نگرانی خامنه ای از جوانان شورشی ، چرا؟ …این روزها رسانهها و مهرههای حکومتی، درباره رویآوری جوانان، بهویژه دانشجویان به مقاومت، میگویند و مینویسند، اما قابل توجه وقتی است که خامنهای هم به این جماعت پیوسته و در یک جلسه ویدیویی، که با گروهی از نیروهای بسیجی در دانشگاهها که یکشنبه ۲۸ اردیبهشت برگزار شد، در این رابطه صحبت کرد…
رژیم همواره تلاش میکرد که صورت مساله اصلی جامعه ایران، یعنی رویارویی رژیم با مجاهدین و مقاومت سازمانیافته مردم ایران را کم رنگ یا مخفی جلوه بده… اما چه شرایطی فراهم شده، یا چه تحولی در پیش روی رژیم است، که خامنهای ناچار شده به یکباره، تمامی پردهها را کنار زده و از واقعیتی که سالهای سال آن را مخفی کرده است؛ رونمایی کند.
برای بررسی این موضوع همراه هستیم با آقای محمدرضا مرادی، که مهمان گفتگوی امروز ما دراستادیوی تلویزیون ایران آزاد هست وبه سئوالات پاسخ میدهد.
محمدرضا مرادی: ما باید بدانیم که صورت مساله بطور واقعی چیست؟ وقتی ما بخواهیم به آن پاسخ عمیقتری بدهیم یا به آن نگاه عمیقتری داشته باشیم/ ابتدا باید ببینم در این چهار دهه نبردی که از آغاز تا به الان در جامعه ایران استمرار داشته بین کدام جبهه بوده است؟ یعنی طرفین اصلی این جبهه درگیری چه کسانی بودهاند؟
بطور قطع و یقین وقتی نگاه میکنیم؛ وقتی مروری برای این سالیان میکنیم؛ این دو جبهه شامل؛ مردم و مقاومت ایران از یکسو و در مقابش هم رژیم وتمامیت رژیم قرار داشته است. این دو جبهه طی چهار دهه با هم سنگینترین و سختترین رویارویی تاریخی را داشتهاند و هنوز هم این نبرد ادامه دارد
خامنهای کسی است که از ابتدای این نبرد در جریان کامل این نبرد و جنگ بوده است. از آغاز فصل سیاسی یعنی از آغاز انقلاب ۵۷ در جریان بوده و میداند که سازمان مجاهدین خلق ایران علیرغم اینکه از ضربات اپورتونیستی عبور کرده بود و در آغاز انقلاب واقعا کادرهای زیادی نداشتند و تشکیلات زیادی برایش نمانده بود ولی سازمان مجاهدین خلق ایران از آنچنان حقانیت و پتانسیلی برخوردار بود ک توانست این فرصت را در همان آب باریکه فضای سیاسی موجود آن موقع که فراهم شده بود پیدا کند و به مثابه یک آلترتانتو تمام قد جلوی خمینی و رژیم قد برافراشته کند. البته قیمت و هزینهاش را سازمان مجاهدین و مقاومت ایران تمام عیار پرداخت کردند با بیش از هشتاد و نود شهید و بیش از چند هزار اسیر و زندانی و هزاران مجروح در همان شرایط
سازمان مجاهدین خلق ایران در آن شرایط به اصطلاح دمکراتیک؛ واقعا در کمتر از دوسال تشکیلاتشان بالغ بر ۵۰۰ هزار از نیروهای جوانی بود که همین الان خامنهای بطور مشخص به آن اشاره میکند؛ پس سازمان مجاهدین خلق ایران آن سازمانی بوده که وقتی از خاکستر خود و از صفر در ابتدای آغاز آغاز انقلاب میکند میتواند در کمتر از دوسال به یک تشکیلات ۵۰۰ هزار نفره برسد!
سازمان مجاهدین جریانی هست که در آن روزگار اگر رژیم متوقفش نمی کرد و اگر خمینی فرمان شلیک و کشتار مجاهدین را صادر نمی کرد در شرایط نیمه دمکراتیکی که در آن روزگار وجود داشت بطور مشخص رژیم را جارو میکرد و رژیم میتوانست سرنگونی را به چشم خودش ببیند
بله! سازمان مجاهدین خلق؛ سازمانی بود که در همان زمان در اوج شرایط مخفی تیراژ توزیع مخفیانه نشریهاش ۶۰۰ هزار عدد در بین مردم ایران بود؛ سازمان مجاهدین همان جریانی بود که در فاز سیاسی دریک شرایط کاملا مخفی توانست یک تظاهرات نیم ملیون نفری را در تهران در سی خرداد راه اندازی کند و….
