ایران در تکاپوی آزادی- قسمت اول
انقلاب مشروطه در واقع جنبش سرمایهداری ملی و نوخاسته ایران علیه نظم کهن فئودالی و استبداد برخاسته از این نظام بود. از انقلاب مشروطه به عنوان رنسانس ایرانی هم یاد میکنند. در بررسی انقلاب مشروطه ما متوجه خواهیم شد که چگونه سرمایهداری ملی در ایران برخلاف کشورهایی اروپایی گورزاد شد. چه عواملی در این فاجعه نقش داشتند.
در واقع رشد اقتصادی در بستر یک دموکراسی و مشارکت مردمی محقق می شود. و ما شاهد شروع این روند در انقلاب مشروطه هستیم. ولی روندی که شروع شد بدلایل مختلف پایدار نبود و در نطفه خفه شد.
به همین دلیل در تاریخ معاصر ایران همیشه با ضعف احزاب ملی مواجه بودیم… طبعا اگر انقلاب مشروطه به اهداف خودش میرسید کشور ما هم در زمره دموکراسیهای بزرگ دنیا با توسعه اقتصادی و برخوردار از یک سرمایهدرای ملی می بود. ولی متاسفانه عوامل داخلی و دخالتهای خارجی که به کودتای رضاخان منجر شد باعث شد این انقلاب ملی در کمرکش مسیر خودش به قهقهرا برود.
انقلاب مشروطه آغاز تلاش ایرانیان برای ورود به دنیای مدرن
با انقلاب مشروطه اولین حکومت مشروطه پارلمانی درمنطقه در کشور ما تشکیل شد. حکومتی که اتوریته دست پارلمان و نمایندگان مردم بود. و قدرت مطلقه شاه با نظام پارلمانی جایگزین شده بود. برای اینکه جایگاه انقلاب مشروطه بیشتر روشن شود، مقایسهای بین تاریخ تشکیل اولین پارلمان در ایران با چند کشور دیگر میکنیم؛
۵۰ سال قبل از تشکیل مجلس در پاکستان در سال ۱۹۵۶
۴۱ سال زودتر از ژاپن که مجلسش در سال ۱۹۴۷ تشکیل شد!
۱۴ سال قبل از ترکیه که اولین مجلسش در سال ۱۹۲۰ تشکیل شد
۱۳ سال پیش از تشکیل مجلس هند در سال ۱۹۱۹
جنبش مشروطه به مثابه بزرگترین انقلاب اجتماعی در تاریخ معاصر، مشابهتهای زیادی با انقلاب کنونی مردم ما دارد. جانفشانیها و افتوخیزها و تاثیرات مخرب ویروسهایی که سر راه جنبش قرار گرفته بودند، وجود فرصت طلبان و میوه چینان .و… نهایتا دزدیده شدن رهبری انقلاب در هر دو انقلاب یعنی هم در انقلاب مشروطه و هم در انقلاب ۵۷.
وضعیت فلاکت بار مردم در زمان قاجار
درحالیکه در زمان حکومت قاجار مردم ایران دوران سختی را به لحاظ اقتصادی و اجتماعی تجربه میکردند و پادشاهان مستبد و خودکامه با مردم به مثابه رعیت تنظیم میکردند، در اروپا در پرتو انقلاب صعنتی که از مدتها قبل شروع شده بود.
بافت فئودالی جای خودش را به سرمایهداری نوخاسته داده بود. به همین اعتبار نظام های عقب مانده سلطنتی جای خودشان را به جمهوری و دموکراسیهای پارلمانی داده بودند. این کشورها توسعه اقتصادی را تجربه میکردن. و این تحولات از چشم روشنفکران ایرانی پنهان نمانده بود.
در زمان صدارت امیرکبیر دانشجویان زیادی برای تحصیل و فراگیری تکنولوژیهای مختلف مثل چاپ و … به اروپا اعزام شدند. روشنفکران ایرانی هم کم وبیش به اروپا تردد داشتند. از طرف دیگر شرکتهای اروپایی هم در ایران فعال شده بودند.
