در پی انفجار مهیب در بندر رجایی بندرعباس، گمانهزنیها درباره پنهانکاری و لاپوشانی گسترده توسط رژیم ایران افزایش یافته است. فاکسنیوز در گزارشی که روز ۱۰اردیبهشت منتشر کرد، نوشت رژیم ایران بهطور جدی مظنون به تلاش برای پنهان کردن ابعاد واقعی این فاجعه مرگبار است؛ انفجاری که لرزههای آن نهتنها اسکله و زیرساختهای بندری را درهم کوبید، بلکه چهره امنیتیترین بندر ایران را به لرزه درآورد.
رژیم ایران تعداد کشتهشدگان بندرعباس را تنها ۷۰نفر و شمار مجروحان را حدود ۱۲۰۰نفر اعلام کرده است. اما منابع نزدیک به اپوزیسیون ایرانی بهویژه سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت، میگویند که رقم واقعی بسیار بالاتر از این ادعاهاست. بنابر این گزارشها، تعداد واقعی قربانیان میتواند به بیش از ۲۵۰ کشته و ۱۵۰۰ مجروح برسد.
مریم رجوی، رئیسجمهور منتخب شورای ملی مقاومت، در واکنش به این حادثه اعلام کرد که: «تعداد واقعی کشتهشدگان چندین برابر بیشتر از گزارشهای رسمی است.» او همچنین تأکید کرد که نیروهای سپاه پاسداران و اطلاعات، بهجای امدادرسانی، عمدتاً درگیر پنهانکاری، پاکسازی آثار انفجار و جلوگیری از افشای واقعیت بودهاند. بهویژه تلاش برای سرپوش گذاشتن بر وجود محمولههای سوخت جامد موشکی که ظاهراً عامل اصلی انفجار بودهاند، در دستور کار این نهادهای نظامی و امنیتی قرار داشته است.
انفجار زمانی رخ داد که یک محموله حساس حاوی پرکلرات سدیم ـ مادهای کلیدی در ساخت سوخت جامد برای موشکهای بالستیک ـ در جریان تخلیه یا جابجایی دچار اشتعال شد. این ماده یکی از ترکیبات شناختهشده در صنایع موشکی است که تحت کنترل بینالمللی قرار دارد.
در همین زمینه
یک شرکت امنیتی؛ حمل سوخت موشک دلیل انفجار و آتش سوزی در بندرعباس
زمان، مکان و نقش سپاه در فاجعه
این فاجعه در روز ۶اردیبهشت ۱۴۰۴ در یکی از اسکلههای صنعتی بندر رجایی، مهمترین بندر تجاری ایران واقع در بندرعباس رخ داد. این بندر از مراکز استراتژیک سپاه پاسداران برای انتقال تجهیزات نظامی، از جمله مواد شیمیایی موشکی محسوب میشود.
شواهد منتشر شده از سوی منابع مقاومت ایران و فعالان محلی حاکی است که منطقهای که انفجار در آن رخ داده تحت کنترل مستقیم یگانهای نیروی دریایی سپاه بوده است. انتقال پرخطر مواد پیشران موشکی در چنین منطقهای، بدون رعایت پروتکلهای ایمنی، انفجاری مهیب را رقم زد که سپاه بلافاصله آن را در حلقهای از سانسور نظامی و امنیتی پنهان کرد.
نقش پررنگ سپاه در نگهداری، انتقال و پنهانسازی سوخت موشکی، این حادثه را از یک اشتباه فنی به یک رسوایی بزرگ امنیتی برای رژیم ایران تبدیل کرده است. سانسور خبری، عدم اعلام جزئیات فنی، تهدید پرسنل بیمارستانها برای سکوت، و جلوگیری از ثبت آزادانه تصاویر توسط مردم، بخشی از سیاستهای امنیتی پس از انفجار بود.
این فاجعه نهتنها شکاف بین واقعیت و روایت رسمی رژیم را بار دیگر نمایان ساخت، بلکه ضعف ساختاری در امنیت و کنترل مواد خطرناک را در یکی از حساسترین مناطق نظامی کشور برملا کرد. در حالیکه جان صدها نفر از مردم و کارگران در آتش این بیکفایتی سوخت، مقامات همچنان تلاش دارند با سکوت و تحریف واقعیت، از پاسخگویی طفره روند.