بنابراین تصویری که خود خامنهای از مجاهدین و قدرت مجاهدین دارد یک تصویر کاملا واقعی و همه جانبه است یا وقتی شما اگر دقت کرده باشید صحبت از گروههایی که مسلح شدند میکنند و این گروههای مسلح همین جوانانی هستند که در آن روزگارپیوستند، تعداد خیلی زیادیشون لشکر ۱۲۰۰۰۰شهید قهرمان را تشکیل دادند و سی هزار دلاور سر بدار در سال 67 از همین سازمان مجاهدین بپاخواست و خوب بخشی از آنها هم ارتش آزادیبخش را تشکیل دادند که در عملیات فروغ جاویدان لرزه سرنگونی را بر اندام این رژیم انداختند..
خوب!
اگر شما به این پارامتر توجه داشته باشید؛ خامنهای با زبان اشهد خودش دارد به نیروهای خلص خودش نیروهای بلافصل خودش و نیروهای که به اصطلاح نان خور خودش هستند میگوید که اگر دیر به جنبید اگر کوتاهی بکنید این سازمان مجاهدین خلق ایران با آن پشتوانه و با آن تشکیلاتی که بارها و بارها ما را تا مرز سرنگونی برده روبرو خواهیم شد! به همین خاطر خیلی واضح و روشن دارد مقاومت و هماوردی که روبروی این رژیم هست را تصویر میکند؛ داره این مقاومت با تمامی پتانسیلی که دارد را روی میز میگذارد و میگوید خود دانید ما باید آماده باشیم برای جنگ با چنین جریانی که در حال حاضر اوج هم گرفته مجددا خیز برداشته و دارد پرواز میکند و دارد جوانان این مملکت را جذب میکند.
اگر دقت کرده باشید به صراحت میگه این سازمان مجاهدین خلق ایران مجدد سفره خودش را پهن کرده و جوانان انقلابی دارند به آن میپیوندند خود خامنهای میگوید که همه به این توجه داشته باشید که آنها یعنی مجاهدین روی جوانان ما کار میکنند آنها سعی میکنند به اصطلاح از حوانان ما سوء استفاده کنند آنها این را دنبال میکنند و برای این برنامه ریزی میکنند یا میگویدکه همه باید به این معنی توجه داشته باشید و مراقب باشید که به سرباز گیری دشمن از جامعه جوانان کشور کمک نکنیم.
محمدرضا مرادی: وقتی صحبت از سربازگیری میکند خیلی واضح و روشن است که منظورش چیست/ اگر دقت کرده باشید میزش را درست میچیند اول عطف به گذشته تاریخچه مجاهدین را به نمایش میگذارد و به آنها میگوید که این مجاهدین خلق ایران از چه پتانسیلی برخوردار بوده و هستند؛ از چه تاریخچهای برخورددار بودند از چه ویژه گیهایی و خصوصیاتی برخورد دار بودند و به اعتبار این میگوید که تمام سرمایه و این پتانسیل در مجاهدین همچنان زنده و روز به روز هم در حال گسترش است بعد میاید میگوید جامعه ما هم در آن زمان هرچه بوده به دلیل ۴۰ سال حاکمیت جهل و جنایت الان ۴۰ برابر کینهها و نفرتشون از رژیم نسبت به آن موقع بیشتر شده است.
خیلی خوب نتیجه گیری میکند و میگوید؛ اگر آنموقع جوانان هزار هزار به تشکیلات مجاهدین میپیوستند پس الان زمینه پیوستن و سرباز گیری دقت کنید تحت عنوان سربازگیری داره میگوید الان بیشتر امکان جذب دارند.
بنابراین با اشرافی دقیقی که در راس حاکمیت از اقدامات کانونهای شورشی فعالیتهای کانونهای شورشی وجود دارد از دستگیریها و از اقداماتی که نیروهای مقاومت در صحنه عمل به صورت شبانه روزی انجام میدهند و با اشراف به جوانان شورشی از آن چیزهایی که در قیام ۹۶ و بطور مشخص در قیام آبانمان ۹۸دیده شروع به جمعبندی میکنند و وقتی که آنالیز میکنند و جمع بندی میکنند؛ فصل مشترکش برای خامنهای این میشه که تمام این نیروها و تمام این جوانان کسانی هستند که توسط این مقاومت عضو گیری شدند یا بقول خودش سرباز گیری شدند.
