جمعه, ۲۴ مهر, ۱۴۰۵
ایران آزادی
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما
No Result
View All Result
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما
No Result
View All Result
ایران آزادی
No Result
View All Result

انقلاب مشروطه؛ همدستی پادشاهان و ملایان در گرسنگی دادن به مردم!

۱۶ تیر, ۱۴۰۱
انقلاب مشروطه؛ همدستی پادشاهان و ملایان در گرسنگی دادن به مردم!
Share on TwitterShare on Facebook

بلوای نان در عصر پیش از مشروطه

آن چه در پی می‌آید برشی از کتاب« تاریخ انقلاب مشروطه» نوشته زنده یاد احمد کسروی است. احمد کسروی که خود شاهد برخی صحنه‌های انقلاب مشروطه بوده، یکی از روان‌ترین روایت‌های تاریخی از انقلاب مشروطه را بدست داده است.

آن چه در پی می‌آید برشی کوتاه از وقایع سال‌های پیش از مشروطه است که به بلوای نان شهرت یافته است و این وقایع مربوط به سال ۱۲۷۷ خورشیدی است؛

«یکی از گرفتاری‌های زمان خودکامگی انبار داری بوده که همیشه دیه دارانی گندم و جو نفروختندی تا نان کمیاب و گران شدی، و آنگاه ببهای بیشتر فروختندی. این‌کار، در سال‌های  پیش از مشروطه در آذربایجان رواج بسیار یافته بود و بیشتر دیه داران از ملایان و اعیان‌ها و بازرگانان به آن می‌پرداختند، و دولت که می‌بایست جلوگیرد، نمی‌گرفت.

در این زمینه

قیام دلیرانه مردم تبریز به رهبری ستارخان

زمینه های انقلاب مشروطه

زیرا خود محمدعلی میرزا دیه میداشت و او نیز از گرانی غلّه بهره‌مند می‌گردید. در نتیجه این، نان همیشه کمیاب و جلو نانوایی‌ها پر از انبوه زن و مرد بودی، که فریاد و هیاهوی آنان از دور شنیده شدی.

این یک گرفتاری برای مردم کم‌چیز شده بود و چند بار آشوبی پدید آورد که یکی از آن‌ها آشوب خونین سال ۱۲۷۷ (۱۳۱۶) و تاراج خانه‌های نظام‌العلماء و علاء‌الملک و دیگران بود.

در این‌ سال نان کمیاب‌تر و سختی مردم بیشتر بود، و سیدمحمد یزدی که آن زمان تازه به تبریز آمده بود و در مسجدها روضه خوانی‌ها به منبر می‌رفت و از انبارداران بدگویی می‌کرد و باد به آتش خشم مردم می‌زد.

 در نتیجه اینها و برخی دستهایی که در میان بود کسانی جلو افتادند و بازارها بسته گردید و مردم در سید حمزه گرد آمدند و به فریاد و ناله پرداختند.

 امیر گروسی که پیشکار آذربایجان می‌بود، خواست با پیام و سخن آشوب را فرو نشاند، نتوانست. در این میان نام نظام‌العلماء به زبان‌ها افتاده و چنین گفته می‌شد نانوایانی برای خریدن گندم به نزد او رفته‌اند و او نخواسته بفروشد، و بد گویی بسیار از خاندانش کرده می‌‌شد.

محاصره خانه نظام العلماء

 این بود که روز دوم مردم آهنگ خانه او کردند و گرد آن را گرفتند. نظام‌العلماء و کسانش از پیش دانسته و تفنگچی آماده کرده بود و اینان به شلیک برخاستند و چنانکه گفته می‌شد بسیاری از مردم تیر خورده و از پا افتادند.

 ولی مردم پراکنده نشدند و از این سو نیز تفنگ‌چیان پیدا شده و به جنگ پرداختند و چند تن را نیز اینان زدند. هم‌چنین به کینه ملایان، چند تن از طلبه‌‌ها را که از درس باز می‌گشتند و آگاهی از هیچ کاری نمی‌داشتند دستگیر کرده سنگدلانه سر بریدند.

شبانه نظام‌العلماء و برادرانش بیاری شادروان حاجی میرزا موسی ثقة‌الاسلام راهی پیدا کرده با خاندان‌های خود بیرون رفتند، و فردا مردم به خانه‌های ایشان ریخته و همگی را تاراج کردند و افزار و کاچال فراوان بردند، و پس از این کارها بود که محمدعلی‌میرزا به چاره جویی برخاست و به امیرنظام دستور پراکندن مردم را فرستاد. این پیش آمد در مرداد ۱۲۷۷(ربیع‌الثانی۱۳۱۶) بود.

چنین پیداست که او را کینه از علاءالملک و دیگران (برادر نظام‌العلماء) در دل می‌بوده، و خود در این داستان دست می‌داشته و کینه جویی می‌خواسته.

پس از تاراج خانه‌ها، مردم پراکنده شدند و آشوب فرو نشست. ولی به کمی نان در بازار و سختی زندگانی مردم بینوا چاره‌ای کرده نشد، و این گرفتاری می‌بود تا جنبش مشروطه‌خواهی پیش آمد و بی‌گمان یکی از انگیزه‌های آن، این را باید شمرد.

کمبود نان و گام‌های آرام جامعه به سمت مشروطه

سه چهار سال پیش از مشروطه را، من خود بیاد می‌دارم. این زمان بزرگ می‌بودم  و گاهی به بازار می‌رفتم و انبوهی زنان و مردان را در جلو دکان‌ها با دیده می‌دیدم.

