نگاهی به پشت پرده یک فاجعه زیست محیطی
پارک جنگلی چیتگر، با وسعتی حدود ۹۵۰ هکتار، یکی از مهمترین ریههای سبز تهران است. فضایی که در تعدیل دما، کاهش آلودگی هوا و بهبود شرایط زیست شهروندان نقشی حیاتی دارد. این جنگل حاصل سالها تلاش و درختکاری است، اما اکنون بهجای آنکه نشانهای از توسعه فضای سبز باشد، به نمادی از شکست مدیریت شهری تبدیل شده است.
خشکشدن درختان پارک جنگلی چیتگر فقط یک فاجعه زیستمحیطی نیست؛ سندی از سوءمدیریت، بیمسئولیتی و نابودی سرمایهای عمومی است که نسلها برای ایجاد و نگهداری آن زحمت کشیدهاند. وقتی حدود ۴۱ درصد درختان این بوستان کاملاً خشک شدهاند و ۲۸ درصد دیگر در وضعیت بحرانی قرار دارند، دیگر نمیتوان با عبارت مبهم «تعدادی درخت بیمار» از کنار فاجعه گذشت. این ارقام را نقی شعبانیان، معاون جنگلهای سازمان پارکها و بوستانهای شهرداری تهران، اعلام کرده است.
درختان چیتگر چرا خشک شدند؟
محمد درویش، فعال محیط زیست، پاسخ روشنی به ادعای مقامات درباره آفات و بیماری درختان داده است: وقتی درخت آب کافی دریافت نکند، ضعیف میشود و در معرض آفات قرار میگیرد. به گفته او، وقفه چندساله در آبرسانی، درختان را به وضعیتی رسانده که حتی بارندگیهای مناسب نیز نتوانسته آنها را نجات دهد. این اظهارات نشان میدهد که بیماری درختان را نمیتوان جدا از نحوه نگهداری و تأمین آب آنها بررسی کرد.
سخنان مهدی چمران، رئیس بهاصطلاح شورای شهر تهران، که آمار خشکیدگی گسترده را رد کرده اما رقم جایگزینی ارائه نداده، نه پاسخگوست و نه افکار عمومی را قانع میکند. بدتر آنکه او مسئولیت را میان شهرداری و سازمان منابع طبیعی تقسیم کرده است. گویی تقسیم مسئولیت میتواند درختان خشکشده را دوباره زنده کند!
بیشتر بخوانید
سابقه این فاجعه نیز تازه نیست. در سال ۱۳۹۵، قطع ۱۷۰۰ درخت چیتگر تأیید شد و قطع آب و سرمازدگی از جمله دلایل اعلامشده بود. اکنون، پس از گذشت سالها، دوباره همان پرسشها مطرحاند: چرا آبرسانی پایدار تأمین نشد؟ چرا هشدارها به اقدام مؤثر منجر نشد؟ و چه نهادی پاسخگوی خسارت واردشده است؟
خشکسالی چیتگر را نخشکاند
تغییرات اقلیمی و کمآبی واقعیتاند، اما وظیفه مدیریت شهری دقیقاً در همین شرایط دشوار، حفاظت از منابع طبیعی است. نمیتوان درختان را از تشنگی از دست داد و سپس با بریدن درختان خشکیده، صورت مسئله را پاک کرد.
شهروندان حق دارند بدانند چه میزان از جنگل از بین رفته، بودجه نگهداری آن چگونه هزینه شده و چه کسانی در برابر این خسارت پاسخگو هستند. چیتگر ملک شخصی مدیران شهری نیست که نابودی آن با چند جمله توجیه شود؛ این جنگل سرمایه عمومی است و خشکاندن آن باید با تحقیق مستقل، انتشار اسناد و تعیین مسئولیت همراه شود.
اما نباید فراموش کرد که پشت هر فاجعه کلان اینچنینی بیش از آنکه سوءمدیریت و ندانمکاری نقش داشته باشد، منفعتطلبی و سودجویی عمل میکند. اگر در حاکمیتی زیست میکردیم که اراده و توان تحقیق همین فاجعه زیست محیطی را داشت، قطعا دستان فاسدی که از طریق خشکاندن پارک چیتگر و تصاحب زمینهای آن نقشهها در سر دارند پیدا میشد. اما در این حکومت دزدان و غارتگران نباید توقع تحقیق داشت.
منابع
- ۱. گزارش ایسنا درباره خشکشدن ۳۰ هزار درخت چیتگر و برنامه جایگزینی آنها
- ۲. رادیو فردا؛ گزارش قطع ۱۷۰۰ درخت در پارک چیتگر در سال ۱۳۹۵