محمدرضا مرادی: ببینید این سئوال خیلی جامعی است که من اگر فرصت بود بیشتر به آن میپردازم ولی صورت مساله بطور مشخص این است که این موضوعات دست خامنهای نیست وقتی که مجموعه شرایطی که خامنهای با آن درگیر است راه برون رفتی برایش نیست یک راهش این هست که در مسیر مذاکره با امریکا یک مسیری را برود که این راه برایش بسته است و خودش به صراحت بارها و بارها اعلام کرده و گفته که رفتن در مسیر مذاکره و تسلیم شدن در برابر امریکا چیزی جز سقوط شتابان در پی ندارد و باتسلسل بی پایان به قول خودش؛ میرود و میرود به سرنگونی نظام خودش ختم میشود؛ بنابراین این راه را بروی خودش بسته میبیند. از سوی دیگر مطلقا هیچ چشم اندازی برای حل مسائل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی جامعه هم که ندارد؛ بنابراین تنها راهی که پیش رویش هست این است که با مقاومت یا تنها هماوردش مقابله کند و آنرا کمر رنگ کند یا از پیش پای خودش بردارد
الان واقعیت صحنه این هست که خامنهای میبیند که کانونهای شورشی بصورت روزافزون و گسترده در صحنه سیاسی و با اقداماتی که میکنند هیچ روزی نیست که فعالیتها و اقداماتشون قطع بشه و از تعدادی که دستگیر شدند تعدادی که دارند با این کانونها همکاری میکنند و جوانان شورشی این کشور که با کانونها همکاری میکنند یا تمایل به پیوستن به خط و مشی آنها دارند؛ اطلاع دارد. خامنهای آمار و ارقام و اطلاعات اینها را بطور مشخص دارد و میبیند که جوانان بصورت گسترده دارند به این مقاومت و به این جنبش میپیوندند و احساس خطر میکند از هماورد خودش از رقیب خودش از آلترناتیو برانداز خودش به وحشت افتاده و به همین خاطر حاضر شده هزینه سنگینی را بپردازد و پای چنین صحبت هایی بیاید؛ چون اصلا چنین حرف هایی به نفع خامنهای نیست مطلقا به نفع خامنهای نیست چون داره به جهانیان و نیروهای داخل به تمام قد آدرس آلترناتیو قوی و برانداز خودش رو میدهد؛ به همین خاطر آمده این هزینه سنگین را میپردازد که جلوی این سیل را به اصطلاح خودش با دست بگیرد.
محمدرضا مرادی: ببینید خود خامنهای همانطور که الان هموطن مون مطرح کردند و پاسخ دادم با یک سیلی مواجه است سیلی که میبیند که دارد میاید و متعاقب آن سیلابهای بعدی را فعال میکند و قیامها را پشت سر خودش فعال و اکتیو میکند و یا داره بهمنی را میبیند که در مسیر خودش هی گسترده و گستردهتر میشود بهمنی که در نهایت سر خودش و نظامش خراب خواهد شد. حالا خامنهی چکار میکند؟ در یک تلاش به غایت مذبوحانه به نیروهای بسیجی خودش به نیروهای دانشجویی خودش دارد هشدار میدهد و میگوید در جایی که شما هستید سازمان مجاهدین خلق ایران داره در روز روشن از میان جوانان و دانشجویان آن هم چه دانشجویانی؛ دارد سرباز گیری میکند یعنی روز روشن دارد عضوگیری میکند پس اول به آنها توصیه میکند که شما هم بکنید و نمیداند که بابا رژیم به پشتوانه ۴۰ سال جنایت امکان جذب جوانان را که ندارد هرچه هست نفرت است و خشم و لاغیر!
