در تاریخ آمده است که روزی ناصرالدینشاه برای بازدید به میدان توپخانه رفت. آنجا، قرار بود به مناسبت حضور پادشاه، توپ شلیک شود. وقتی صدای مهیب توپ در فضا پیچید، شاه با وحشت به عقب پرید، تاج از سر شاه افتاد و پایش پیچ خورد!
ناصرالدین شاه با عصبانیت به کاخ بازگشت و دستور داد شلیک توپ در حضور او ممنوع شود.
وقتی صدراعظم پرسید: «قربان! مگر نه اینکه این توپ، مایهی اقتدار سلطنت شماست؟»
شاه فرمود: «بله، اما توپ، توپ است؛ ممکن است از آن صدایی درآید که مایه سرافکندگی سلطنت باشد!»
صدراعظم گفت: «پس توپ را فقط به طرف مردم شلیک کنیم، نه در حضور خودمان!»
ناصرالدین شیخ هم به همان روز افتاد؟!
حالا بیش از صد سال از زمان ناصرالدین شاه گذشته اما «ترس از صدای توپ» هنوز در حاکمان این خاک جاریست؛ فقط توپها مدرنتر شدهاند: اسمشان شده «غنیسازی ۶۰ درصدی» و «خط قرمز هستهای» و «پیشرفتهای بینظیر سپاه!».
ولیامر مسلمین جهان، چندی پیش گفت:
«ما به دنبال بمب نیستیم، اما اگر نبود، چرا غرب اینقدر نگران است؟»
سلامی، فرمانده کل سپاه نیز اعلام کرد: «اگر مذاکره نکنند، ما از گامهای بعدی خود کوتاه نخواهیم آمد.»
و پاسدار کوثری هشدار داد: «اگر اروپا اقدام نکند، ممکن است از پروتکل الحاقی خارج شویم.»
در همین زمینه
لرزه نگاری کوتاهی از پیکره شیخ و شاه! (طنز سیاسی)
اما در عمل، پنج دور مذاکره در عمان، نه به توافق رسید و نه به خروج؛ تنها چیزی که اضافه شد، «تحریم بیشتر» و «تهدید نظامی بیشتر است!
از همین رو در بیت ولایت، جلسه فوقالعاده تشکیل شد.
مشاور امنیتی گفت: «رهبر بزرگوار! نه میتوانیم غنیسازی را متوقف کنیم، چون عقبنشینی میشود؛ نه میتوانیم ادامه دهیم، چون آژانس و اسرائیل تهدید کردهاند.»
ولیامر، نگاهی به پنجره کرد و گفت: «در چنین شرایطی، سکوت، بالاترین نوع استراتژی است.»
یکی از اعضای جلسه گفت: «قربان! پس جواب نطق ترامپ را چه بدهیم؟»
گفت: «به او بگویید ما هیچ وقت به سمت بمب نرفتیم؛ فقط در حیاط پشتیمان، سانتریفیوژ میکاریم!»
مشاور اقتصادی گفت: «قربان! دلار از مرز ۸۵ هزار رد شد. مردم میگویند: اگر نمیخواهید توافق کنید، حداقل غنیسازی را تبدیل به برنج کنید!»
خامنه ای با طمأنینه گفت: «تحریم برای ما فرصت است. ما روی پای خودمان میایستیم، حتی اگر پایمان روی مین باشد.»
سردار دیگری پیشنهاد داد: «بیایید یک مانور اقتدار در خلیجفارس برگزار کنیم. با قایقهای تندرو، آمریکا را بترسانیم.»
ولی درمانده گفت: «خوب است، ولی حواستان باشد قایقها از ناو جدا نشوند… ما فعلاً در مرحله مقاومت انفعالی هستیم.»
یکی آرام زیر لب گفت: «در واقع… بنبست انفعالی!»
فرزانهای رو به ولی فقیه گفت:
« ابله ! ناصرالدینشاه هم توپ داشت، اما شلیکش را تحمل نکرد. اقتدار، به توپ نیست؛ به توان شنیدن صدای شلیک است. اگر قرار است از غنیسازی بقایت تضمین شود باید توان شنیدن صدای بمبش را داشته باشیه وگرنه بلای جانت میشود که شد».







