فرمان حزب الله ازکجا می آید؟
سایت بلومبرگ گزارشی از وضعیت نیروهای نیابتی حکومت خامنهای در جنگ غزه را درج کرده است. این گزارش بیمیلی حزب الله در جنگ غزه را برجسته کرده است. بلومبرگ مینویسد «حزب الله میخواهد بر اسرائیل فشار بیاورد، نه این که رهبری مبارزه با آن را به عهده گیرد. تاکنون درگیریهای روزانه در مرز لبنان مهار شده است. حزب الله، در جبهه شمالی، احتمالاً قویتر از همیشه است. این بدان معناست که چیزهای بیشتری برای از دست دادن دارد».
چرا حزب الله وارد جنگ نمی شود؟
بنا به تحلیل بلومبرگ، چون حزب الله مأمور پیشبرد سیاستهای خامنهای است، بدون فرمان آیت اللهها وارد جنگ نخواهد شد. در این رابطه بلومبرگ مینویسد: «یکی از دلایلی که چرا این گروه شبه نظامی لبنانی میخواهد از کشیده شدن به یک جنگ تمام عیار با اسرائیل جلوگیری کند، این بیمیلی است که ایران، اربابش هم دارد».
برای ورود به جنگ حزب الله و حکومت خامنهای محاسبات زیادی کردهاند. حزب الله از شروع جنگ در ۷اکتبر تا کنون صرفا به تبادل آتش در منطقه مرزی پرداخته است. تبادل آتش هر روز صورت میگیرد، اما در سراسر مرزهای لبنان محدود است. درحالی که هم اکنون غزه در آتش و خون میسوزد، اما حزب الله به فرمان خامنهای از جنگ تمام عیار اجتناب کرده است. طبعا حکومت خامنهای از عواقب آن واهمه دارد و نمیخواهد ریسک سقوط نگین تاج یا عمامهاش را در این جنگ شاهد باشد.
نقش نیروهای نیابتی خامنهای در منطقه
نیروهای نیابتی در منطقه به نوشته سایت بلومبرگ «حزب الله و حماس هر دو از سوی آمریکا به عنوان سازمانهای تروریستی معرفی شدهاند. آنها هر دو به ایران کمک میکنند تا دشمنان خودش را بترساند و متوقف کند و نفوذ خودش را گسترش دهد. اما به گفته جوزف داهر(Joseph Daher) نویسنده حزب الله: اقتصاد سیاسی حزب الله لبنان، گروه لبنانی مهمتر است».
منظور بلومبرگ معاملات و بخصوص فروش و توزیع مواد مخدر که یکی از اصلیترین باندهای مافیایی تحت کنترل حزب الله در لبنان است، می باشد. سایت بلومبرگ به نقل از جوزف داهر نویسنده کتاب حزب الله مینویسد: «ایران نمیخواهد شاهد ضعیف شدن نگین تاج خود باشد. هدف ژئوپلیتیک ایران رهایی فلسطینیها نیست، بلکه استفاده از این گروهها به عنوان اهرم فشار به ویژه در روابط این کشور با آمریکاست».
به نوشته سایت بلومبرگ علیرغم اینکه حزب الله از حماس قویتر و تجهیزتر است، اما به گفته نصرالله نیروی تحت فرمان او و خامنهای بیشتر به عنوان نقطه فشار در جبهه شمالی عمل میکند. حسن نصرالله در سخنرانی خود هم در این رابطه گفت «این مسیر کلی اقدام است». در واقع این نتیجه را میتوان هم از اقدامات حزب الله و هم سخنرانی حسن نصرالله استنتاج کرد که بیشتر آتش بازیهای محدود در جریان است و قصد خود زنی ندارند، بخصوص که طرف متخاصم هشدار داده است که با آتش بازی نکند. نتیجه این که علی رغم کشته شدن دست کم ۷۰نیروی حزب الله، اما اقدام جدی صورت نگرفته است.
در همین زمینه
جنگ غزه با جاخالی دادن حزبالله وارد مرحله دیگری شد!
آیا اقدام جدی در جنگ خواهد کرد؟
تا کنون بر اساس علائم موجود، خامنهای ریسک گسترش جنگ را نمیکند. در گرد و غبار جنگ منطقه، خامنهای وسایر حکومت گران بلوفهای زیادی را در بوق و کرنا میکنند، اما به نوشته سایت بلومبرگ «علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بینالمللی بحران، میگوید: نه ایران و نه حزبالله خواهان آتشگرفتن منطقه نیستند. آتشی که برای آنها بسیار گران تمام شود. اما هزینهای نیز در ارتباط با اجازه دادن به اینکه یکی از اعضای اتحاد به طور کامل نابود شود نیز وجود دارد».
علیرغم اینکه طرف متخاصم هدفی را در عمق چهل کیلومتری مرز مورد تهاجم قرار داد، اما حزب الله از شلیک به تپههای آن طرف مرز تا کنون اقدامی فراتر نکرده است. ایالات متحده هم به هردو طرف متخاصم هشدارهای جدی داده است. حتی به نوشته سایت بلومبرگ « آموس هوخشتاین (Amos Hochstein )، فرستاده ویژه ایالات متحده با متحدان حزب الله در بیروت ملاقات کرد و خواستار آرامش شد».
خطر داخلی برای لبنان
بلومبرگ در پایان مقاله چنین نتیجهگیری میکند که ریسک ورود به جنگ تمام عیار، خطرات داخلی برای حزب الله ایجاد میکند و مینویسد: «یک خطر داخلی برای حزب الله نیز وجود دارد، زیرا لبنان از زمان سقوط مالی در سال ۲۰۱۹در شرایط سختی قرار داشته است. پول لبنان تقریبا تمام ارزش خود را از دست داده است، تورم بالا۲۰۰درصد است، تقریبا سه چهارم جمعیت در فقر زندگی میکنند و سیستم بانکی فروپاشیده است».
باید گفت سرنوشت حزبالله به سرنوشت سر مار، خامنهای در تهران گره خورده است. پرداختن به حاشیه برای اینکه منطقه آرامش و صلح را ببیند، نتیجهای نخواهد داشت. اگر سر مار از بین برود این اندامهای ساختگی و دست ساز هیچ احتمالی برای بقا نخواهند داشت و خط پایانی بر یک عمر مزدوری گروههای نیابتی در سراسر منطقه خاورمیانه کشیده میشود.







