صالح شهنی
بحث داغ ماجرای اختلاس و رانت خواری اخیر این روزها ولولهای نیز در مجلس براه انداخته است. مرتضی حسینی میانه نماینده مجلس خطاب به دولت گفت: متاسفانه فضای ذهنی جامعه و مردم ما درگیر شده است.
اگر مجموعههای دولتی شما فساد تویش نیست پس این اژدهای هفت سر فساد که مقام معظم رهبری تاکید میکنند، کجا رخ داده است؟ اگر فساد نیست پس این فساد و این رانت خواری بزرگ در شرکت وارد کننده چای از کجا آمده است؟ فساد و رانت خواری در یکی از شرکتهای وارد کننده چای رخ داد. ما در دیدار با مسئولان و وزراء به آنها عرض میکنیم در مجموعههایی مثل شرکتهای فولاد نیز فساد هست. این دوستان میگویند، نه الحمدالله آدمهای خوبی هستند.
الان برای پرداخت وام به کسانی که در صف گرفتن وام هستند مرتب اشکالتراشی میکنیم و معطل میکنیم. چطور هست که مرتب اینجور اختلاسها اتفاق میافته ولی شما میگویید، که نه فساد در مجموعههای اداری نیست؟ اگر حراستها وظایف خودشان را خوب انجام میدهند و نظارت دارند، پس این همه فساد چه جور اتفاق میافته؟
خود را به کوچه علی چپ زدن
اینکه این همه فساد در مجموعههای اداری چگونه اتفاق میافتد، جواب سادهای دارد. نیازی به این همه هیاهو و جاروجنجال در مجلس ندارد. قدیمیترها وقتی به چنین کسانی میرسیدند که جواب را میدانست، میگفتند خودت را به کوچه علی چپ نزن. جواب همان اژدهای سیری ناپذیر مقام معظم است. اژدهایی که سرنخ تمامی فساد و رانتخواری و دزدان بیتالمال تحت نظارت ایشان میباشد.
بخشی از این سرنخها عبارتند از: دولت، مجلس، قوهقضاییه، بانک مرکزی، آستان قدس رضوی، بنیاد مستضعفان، بنیاد ایثارگران. البته هرکدام از اینها زیر مجموعههایی دارند که در این سطور نمیگنجد. اینکه چرا آقایان حراستی کارکرد و وظیفه خود را در نظارت به خوبی انجام نمیدهند، این هم جواب روشنی دارد. آنها دقیقا حراست و نظارت بر دزدیها را برعهده دارند که این کار با سند سازی و مدرک جعلی صورت بگیرد.
در همین زمینه
داستان یک فقره قتل و فساد پشت پرده حکومت!
عامل اصلی تصمیمگیریها برای غارت و رانت خواری
چه کسی نمیداند که این اژدهای هفت سر همان مقام معظم است. او از سال ۱۳۶۸ تصمیمگیرندة اصلی در چنین اموری میباشد. وی با غارت و خاصه خرجی و چوب حراج بر سرمایهها، مردم را به سیه روزی کشانده است.
اما نگرانی از تجدید اعتراضات باعث میشود که در چنین رویدادهایی، مجلس و دولت و قضاییه شروع به تناقضگویی کنند. ناگزیر اما بطرز فضاحتبار، مجبور میشوند که به گوشهای از این رانت خواریها و مشکلات گریبانگیر اذعان کنند. مشکلاتی از قبیل دشواری زندگی، کسری بودجههای نجومی، فقر، «ولی مراقب باشید که به سر اصلی اژدها نزدیک نشوید».
فضیحت این تناقضات بهحدی است که خودیها هم مجبور میشوند بگویند که حاکمیت در جاده مرگ است. در جاده مرگی که هر روز سرعت آن افزایش پیدا میکند. طبق آمار اعلام شده حکومتی، ۶۵ میلیون نفر زیر خط فقر و بیش از یک سوم زیر خط فقر مطلق میباشند. ثمره ۴دهه حاکمیت برای ما چیزی نیست جز سر درآوردن اژدهایی هفت سر از دزدان و غارتگران. گوشهای از فساد و تباهی آنان را چه در گذشته و چه حال نظارهگر هستیم.
هیچگاه در نیم قرن گذشته فقر و نابرابری به این شکل تأسفبار نبوده است، که امروز وجود دارد. افزایش ماهانه قیمتها و هزینههای زندگی، حالا دیگر حقوق پایهای کفاف ماهانه نیازهای اولیه حیات را نمیدهد. اینطور نیست که شرایط به همین وضع بماند بلکه وضعیت قطعاً بدتر خواهد شد. آیا با وجود فقر، مشکلات معیشتی و اجتماعی، اولویت دولت، اختصاص دادن مقدار عظیم از منابع کشور به رانتخواران است؟