از طرف دیگر مطرح میکند که منظورم جذب منافق نیست منظورش از جذب نکردن منافق چی هست؟ اولا این مرز بندی را کاملا تیز میکند و میگوید مبادا مبادا مبادا شما مرزهایتان را با نیروهای مجاهدین و هواداران مجاهدین باز بگذارید و میگوید که این یک مرزسرخی است بین ما و بطور مشخص مجاهدین در یک کلام باز داره مرزش را با کانونهای شورشی با جوانان میبندد اگر دقت کنید در ادامه صحبتهایش باز تاکید میکند که شما اصلا و ابدا در برابر اینها کوتاه نیایید و باز روی سرکوب به عنوان راه حل تاکید میکند
محمدرضا مرادی: اصلا و ابدا این چنین صحبتهایی به نفع خامنهای نیست اگر بخواهم خیلی ساده براتون بگم با زبان اشهد خودش چه در زمینه داخلی و چه در زمینه اجتماعی و چه حتی روبه نیروهای خودش چه در عرصه بین المللی و منطقهای با صراحت تمام انگشت اشارهاش میرود به سمت این مقاومت و اعلام میکند تنها جریانی که در صحنه هست و برانداز است و مرا تهدید میکند این مقاومت است و این کانونهای شورشی است. پس به همین خاطر اصلا این حرف باب طبع خامنهای نیست داره با زدن این حرف هزینه سنگینی را میپردازد اما سئوالی که شما مطرح کردیدکه چرا هزینه را میپردازد جواب شما این است که هیچی! وقتی که سیل حرکت میکند وقتی بهمن حرکت میکند وقتی با چشمان خودش میبیند دیگر نمی تواند پنهان کند یعنی پنهان کردن واقعیت بزرگی در ابعاد مقاومت در ابعاد کانونهای شورشی در ابعادی که داره شبانه روز و در ابعاد دستگیریها ودر ابعاد چیزی که در دانشگاه میبیند وجود دارد و وقتی میبیند که دانشجویان نخبه که همه زندگی شان تامین بوده همه چیزشان تامین بوده اسم و رسمشان تامین بوده رو در روی این رژیم میایستند او از این نوک کوه یخ میخواند که در قاعده این هرم چی نهفته است! بوحشت میافتد و بر اساس این وحشت است که توی صحنه میاید بنابراین من اگر بخواهم برایتان بگویم خامنهای وادار شده یعنی کانونهای شورشی با پروسه خودشان واقدامات خودشان که در این پروسه داشته اند؛ خامنهای را وادار به پرداخت چنین هزینهای کردند و این همه داستان و جان کلام است. و هزاران درود بر کانونهای شورشی
محمدرضا مرادی: این سئوال هموطنمون را اگر یک مقدار رویش تعمیق کنیم ناچار هستم که برای پاسخ یک کمی به عقب برگردم. رژیم در ۴۱سال حاکمیت خودش برآیند تمام جنایتهایش و صدور تروریزمش و سرکوبش و تمام هم و غمش را اگر بخواهیم در یک جمله خلاصه کنیم؛ به یک چیز بسیار ساده و روشنی میرسیم و آن هم کاشتن بذر ناباوری و بذر ناامیدی و یاس در جامعه نسبت به تغییر این رژیم است. پس این هموطنمون دارد از چیزی صحبت میکند که صرفل دامنگیر این هموطن عزیزمون نیست بلکه دامنگیر این جامعه است این کاری است که ۴۱ سال رژیم کرده است و رژیم بصورت مشخص خامنهای از کاشتن چنین بذر ناباوری و ناامیدی به سرنگونی رژیم یا کمرنگ شدن ایمان و باور نسبت به تغییر رژیم خیلی واضح است که خیلی سود میبرد و از تویش خیلی ساده پاسیویسم در میآورد. «ولش کن»/ «نمیشه کاری کرد» «کاری از دست ما بر نمی آد» یا «آیا کسی میآد که ما را نجات بدهد» یا «آیا کسی هست که ما را نجات بدهد» و چشم دوختن به کشورهای خارجی یا اینکه مگر خدا بداد ما برسد و.. تویش در میآید.
خوب! ببینید! به همه چیز چنگ میزنیم الا خودمون الا اصلیترین نیرویی و عنصر اصلی سرنگونی که خودمان باشیم و این بلا و این ویروسی است که رژیم با تمام قوا در ۴۱ سال گذشته در جامعه پخش کرده که هزاران بار و ملیونها بار کشندهتر از ویروس کروناست. در حالی که موضوع ناباوری به سرنگونی؛ مطلق غیر واقعی و ذهنی است/ مطلق پا در واقعیت ندارد آنچه که ما داریم شبانه روز میبینیم ضعف و درماندگی این رژیم و دوران سرنگونی آن است و لاغیر! بنابراین من پاسخ را اینطوری میدهم.
