از جنگ چالدران چه می دانید؟
جنگ چالدران در ۲۳ اوت ۱۵۱۴ میلادی معادل ۳۱مرداد ۸۹۳ میان نیروهای صفوی به رهبری شاه اسماعیل اول و سپاه عثمانی به فرماندهی سلطان سلیم اول در منطقه چالدران، در شمالغرب ایران، رخ داد. سپاه عثمانی با برخورداری از توپخانه و سلاحهای گرم بر نیروهای صفوی برتری یافت و ارتش شاه اسماعیل شکست خورد. این نبرد نقطه عطفی در رقابت طولانی صفویان و عثمانیها بود و به تثبیت مرزهای سیاسی میان دو قدرت در منطقه انجامید؛ همچنین نشان داد که تکیه بر نیروهای سواره و سلاحهای سنتی در برابر ارتش مجهز به توپخانه و سلاح گرم، چه پیامد سنگینی میتواند داشته باشد.
یکی از وقایع تلخ تاریخ ایران جنگ چالدران بود. این جنگ که در دشت چالدران در شمال باختری آذربایجان غربی رخ داد، با شکست سنگین سپاه ایران همراه بود.
جنگ چالدران نخستن جنگ ایران در زمان صفویان با امپراتوری عثمانی بود که در نزدیکی شهر چالدران در شمال غرب ایران رخ داد.
گفته میشود که جنگ چالدران نخستین رویارویی سلسه ایرانی صفویان با امپراتوری عثمانی بود که در نزدیکی شهرستان چالدران در شمال غرب ایران رخ داد. این جنگ در اوت ۱۵۱۴ رخ داد.
آرایش جنگی سپاه صفوی و عثمانی در مقابل یکدیگر
گفته شده است که در این جنگ نیروهای قزلباش صفوی یک سپاه ۴۰ هزار نفری را تشکیل میدادند و سپاه امپراتوری عثمانی ۱۰۰ هزار نفر بود. در این جنگ نابرابر سپاه ایران به دلیل نیروی کمتر، نداشتن استراتژی جنگی مناسب و نداشتن سلاح آتشین از سپاه عثمانی شکست خوردند.
در تاریخ نوشته شده است که سپاه صفوی با شمشیر، سرنیزه، و تیر و کمان میجنگید. در حالی که ارتش عثمانی از توپ و تفنگ بهره میگرفت. میگویند که شاه اسماعیل پادشاه وقت صفوی سلاح آتشین یعنی توپ و تفنگ در اختیار داشت و اصلا برای رسیدن به قدرت از همین سلاح استفاده کرده بود. اما در جنگ چالدران سربازانش به دلایل تاکتیکی از نیزه و شمشیر استفاده میکردند.
چون شاه اسماعیل معتقد بود که توپخانه قدرت تحرک سواره نظام را محدود میکند. به همین دلیل در جنگهای صحرایی از توپ و تفنگ استفاده نمیکردند. ضمن اینکه سلاح گرم صفوی قابل مقایسه با سلاح آتشین عثمانیها نبود.
از همین رو شاه اسماعیل از امپراتوری عثمانی شکست خورد و پس از این جنگ بود که مناطق شرق ترکیه و شرق عراق از ایران جدا شد و به دست عثمانی افتاد. در این جنگ سپاه عثمانی حتی تبریز را هم تصرف کرد اما به دلیل کمبود آذوقه مجبور به عقب نشینی شد و حکومت نوپای صفوی نجات یافت.
درباره؛

چرا جنگ چالدران رخ داد؟
صفویان در حقیقت به دنبال یک فعالیت و سازماندهی گسترده فرهنگی طی دو سده توانسته بودند با حمایت پیروان خود یعنی قزلباشها حکومت صفوی را بنیاد نهند. قدرت گرفتن یک دولت شیعی و متعصب در شرق امپراتوری عثمانی برای رهبران عثمانی که قصد تهاجم به اروپا را داشتند، یک تهدید محسوب میشد از همین رو با لشکرکشی به شرق امپراتوری عثمانی خیالش را از تهدید شرقی کاهش داد.
نبرد سرنوشت
سلطان سلیم امپراتور عثمانی با سپاهی که شمار آنان را بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار نفر گفتهاند، به سوی ایران شتافت تا اینکه در دشت چالدران اردو زد. موقعیت سوق الجیشی منطقه به نفع سپاه صفوی بود. برخی فرماندهان سپاه پیشنهاد کردند که پیش از تحکیم مواضع عثمانیها از پشت به آنان حمله کنیم اما شاه اسماعیل با آن مخالفت کرد.
در حقیقت شاه اسماعیل به عثمانیان فرصت داد تا آرایش دفاعی خود را کامل کنند. دوازده هزار ینی چری مسلح به شمخال در پشت زنجیرهای از توپخانهها قرار گرفتند. با آغاز نبرد، جناح راست سپاه ایران جناح چپ عثمانی را درهم کوبید و فرمانده آن حسن پاشا کشته شد. سلطان سلیم لحظاتی مردد شد که گویی جنگ را باخته است.
اما با آغاز کار توپخانه سپاه عثمانی صحنه نبرد با سرعت به نفع عثمانیها تغییر کرد.
آتش توپخانه برای ایرانیان مصیبتبار بود. بسیاری از سپاهیان ایران و فرماندهان و صاحبان مناصب در میدان جنگ کشته شدند و شاه اسماعیل با فداکاری چند قزلباش جان سالم به در برد. سلطان سلیم یکم پس از در هم شکستن سپاه صفوی به دلیل ترس از وجود تله به تعقیب ایرانیان نپرداخت و تنها چند روز بعد به تبریز وارد شد. تلفات جنگ چالدران ۲۷ هزار تن از ایران و ۴۲ هزار تن از سپاه عثمانی بود. با شکست سپاه قزلباش، درفش ارتش ایران به دست سپاه عثمانی افتاد.
نتایج جنگ چالدران برای ایران
پس از جنگ چالدران، شاه اسماعیل افسردگی گرفت و دیگر رهبری لشکریانش را بر عهده نگرفت. اقتدار شاه و سپاه قزلباش به شدت تضعیف شد.
پس از این جنگ مناطق کردستان ترکیه، کردستان عراق و کردستان سوریه از ایران جدا شد و به دست عثمانی افتاد و در نهایت امر رؤسای قبایل کرد بیعت خود را از صفویان پس گرفتند و با امپراتور عثمانی بیعت کردند.







