهدین برخورد کرده یعنی دستگیرکرده ، این تنها دستاوردش بوده و اگر خاطرتان باشد هر وقت ضربه میخورد با موشکباران جبران میکرد، به کی؟ به همین مقاومت در اشرف و در لیبرتی که بودند، الان که دیگر نیروی مقاومت جای بسیار مطمئن دارد، فرماندهی صحنه را در اختیار دارد، این آخرین دود و دم بود که گفت ۱۱۶ تا را گرفتیم که خانم رجوی اعلام که که تعداد بیشتر است . اصلاً قرار همین هست که دستگیر بشویم، در هر سطوحی، در سیاسی، در خارج کشور مبارزه کنیم تا این رژیم را سرنگون کنیم، کسی از این بگیر و ببندندها و حلقههای اختناق نمیترسد، اگر میترسید که پا در صحنه نمیگذاشت و در جامعه بین المللی هم که میبینید فرمان فرمانده ارتش آزادیبخش را امسال درخیابانهای جهان صدای مردم ایران را میشنوند و صدای کارگران صدای معلمان و صدای زحمتکشان تا سرنگونی گوش دنیا را باز میکنند، فرمانی هست، فرمان «میتوان و باید» شعار نیست فرمان است حکم است خانم رجوی اعلام کرده «میتوان و باید» آقای رجوی اعلام کرده «کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من» پس باید خودمان بلند شویم در خارجه هستیم صدای مردممان را به سیاستمداران برسانیم، و به آنهائیکه واقعاً آدمهای خوبی هستند صدا را میرسانیم که مقاومتی هست خواهان سرنگونی است و کوتاه هم نمیآید در صحنه هست در معادله هست و در همه جا هست، درود میفرستم چند روز پیش سالگرد یکی از فرماندهان کانون شورشی بود مجاهد شهید «محمد کردزنگنه»، فکر کنم اسمش بود اگر اشتباه نکنم درود به روح پاکش یک سال گذشت از روزی که رفت یه بنری را بزند برای روز کارگر از پشت رژیم به او شلیک کرد و او را شهید کردند، آیا کانونهای شورشی بیشتر شدند یا کمتر شدند فعالیتهای شان کمتر شده یا بیشتر شد؟ صد برابر بیشتر شد آتشی به جان رژیم انداختند به مراکزش امان ندادند، هر کاری میکنند دوربین میگذارند، کنترل میگذارند، کانون شورشی کارش را انجام میدهد، کانون شورشی قطب نمای انقلاب است و به مردم راه و رسم را نشان میدهد و این تشکیلات منسجم با وجود هزار مجاهد خلق و بخصوص بخصوص وجود هزار زن اشرفی حضور این فرماندهی عالی هزار زن اشرفی که پیشقراول همه تظاهراتها و اعتراضات زنان مهین ما هستند.
از همین نویسنده:
[bs-embed url=”http://www.youtube.com/watch?v=1PPueMq_8Nw” title=”کلیپ کنفرانس” show_title=”1″ icon=”” heading_color=”” heading_style=”default” title_link=”” bs-show-desktop=”1″ bs-show-tablet=”1″ bs-show-phone=”1″ bs-text-color-scheme=”” css=”” custom-css-class=”” custom-id=””]