این کانونهای شورشی؛ دقیقا و دقیقا دارند همین راه را هموار میکنند با کارهایشان با اقداماتشون با به آتش کشیدن نمادهای این رژیم دارند به این جوانان پیام میدهند/ دارند راه را برای جوانان باز میکنند/ دارند امید و حرارت را برای جوانان و زنان و مردان ایران میاورند. در یک کلام پیام آور بذر مبارزه هستند
حالا بر میگردیم به امان سوال اول؛ راستی چرا خامنهای به این روز افتاده چرا خامنهای وادار به زدن چنین حرفهایی شده است؟ برای اینکه مقاومت وکانونهای شورشی آن را خامنهای تحمیل کرده اند
ببین من واقعا اینجا یک توضیح کوچکی را ضروری میدانم که بدهم و اینکه کانونهای شورشی واقعا در حد خودشون وقتی ما در قد وقواره خودشون که نگاه کنیم یا وقتی ما طول و عرض کارهایشان را نگاه کنیم خوب اینها بطور مشخص، این سوال مطرح میشود که آیا کانون شورشی میخواهد به تنهایی رژیم را سرنگون کند؟ خیر! کانون شورشی آتش زنه است/ کانون شورشی نقش یک چاشنی را دارد و یک چاشنی ممکنه هر چند کوچک باشد ولی میتواند یک انبار عظیم باروت را منفجر کند/ کانون شورشی ماموریتش این است/ کانون شورشی مسئولیتش این است که با آتش زدن نمادهای دشمن با باز کردن راه باجان فشانی و با پرداخت هزینه با دستگیری هایشان با همه تلاشهایی که دارند میکنند؛ دارند راه را برای سرنگونی باز میکند دارند نقش آتش زنه را بازی میکنند و دقت کنید؛ اگر خامنهای از کانون شورشی وحشت دارد به این اعتبارهست به این اعتبار که دارد میبیند که کانون شورشی پدیدهای است استراتژیک که میاید به نیروی جوان شورشی و مردم معترض جامعه سمت و سوی سرنگونی میدهد نقش معین عمل دارد و میاید به آنها مسیر را نشان میدهد مسیر سرنگونی را نشان میدهد مسیر یک مبارزه قهر آمیز را نشان میدهد جاده درست سرنگونی را نشان میدهد پیوند انها را با مقاومتی که ۴۱ سال پرچم نبرد با این رژیم را برافراشته نگاه داشته است را نشان میدهد به همین خاطر است که وقتی مقاومتی هست و ۴۱ سال استمرار و حیات خودش را به اثبات رسانده و در هزار و یک فراز و نشیب تسلیم نشده و دارد به مبارزهاش هرچه با شکوهتر ادامه میدهد بله کانونهای شوری به جوانان شورشی و نیروهای شورشی که آماده رزم هستند؛ آدرس این مقاومت را نشان میدهند و این حلقه وصل توسط کانونهای شورشی داره انجام میشود
پس بر گردم به پاسخ سوال؛ چه کسی نان برای ما میاورد؟ آن کسی که میجنگد! چه کسی آزادی میاورد؟ آنکسی که میجنگد؟ پس ما برای تامین نان و آزادی صدتا راه کار نداریم با پیوستن به کانونهای شورش و هر چه گستردهتر کردن کانونهای شورشی و اینکه بتوانیم در ابعادکمی و کیفی و گسترش فعالیت کانونهای شورشی را تامین کنیم و هر چقدر ما بتوانیم این آتش زنه را قوی وقویتر کنیم بله! راه را برای مردم برای جوانان شورشی بیشتر و بیشتر فراهم کردهایم که اینها قیام را خلق کنند تا با گسرش این قیامها آتش فشان بپا کنیم و بهمنهای عظیم و عظیمتر را خلق کنیم تا به اعتبار آن بشود رژیم را سرنگون کرد
وقتی رژیم سرنگون شد آزادی میآید وقتی آزادی آمد نان در آنموقع در سفرههای مردم خواهد آمد پس نان هرگز و هرگز تا وقتی این رژیم در حاکمیت است توی سفره مردم نخواهد آمد هرگز مردم ایران رنگ آسایش و آرامش را در حاکمیت این رژیم نخواهند دید.
