صبح روز چهارشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۴، مجاهد کورکور، از بازداشتشدگان قیام سراسری آبان ۱۴۰۱ در شهرستان ایذه، در زندان شیبان اهواز توسط دستگاه خامنهای اعدام شد. این اعدام، در اقدامی که از سوی فعالان حقوق بشر «نمایشی، سیاسی و فریبکارانه» توصیف شده، دقیقاً همزمان با سالروز تولد کیان پیرفلک، کودک جانباختهی اعتراضات، صورت گرفت؛ کسی که رژیم تلاش داشت کورکور را به قتل او مرتبط کند.
این در حالی است که خانواده کیان پیرفلک بارها اعلام کردهاند پسرشان با گلوله نیروهای سرکوبگر رژیم کشته شده و هیچ ارتباطی میان کورکور و این جنایت وجود ندارد. مادر کیان، ماهمنیر مولاییراد، نیز بارها با انتشار ویدیو و بیانیه، اتهامات مطرحشده از سوی حکومت را مردود دانسته و از خانواده کورکور حمایت کرده است.
مجاهد کورکور و فشارهای ضد انسانی بر او
مجاهد کورکور، بدون دسترسی به وکیل مستقل، پس از ماهها شکنجه و فشار، در یک دادگاه غیرعلنی به اتهامهای «محاربه» و «افساد فیالارض» محکوم شد. سازمان عفو بینالملل در ماههای گذشته درباره خطر قریبالوقوع اعدام وی هشدار داده و شکنجه و نقض روند دادرسی عادلانه در پرونده او را مستند کرده بود.
در همین زمینه
پدر کیان پیرفلک: دفاع از مجاهد کورکور، دفاع از حقیقت است
در مقابل، میزان وابسته به دستگاه قضاییه حکومتی با انتشار بیانیههایی تکراری، تلاش کرد چهرهای خشن و مجرم از کورکور ارائه دهد. خبرگزاری میزان وابسته به قوه قضاییه، او را «شرور با سابقه» معرفی کرده و مدعی شد که وی عامل «اخلال در نظم، تیراندازی، عضویت در گروه باغی، و حمل سلاح غیرمجاز» بوده است. جالب آن است که در بیانیه کلیشه ای میزان که اتهامهای مجاهد کورکور را ردیف کرده هیچ ذکری از اتهام اصلی او یعنی قتل کیان پیرفلک دیده نمیشود. این امر بیانگر آن است که آن قدر این اتهام غیرواقعی و رسوا بود که دیگر امکان دفاع از آن را نداشتند.
از طرف دیگر بسیاری از فعالان، اتهامهای وارده را ساختگی و بخشی از پروژه امنیتی برای سرکوب اعتراضات در ایذه میدانند.
اعدام مجاهد کورکور در روزی که بار نمادین و عاطفی بزرگی برای خانواده پیرفلک و افکار عمومی دارد، تلاشی حسابشده از سوی رژیم برای تحقیر وجدان جمعی و انتقامگیری از جنبش دادخواهی است. این اقدام در حالی صورت گرفت که تحولات منطقهای وارد مرحلهای حساس شده و توجه رسانهها و افکار عمومی تا حدی از تحولات داخلی ایران منحرف شدهاند. رژیم با درک این موقعیت، زمان اجرای حکم را بهگونهای انتخاب کرد که واکنش و فشار بینالمللی به حداقل برسد؛ سیاستی آشنا در تاریخ سرکوبهای رژیم ایران که در خلأ نظارت و در سکوت اجرا میشود.







