در عمق شبهای بیپایان، طنابی نامرئی دور گردن میلیونها ایرانی پیچیده، هر نفس را سختتر میکند. این طناب، بافتهشده از رشتههای تحریم و سیاستهای غارتگرانه، نه تنها هوا را میگیرد، بلکه امید را هم خفه میکند. مردی در بازار تهران، با نگاهی به تابلوی صرافی، احساس میکند این طناب تنگتر شده، و زندگیاش در آستانه خفگی است. این تصویر، نمادی از اقتصاد ایران است که زیر بار نظام ولایت مطلقه فقیه له میشود.

ثبات ظاهری بازار: ماسکی بر خفقان اقتصادی
اقتصاد ایران در وضعیتی قرار گرفته که ثباتش شکننده است. دلار در کانال ۱۰۷ تا ۱۰۸ هزار تومان نوسان دارد، طلای ۱۸ عیار حوالی ۱۰.۴ میلیون تومان، و سکه امامی بین ۱۱۰ تا ۱۱۲ میلیون تومان. این ارقام، نتیجه کنترل شدید بانک مرکزی رژیم است. کارشناسان میگویند، تخصیص ارز ترجیحی برای کالاهای اساسی، هیجانات را مهار کرده، اما این سیاست، تنها طولانی شدن خفقان است. معاملهگران هشدار میدهند: فشار تقاضا یا اخبار سیاسی منفی، میتواند مقاومت ۱۰۸ هزار و ۶۰۰ تومان قیمت دلار را بشکند.
نظام ارزی چندنرخی در اقتصاد ایران، منبع اصلی این خفقان است. فاصله بین نرخهای رسمی و آزاد، رانت و فساد را دامن زده است. دولت حاکم برای دفاع از نرخهای مصنوعی، ذخایر را هدر میدهد. بازار پیامهای غلط دریافت میکند و سرمایهگذاران در ابهام تصمیم میگیرند. این سیستم، به جای ثبات، نااطمینانی ایجاد کرده. تحلیلگران پیشنهاد نظام شناور مدیریتشده میدهند، اما در سایه دخالت باندهای مافیایی، اجرا نشدنی است. هماهنگی سیاستهای پولی و مالی وجود ندارد، و کسری بودجه تورم را تشدید میکند.

طناب سیاست خارجی: تحریمها و فشار بر مردم
سیاست خارجی رژیم تهران، طناب اصلی بر گردن اقتصاد ایران است. بازگشت تحریمهای سازمان ملل، تورم را افزایش داده و زندگی را سخت کرده است. کارشناسانی مانند علی ماجدی میگویند، بحرانهای اقتصادی ریشه سیاسی دارند. نظام ولایت فقیه بر تنش با جامعه جهانی اصرار دارد، نتیجهاش تحریم، جنگ و کاهش ارزش پول ملی است. اقتصاد ایران در گرو این سیاستهاست، و ۲۷ تا ۳۲ میلیون نفر به فقر کشیده شدهاند. سهم ایران در تولید ناخالص جهانی نیزکاهش یافته است.
پس از خروج ترامپ از برجام، قدرت اقتصادی ایران ضعیف وتابآوری کم شد. مردم تحت فشار مداوم تورم دو رقمی ناتوان شدهاند. تحریمها تنها در دهه نود ۴۰۰ میلیارد دلار مستقیم و بیش از ۱۰۰۰ میلیارد دلار غیرمستقیم خسارت زده است. صادرات نفت روزانه دو میلیون بشکه از دست رفته، نفت عراق جایگزین نفت ایران شده است. بخشهای خصولتی و نهادهای مذهبی بدون مالیات، بحران را عمیقتر کردهاند.
اقتصاد ایران نمیتواند این وضعیت را ادامه دهد. نظام چندنرخی ارز به موتور رانت تبدیل شده است. بازار ارز از نوسانات رنج میبرد، اعتماد عمومی از دست رفته است. مردم زندگی میخواهند، نه ستیز بیپایان و عبث با دنیا. طناب سیاست صدور تروریسم و بنیادگرایی و بمب سازی اتمی، نفسها را بریده و امید را خاموش کرده است. تنها یک راه می ماند، دگرگونی بنیادین ساختار سرکوبگر و ارتجاعی نظام ولایت مطلقه فقیه.
آرمین بهاری
منابع:
اقتصادنیوز۱۸/۸/۱۴۰۴
دنیای اقتصاد۱۸/۸/۱۴۰۴
ستاره صبح ۱۸/۸/۱۴۰۴