محمد رضا مرادی: نگاه کنید در جامعه شرایط عینی انقلاب فراهمه این رژیم مطلق در مختصات کنونیاش زیر آوار و خروار بهمن بحرانهای لاعلاجش دارد دست و پا میزند هیچ راه برون رفتی چه در زمینه اقتصادی چه در زمینه اجتماعی چه در زمینه سیاسی و چه زمینه منطقهای چه در زمینه بین المللی چه عطف به تضادهای درونیاش و… برای خامنهای وجود ندارد همه راهها برایش بسته است.
جامعه ایران هم یک جامعه انفجاری است یعنی خشم و نفرت در ایران و بطور مشخص در جوانان شورشی و شورشگر ماورای تصور وجود دارد و این آن چیزی است که خامنهای با گوشت و پوست و استخوانش حس میکند و میداند و بهش اشراف دقیق دارد
از سوی دیگر جوانان شورشی چیزی برای ازدست دادن ندارند حاضرند هر قیمتی را در گام نخست برای رهایی خودشان و درگام بعدی برای رهایی مردمشون و هموطنانشون و همشهری هایشان و خواهران و برادران خودش بپردازدند. همانطور که دیدید وقتی قیام آبان شکل گرفت واقعا تنها چیزی که کم نبود فداکاری بود/ تنها چیزی که کم نبود ایثار و شجاعتی بود که جوانان بطور مشخص از خودشان نشان دادند.
خوب!
الان مشکل کجاست؟ مشکل اینجاست که این جوانان شورشی دارند در این صحنه میچرخند دنبال راهی میگردند که به این رژیم ضربه بزنند دنبال سازمانی میگردند دنبال مقاومتی میگردند که به اعتبار این مقاومت پشتوانه پیدا کنند تجربه پیدا کنند تکیه گاه پیدا کنند بتوانند یک جمع گسترده تری بشوند یک سازمانیافتگی پیدا کنند یک قیام گسترده تری راه اندازی کنند و تمام اینها را تنها در مقاومت سازمان یافتهای میتوانند پیدا کنند که در حال حاضر در این جامعه وجود دارد با قدمتی ۴۱ ساله در این رژیم یا ۵۵ سالهاش از زمان شاه تاکنون که فردا هم روز سالروز شهدای بنیانگذارانش است.
پس اگر جامعه اماده است/ اگر جوانان شورشی دنبال کسی میگردند که به آن تکیه کنند و اگر مقاومتی هست که آنها را بپذیرد پس این تمام صورت مساله است و تمام پیچ همین یک تکه است که ما بتوانیم راه را بازکنیم و کانال کشی کنیم و جاده کشی کنیم و اتوبان کشی کنیم و مسیر را شاخص گذاری کنیم تا جوانان به مقاومت برای سرنگونی بپوندند و این کاری است که توسط کانونهای شورشی دارد انجام میشود
بله! فعالیتهای کانونهای شورشی و اقدامات آنها اختناق شکن است اقداماتی که با آن شب و روز فریاد میزنند که این رژیم ضعیف است و فریاد میزنند که این رژیم آن نیست که شما فکر میکنید این رژیم رفتنی است و راه را باز میکنند و پشت سر آنهاست که جوانان شورشی در ابعاد گسترده به کانونهای شورشی میپیوندند یعنی به یک خط و استراتژی صحیح سرنگونی میپیوندند و از این پیوستنهاست که حریق بلند میشود آتشی اساسی بپا میشود و آتش فشانی به راه میافتد تا در نهایت قیامها و سرنگونی محقق بشود.
محمدرضا مرادی: اگر توانسته باشم بحث را خوب رسانده باشم همه چیز داره به این خامنهای تحمیل میشود این خیلی مهم است دقیقا خامنهای ازموضع قدرت و شکم سیری و تسلط گام برنمی دارد. خامنهای کسی است که درگوشه رینگ افتاده واکنشهایش یک واکنشهای تدافعی است نه یک واکنش تهاجمی اگر چه این رژیم با دجالیت تمام با نقاشی با رنگ روغن تلاش میکند تمام اقدامات تدافعی و وحشت آفرین خود را پوشش تهاجمی بدهد.
