چرا حکومت بعد از ۴۴ سال هنوز به استخوان گردانی محتاج است؟
برای جوانان ایرانی دهه هشتاد و نود استخوان گردانیهای نوبهای حکومت امری عجیب و غریب است. ۳۴سال پس از پایان جنگ، تابوتهای خالی که تحت عنوان شهدای گمنام در شهرها گردانده می شود برای چیست؟ آیا حکومت به مرگ و عزا معتاد است؟ اینکه سه تا چهار دهه پس از یک جنگ خانمانسوز حکومت در یک سور مشمئزکننده به چنین نمایشهای خیابانی روی می آورد چه دلیلی دارد؟
حکومت ایران هر ساله تعدادی تابوت را در شهرهای مختلف به عنوان شهدای گمنام میچرخاند. این استخوان گردانیها در زمانی انجام میشود که حکومت از نظر حیثیت عمومی و سرمایه اجتماعی نزد افکار عمومی در پایینترین سطح خود قرار دارد !
شهید سازی صنعت مخصوص دیکتاتوری دینی
اکنون بیش از سه دهه از پایان جنگ ایران و عراق گذشته است. منطقا ۳۰سال برا ی بستن پرونده کشتهها و مفقودان این جنگ ویرانگر بسیار زیاد است. با تکنولوژی امروزی این کار به سرعت انجام پذیر است. اما سپاه پاسداران و دستگاه تبلیغاتی رژیم خامنهای همیشه تعدادی استخوان در زراد خانه خود دارند تا در مواقع مورد نیاز از آن استفاده کنند. راستی چرا؟
برای مردم این سوال وجود دارد که این اسامی و این مشخصات از کجا آمدهاند؟
اهداف استخوان گردانیها
خمینی همشه صلح را دفن اسلام یعنی حکومت خود میدانست. دلیل آن هم این است که اساس این حکومت بر بحران بنا شده است. اگر جنگ و بحران نباشد این حکومت باید آن را ایجاد کند. از همین روست که جنگ غزه را استارت میزند. وقتی کارساز نشد و شکست استراتژی جنگ افروزی به زدن« سرمار ولایت» منتهی شد، به این نمایش مضحک استخوان گردانی روی میآورد. حکومت برای نگه داشتن بسیجیها و پاسداران مزدورش نیاز به دستگیره و ابزار دارد.
فساد گسترده حکومتی و پروندههای چند میلیارد دلاری دزدی اموال عمومی آبرویی برای حکومت باقی نگذاشته است. این وضعیت به شدت بحران درونی حکومت را تشدید کرده است. انعکاس این گسست درونی را میتوان در سگ دعواهای مجلس حکومتی پیدا کرد. بنابر این حکومت با دو هدف مجبور است سیاست استخوان گردانی اش را ادامه بدهد؛
۱.ترویج فرهنگ مبتذلی به نام روحیه بسیجی و جهادی با هدف حفظ بسیجیها و سپاهیهای بریده از حکومت .
۲.تشدید جو امنیتی و پلیسی از طریق تزریق بار روانی کشتههای جنگ به جامعه.
در همین زمینه
استخوان گردانی؛ تجارت یا بسیج گریانی؟!
بوی تعفن استراتژی خامنهای بالا میزند
اما طی ۴۴سال حاکمیت آخوندها آنقدر از این تاکتیک لو رفته و رنگ باخته استفاده شده است که دیگر اکنون به ضد خودش تبدیل شده است. جنازهها و استخوان پارههای ساخته شده در کارگاه سپاه پاسداران دیگر حتی خانوادههای قربانیاناش را هم نمیفریبد. اولین سوالی که برای این خانوادهها پیش میآید این است که این آمارها واسامی از کجا آمده است؟
در دو مورد مشخص که آمارهای حکومتی رو شده است، مشخص شد که حکومت چقدر نیازمند شهید سازی و قربانی تراشی است.
طبق یکی از آمارهای درون حکومتی، در خراسان جنوبی که همین رییسی باصطلاح نماینده خبرگان آن است، تاکنون ۱۴۰جنازه تحت عنوان شهید گمنام دفن شده است، درحالی که طبق آمار رسمی تمام کشته شدگان مفقودالاثر آن کمتر از هفتاد نفر است.
گفته شده است که در خراسان رضوی تحت استیلای آخوند علم الهدی نیز وضعیت چنین است و کشته شدگان دفن شده به چندین برابر آمار رسمی مفقودالاثرها رسیده است.
هزینه برای جنگ افروزی آری برای خانواده کشته شدههاخیر
جالب این جاست که برخی باصطلاح جنازه ها را در چندین استان تشییع میکند. به این میگویند بازار مکارهای بنام «ارتزاق از خون قربانی».
اما از همه مضحکتر آن است که این استخوان گردانیهای نباید هیچ هزینهای برای حکومت ایجاد نماید. از این رو بنیاد غارتگر شهید هیچ مسئولیتی در مقابل این استخوانپارهها و خانوادههای آنان نمیپذیرد. تمام این پروژه را به گردن بنیاد دیگری به نام بنیاد حفظ و نشر آثار دفاع مقدس! میاندازد تا مجبور نباشد در مقابل خانوادههای آنان هزینه مالی تقبل کند.
از این روز به ضرس قاطع میتوان گفت؛ استخوان گردانی حکومت یک پروژه امنیتی و تبلیغاتی صرف است. پروژهای که نه دیگر بسیجیان روحیه باخته را میفریبد و نه توان مرعوب ساختن جامعه را دارد. باید این پروژه را مثل دیگر نمایشهای خامنهای تف سربالای دیگری دانست که به ریش کثیف او میچسبد.







