کریسمسی خونین با قریب به ۲۵ اعدام (در ۲۵ دسامبر)
زندانی سیاسی سعید ماسوری به مناسبت آغاز سال جدید میلادی۲۰۲۵ بیانیه ای منتشر کرد. این زندانی سیاسی که قریب به ۲۵ سال از عمرش را در زندانهای رژیم دیکتاتوری حاکم بر ایران سپری کرده است، در این بیانیه خود از اعدامهای پی در پی و متوال که هر ۴ ساعت یک بار اتفاق می افتد سخن گفت و آن را قطره ای از دریای جنایات این شرالاشقیا نامید.
او در این نامه از ۲۵ سال زندان و از اعدامهای متعدد بهویژه در ایام کریسمس، سخن گفته است. او که یکی از اعضای کارزار سهشنبههای نه به اعدام است، خود نیز مدتهای طولانی در انتظار حکم اعدام در سلول انفرادی بوده و به گفته خودش هر ملاقات را ملاقات آخر و هر” صدای باز و بسته” شدن درب را ناقوس مرگ میدانسته است.
متن کامل پیام سعید ماسوری زندانی سیاسی محبوس در قزلحصار
بیست و پنجمین دیماه (کریسمس) در زندان
کریسمسی خونین با قریب به ۲۵ اعدام (در ۲۵ دسامبر)
این بیست و پنجمین دیماه (و کریسمس) است که در زندان هستم، نمیدونم این چشمها چه چیزهای دیگری را باید ببینند و این قلب و دل چه سنگینیها و خون دلهایی را باید تحمل کنند. از زمانی که خودم محکوم به اعدام و در انفرادی بودم و هر ملاقات را ملاقات آخر و هر” صدای باز و بسته” شدن درب را ناقوس مرگ میدانستم (و با وجود گذشت ۲۵ سال هنوز هم هر صدای در و مشابه آن به دلیل “شرطی-روانی” با همان احساس همراه است) تا زمانی که اعدامهای تک تک دوستان و عزیزان را از نزدیک احساس کردم دیگر نمیدانم چه میزان دیگر را باید ببینم و تحمل کنم؟؟
از غیبت و بردن هم سلولیها (حجت زمانی ، مجید کاووسی ، فرزاد کمانگر ، علی صارمی ، عبدالرضا رجبی ، افشین آسانلو ، منصور رادپور ، شاهرخ زمانی ، لقمان و زانیار مرادی ، علی حیدریان و و و تا همبندیان دوست داشتنی و عاشقی چون محسن دگمه چی ، جعفر کاظمی ، محمد حاج آقایی ، غلامرضا خسروی ،حامد احمدی ، شهرام احمدی، قاسم آبسته،آسو، ایوب، فرهاد سلیمی، انور ، خسرو، محسن شکاری، محمد قبادلو ….
تا شنیدن فریادها و ضجههای خانوادههای آنها… واقعا نمیدانم…هنوز نمیدانم چطور بعد از آن نقاشی کودکانه مهنای ۶ ساله که نقاشی خودش و مامانش را کنار چوبه دار “بابا” ، در جلوی درب زندان گوهردشت کشیده بود، زمانی که در انتظار آخرین دیدار و بوسیدن صورت پدرش (در هنگام تحویل پیکر او) بود را تحمل کرده و هنوز قلبم از این تپشهای گزنده و دردآور باز نایستاده….!!؟
شاید در این ۲۵ سال چنان در غرقاب جنایات این حاکمیت جانی غرق شدهام که “این همه” دیگر تنها قطرهای از دریای جنایات این شرالاشقیاء بوده و اگر زمانی هر چند هفته و ماه با اعدام مواجه بودیم اکنون به صورت متوسط هر ۴ ساعت یک اعدام را شاهدیم. تنها طی همین ایام کریسمس قریب به ۲۵ بیگناه را اعدام کردند یعنی تقریباً هر ۲.۵ ساعت یک اعدام!!!
این نامه را اینبار نه خطاب به مردم میهنم (که هرچه در وسعشان است انجام میدهند) بلکه خطاب به همه وجدانهای بیدار در نهادهای بین المللی حقوق بشر ، به ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل (کمیساریای عالی) ،گزارشگران ، خصوصاً گزارشگر ویژه خانم مای ساتو و همه شخصیتهای تاثیرگذار: جناب دبیرکل سازمان ملل آقای آنتونیو گوترز، رئیس کمیسیون اروپا (خانم فون در لاین) ، رئیس پارلمان اروپا (خانم ربرتا متسولا) مینویسم و از آنها مصرانه میخواهم که به جز اظهار نگرانی و یا محکوم کردن اعدامها، برای ممانعت از این اعدامها ،دست به اقدامات جدیتری بزنند….
شمار اعدامها را تنها اعداد تصور نکنند که این جان انسانهاست که روزانه پرپر میشود…. کمترین کار در این رابطه مقید کردن این ” حکومت اعدام ” به موازین انسانی و حقوق بشری است، با منوط کردن مراودات دیپلماتیک و سیاسی به متوقف کردن این ماشین کشتار تا شاید کشتار متوقف شود… حتی در صورت لزوم ارجاع این پرونده نقض حقوق بشر به شورای امنیت… !که هر ساعت و روز تعلل در این امر به قیمت اعدامهای باز هم بیشتر و بیشتر تمام میشود، و البته خونها که از پیکر مردم ایران ریخته میشود.
شاید اگر پیشتر اقدامات موثری انجام میشد امروز حتی خانم چچیلیا سالا خبرنگار ایتالیایی هم اينگونه قربانی سیاستهای گروگانگیری نمیشد (آنهم در ایام کریسمس! ).
درهمین زمینه
نامه زندانی سیاسی سعید ماسوری و یارانش خطاب به مادر رضا رسایی
رونوشت به:
دبیرکل سازمان ملل آقای آنتونیو گوترش
رئیس کمیسیون اروپا خانم اورزولا فون در لاین
رئیس پارلمان اروپا خانم روبرتا متسولا
گزارشگر ویژه ایران خانم مای ساتو
زندانی سیاسی سعید ماسوری از اعضای #کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