در سال‌هایی که از آسمان باریده و از زمین روییده و غلّه به فراوانی بدست آمده بود،‌ مردم می‌بایست نان را با رنج و اندوه بدست آورند. زنان بیوه بچه‌های خود را در خانه گذارده برای گرفتن نان چهار و پنج ساعت در جلو دکان بایستند.

مردان کارگر تا شام کوشیده و پولی بدست آورده و از نیافتن نان تهیدست به خانه باز گردند.

در آن زمان در آذربایجان مردان خانه‌دار و آبرومند از بازار نان نخریدندی و یکی از شرط‌های خانه‌داری نان پختن در خانه را شمردندی. نانوایی‌ها در بازار بیش از همه برای کم‌چیزان و بینوایان بودی و آنان هم با این رنج و سختی دچار می‌بودند.

نانوایان در سایه پشتیبانی محمدعلی میرزا به مردم چیرگی می‌نمودند و بدرفتاری می‌کردند، و از این‌که مردم را نیازمند خود می‌دیدند از چند راه بیداد‌گری نشان می‌دادند.

 زیرا از یک‌سو بهای نان را بالا برده گران می‌فروختند، و از یک‌سو نان را ناپخته بیرون آورده و جز آرد چیز‌های دیگر به آن می‌آمیختند، و پس از همه به‌جای یک من سه چارک بلکه کمتر می‌دادند. نانوایان آشکار گفتندی: «یک من ما سه چارک است مردم بدانید».

بیاد می‌دارم نانوایی می‌خواست به کربلا رود و برای آنکه پولش «حلال» باشد همین را به مردم می‌گفت، در جایی‌که این هم دروغ می‌بود و چنانکه مردم می‌گفتند از سه چارک هم کمتر می‌داد.

این زمان کم‌فروشی خود یکی از گرفتاری‌ها می‌بود. چون کسی جلو نمی‌گرفت و سنگی در میان نمی‌بود. نه تنها نانوایان، همه دکانداران کم می‌فروختند. ولی آنچه به مردم گران می‌افتاد کم فروشی نانوایان می‌بود. زیرا نانی را که با بهای گران و رنج فراوان بدست می‌آوردند، بجای یک من سه چارک یا کمتر می‌گرفتند.

این‌ها از چند راه مایه بیداری مردم می‌شد: از یک‌سو از محمدعلی میرزا که پادشاه آینده کشور خواستی بود نومید و بیزار می‌گردیدند و از یک‌سو از ملایان که در انبارداری همدست دیگران می‌بودند دلسرد می‌شدند. روی هم رفته به اندیشه زندگانی نزدیکتر می‌گردیدند و کم‌کم این درمی‌یافتند که خود باید به چاره کوشند.

از ملایان نخست امام جمعه  و سپس مجتهد به انبارداری شناخته می‌بودند. مجتهد خود بیزاری نمودی و گناه را به گردن پسرش حاجی میرزا‌مسعود انداختی. ولی امام جمعه به این پرده کشی هم نیاز ندیدی.

ما را در توئیتر ایران آزادی دنبال کنید

ما را در تلگرام ایران آزادی دنبال کنید

 

Tags: مشروطه
TweetShare

توصیه سردبیر

تهدیدهای پاسدار رضایی، سلامی را هم در جهنم به رقص درآورد!
فراسوی خبر

تهدیدهای پاسدار رضایی، سلامی را هم در جهنم به رقص درآورد!

۲۰ مهر, ۱۴۰۵

پربیننده‌ترین‌ها

واگذاری زمین‌های چابهار به افغانستان؛ ماجرا چیست؟

واگذاری زمین‌های چابهار به افغانستان؛ ماجرا چیست؟

۱۹ مهر, ۱۴۰۵
زنده؛ حکم اعدام زندانی سیاسی امیرحسن اکبری‌منفرد تأیید شد

حکم اعدام زندانی سیاسی امیرحسن اکبری‌منفرد تأیید شد

۲۰ مهر, ۱۴۰۵
چرا پزشکان طبابت را ترک می‌کنند؟

چرا پزشکان طبابت را ترک می‌کنند؟

۲۱ مهر, ۱۴۰۵
تتر روی مدار جنون؛ سقوط ۱۳ هزار تومانی در ۱۱ دقیقه

تتر روی مدار جنون؛ سقوط ۱۳ هزار تومانی در ۱۱ دقیقه

۱۷ مهر, ۱۴۰۵
رژیم ایران کدام مسیر را برای مرگ انتخاب خواهد کرد؟

رژیم ایران کدام مسیر را برای مرگ انتخاب خواهد کرد؟

۲۲ مهر, ۱۴۰۵
افغانستان برق ترانزیت می‌کند؛ مردم ایران با خاموشی و گرانی چه کنند؟

افغانستان برق ترانزیت می‌کند؛ مردم ایران با خاموشی و گرانی چه کنند؟

۲۰ مهر, ۱۴۰۵

ایران آزادی - ۱۳۹۶..... استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.

  • خانه
  • خبرها و تحلیلها
  • حقوق بشر
  • طنز
  • درباره ما
  • ارتباط با ما
  • صفحات ویژه
No Result
View All Result
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
    • اعتراضات ۱۴۰۵
  • درباره ما

ایران آزادی - ۱۳۹۶..... استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.