قشری از بوروژوای تجاری در ایران شکل گرفته بود که در واقع خاستگاه عناصر روشنفکر و مترقی در آن زمان بود. آشنایی با پیشرفت اروپا و مقایسه آن با وضعیت کشور خودمان باعث شد ایده اولیه تغییر ساختار حکومت در ذهن روشنفکران ایرانی شکل بگیرد. طبعا این عوامل زمینههای عینی و ذهنی یک انقلاب اجتماعی را در ایران فراهم کرده بود.
ناصرالدین شاه برای تامین هزینههایش کشور فروشی میکرد!
در زمان ناصرالدین شاه فساد اقتصادی و استبداد سیاسی و سرکوب در اوج بود. در هر شهر و ولایتی یکی از شاهزادگان قاجار حاکم بود. آنان دست باز در سرکوب و کشتار مردم داشتند. مالیاتهایی که برای تامین عیاشی و رفاه شاه واطرافیان از مردم اخذ میشد هر روز بیشتر میشد و مردم فقیر را تحت فشار شدید قرار میداد.
از طرفی نفوذ اجانب در دربار قاجار خیلی زیاد بود. روسیه و انگلیس در چپاول ثروت ایران باهم رقابت داشتند و اغلب تصمیمگیریها به نوعی متاثر از دخالت روس و انگلیس بود. در این دوران ناصرالدین شاه برای تامین مخارج دربار وسفرهای نوبهای خودش به اروپا قراردادهای زیادی را به شرکتهای انگلیس وروسیه تقدیم کرده بود.
برای مثال انعقاد قرارداد تنباکو با انگلیس و قیام اجتماعی که علیه آن شکل گرفت با پیروزی مردم پایان یافت. این تحول نقطه عطفی در شکل گیری ذهنیت مردم و روشنفکران برای ایجاد تغییر و انقلاب شد. مردم به قدرت خودشان برای ایجاد تغییر پی بردند.
درهمین زمینه
انقلاب مشروطه؛ همدستی پادشاهان و ملایان در گرسنگی دادن به مردم!
نقش تحولات جهانی در انقلاب ایران
در این زمان روشنفکرانی مثل جمالالدین اسدآبادی تلاش زیادی برای روشنگری علیه وضعیت موجود داشتند. میرزارضای کرمانی که ناصرالدین شاه را مجازات کرد از شاگردان سید جمالالدین اسدآبادی بود. که خودش هم قبلا توسط یکی از شاهزادگان قاجار شکنجه وزندانی شده بود.
بعد از ترور ناصرالدین شاه در سال ۱۲۷۵ مظفرالدین شاه بعنوان جانشین او حکومت را در وضعیت وخیم اقتصادی و اوج نارضایتی به عهده گرفت. ارزاق مورد نیاز مردم کمیاب و در عین حال خیلی گران بود. درصد بالایی از مردم گرسنه بودند. هیچ قانونی بر امورات اقتصادی کشور حاکم نبود.
حکام قاجار جواب نارضایتی مردم را با سرکوب خشن میدادند. صدراعظم مظفرالدین شاه امین الدوله برای سروسامان دادن به امور گمرکات یک تیم سه نفره از اقتصاددانان بلژیکی به ریاست مسیو نوز استخدام کرد.
نوز اصلاحات زیادی در امورات گمرکی بوجود آورد . دفتر حساب وکتاب و ثبت محاسبات از کارهای مسیو نوز بود. در ادامه مسیو نوز تسهیلات زیادی برای تبادلات شرکتهای روسی بهوجود آورده بود. ولی از آنطرف به تجار ایرانی که طبقه نوخاسته بورژوازی ایرانی بودند سخت میگرفت.
نارضایتی از عملکرد مسیو نوز ازطرف قشر بورژوازی و بازاریان اوج گرفت و مردم و روحانیت از حضور او در ایران ناراضی بودند. این نارضایتی روز بهروز بیشتر میشد. بطور خاص همان روزها مسیو نوز در یک مهمانی بالماسکه با لباس آخوندی شرکت کرده بود که به احساسات مذهبی مردم و روحانیون علیه او دامن زد….







