فریبکاری و شیادی حکومت برای کسب اعتماد برای چپاول سرمایههای مردم فایدهای ندارد. در حالی که بحرانهای اقتصادی گریبانگیر حکومت خامنهای شده، رسانههای حکومتی بار دیگر با ترفندهای فریبکارانه به میدان آمدهاند تا جیب مردم را نشانه بگیرند. پخش سخنان غلامرضا مصباحیمقدم، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، در شبکه خبر حکومتی در تاریخ ۲فروردین ۱۴۰۴، پرده از تلاشی جدید برای غارت سرمایههای مردم زیر نقاب «اعتمادسازی» برمیدارد. اما آیا مردم ایران بار دیگر فریب این وعدههای پوچ را خواهند خورد؟
اعتراف به اعتمادسوزی، وقتی سرمایه مردم «پودر» میشود
مصباحیمقدم در این گفتوگو با صراحت به شکست رژیم در جلب رضایت مردم اعتراف میکند: «نیازمند این هست که اعتمادسازی بشه… مکرر اتفاق افتاده که اعتمادسوزی شده، هم از ناحیه بانکها، هم از ناحیه بازار سرمایه. اعتمادی که مردم داشتند و سرمایهشون رو آوردن، نتیجهاش این شد که پودر شده.» این اعتراف، نهتنها گواهی بر ناکامی سیاستهای اقتصادی حکومتی است، بلکه زنگ خطری برای مردمی است که بارها شاهد نابودی داراییهایشان در پروژههای بهاصطلاح «دانشبنیان» وابسته به سپاه پاسداران بودهاند. از پدیده شاندیز تا رضایت خودرو، این شرکتها تنها یک هدف داشتهاند: چپاول سرمایههای مردم و فرار با جیبهای پر.
در همین زمینه
خیانتی بزرگ به اعتماد مردم ایران
خامنهای و سپاه، دعوت به غارت زیر پرچم تولید
خامنهای در سخنان آغاز سال خود، از مردم خواست سرمایههایشان را در اختیار دولت و شرکتهای وابسته به سپاه قرار دهند؛ پیشنهادی که به گفته منتقدان، چیزی جز دعوت مستقیم بهغارت نیست. مصباحیمقدم نیز در ادامه این خط، با استناد به تعبیر خامنهای مبنی بر «استفاده زیانبار» از سرمایهها، مدعی میشود که خرید سکه، ارز یا زمین به ضرر ملت است. اما این ادعا چه هدفی دارد؟ کارشناسان معتقدند این تنها یک حقه رسانهای است تا مردم را از حفظ داراییهایشان منصرف کرده و بهسوی شرکتهای تحت کنترل سپاه سوق دهند؛ شرکتهایی که بارها با ورشکستگی ساختگی، سرمایههای مردم را به یغما بردهاند و اکنون مردم دیگر اعتمادی به این شرکتهای ساخته و پرداخته حکومتی ندارند.
فریبکاری آشکار، تدابیر یا تلهای برای چپاول؟
مصباحیمقدم در بخش دیگری از سخنانش میگوید: «میباید تدابیری صورت بگیره تا این ظرفیت بلااستفاده… بهجای اینکه موجب بهرهمندی کل کشور بشه، ممکنه بخشیها بهصورت شخصی منتفع بشن، اما این به زیان کل ملت است.» این اظهارات، تلاشی آشکار برای وارونهنمایی واقعیت است. در حقیقت، این «تدابیر» چیزی جز تلهای برای خالی کردن جیب مردم و پر کردن خزانه سپاه، حافظ بقای حکومت فاسد خامنهای، نیست. مردم ایران که سالها قربانی این سیاستهای غارتگرانه شدهاند، دیگر به این دغلبازیها اعتمادی ندارند و بهخوبی میدانند که از یک سوراخ دو بار گزیده نمیشوند.
نفرت عمومی از حاکمیت دزدسالار: پایان خط فریب
حکومت خامنهای، چه با بهانه امنیت و چه با وعدههای توخالی، تنها یک هدف را دنبال میکند: جبران کسریهای اقتصادی خود از جیب مردم. اما اعتماد سوخته مردم، دیواری بلند در برابر این فریبکاریها ساخته است. تجربههای تلخ گذشته نشان داده که سرمایهگذاری در شرکتهای حکومتی، نهتنها سودی ندارد، بلکه به نابودی کامل داراییها منجر میشود. امروز، خشم و نفرت مردم از این رژیم فاسد، بیش از هر زمان دیگری مشهود است و چشمانداز قیامهای آتشین، سرنگونی این حاکمیت دزدسالار را نوید میدهد. آیا عوامل حکومتی هنوز فکر میکنند با این شیادیها میتوانند اعتماد پودرشده مردم را بازسازی کنند؟ تاریخ نشان خواهد داد که پاسخ، یک «نه» قاطع است.