شرایط موجود به خامنهای تحمیل شده و هیچ راه برون رفتی ندارد تنها راه برون رفت برای خودش یک مسیر انقباض است در درون رژیم میخواهد مجلسی را که با شرایط کرونا زده و درست کرده به اصطلاح خودش وبا قلع و قمع بقیه آن را برپا کرده است و تلاش کرده که یک مجلس به اصطلاح همخوان خودش را ایجاد بکند که به اعتبار این مجلس بتواند حریف مقابلش را حذف کند و به اصطلاح یک دولت جوان حزبالهی بقول خودش از جنس و سنخ پاسدار سلیمانی را بر سر جامعه و برسر جامعه حاکم کند چرا؟ چون فکر میکند که تنها جنس رئیسی و جنس پاسدار سلیمانی و با مجلسی از جنس خودش است که میتواند با تمام قوا و بی شکاف سرکوب کند چون راه دیگری و برون رفت دیگری برایش و جود ندارد
بنابراین مسیری که میرود یک مسیر انقباض است مسیری که دارد میرود به زبان اشهد خودش اعلام کرد که تشکیل یک دولت جوان حزبالهی هستش به این وسیله به اصطلاح خودش در دنیای ابلهانه خودش دردنیای کودکانه خودش فکر میکند که همه چی در یک فضای مجازی هستش و اینکه به صورت نرمال پیش میرود و جامعه هم واکنشی نداشته باشد. مقاومت هم واکنشی نداشته باشد و شرایط بین المللی و منطقهای هم واکنشی نداشته باشه بعد خامنهای بتواند خوش خرم خندان برود مجلس را تشکیل بدهد وبعد هم برود دولت حزبالهی خودش را روی کار بیاورد و بعدهم هر صدایی را در جامعه سرکوب کند و بعد همه روز از نو وروزی از نو! و بطور مشخص اگر دقت کرده باشید در روز ۲ خرداد هم در ارتباط با روز قدس همین صحبت را کرد آنجا دوباره دم از صدور تروریسم زد و گفتش که ما همچنان در پهنه منطقهای هم همین مسیر را ادامه میدهیم
ولی خامنهای به یک چیز اشراف کافی دارد و اینکه روی صورت مساله را نقاشی میکند مساله این است که این خامنهای توان برون رفت از هیچ مسیری را ندارد توان برون رفت از هیچ راه حلی را ندارد اصلیترین بحران اگر از من بپرسید دربرابر خامنهای فراتر از همه بحرانها در برابر روحانی و خامنهای؛ بحران بی راه حلی است بن بستی است که این مقاومت و این کانونهای شورشی و این جوانان شورشگر به او تحمیل کردهاند
اگر دقت کرده باشید همین روحانی جلوی خامنهای ایستاد گفت اقا ما دولت منتخب هستیم، جالبه خامنهای به چه روزی افتاده که روحانی میاید جلوی خودش ۲۴ ساعت بعد از خودش این حرفها را میزند میگه که دو سه تا حزب باید مملکت را اداره کند آیا روحانی تغییر کرده آیا روحانی آمده به جبهه مردم پیوسته؟ ، نه خیر روحانی جنایتکاریست باتمام پرونده هایش آنچه که روحانی را به این نقطه میرساند نه تغییر روحانی بلکه ضعف مطلق خامنه ایست.
روز بعدش هم گفت ما دولت غیر منتخب نداریم دولت ما منتخب مردم است مجلس شورا اسلامی هم منتخب مردم است پس منبع مشروعیت ما یک جاست آرای مردم است پس با زبان بی زبانی گفت که خامنهای که رای مردم را ندارد خامنهای رای کی را دارد او را کی آورده یک مشت جنایتکار نشستن آنجا شورای نگهبان خامنهای را اوردند خامنهای که منتخب رای مردم نیست به خامنهای در روز روشن میگوید تو نامشروع هستی تو رای مردم را نداری حاکمیت از آن مردم است!!! یا مثلا خود تاج زاده خیلی جالب نوشته، اینکه «آیا ورود زودهنگام و جهت دار رهبر به انتخابات ریاست جمهوری بیانگر آن است که حاکمیت پیام بی رغبت مردم در انتخابات استصوابی و غیر رقابتی مجلس را نشنیده است».
یا روزنامه آرمان حرف آخر را به خامنهای زده است گفت دولت جوان حزبالهی را مورد انتقاد قرار داد و گفت: «چرا چنین پیشنهادی توسط خامنهای طرح میشود در یک چرخش قدرت برخواسته از خواست و اراده مردم است همه باید از تصمیم ملت حمایت کنند»
پیام چیست؟ هیچی! خامنهای ضعیف است این رژیم که سرش این خامنهای است در ضعف و ذلت فرو رفته و چیزی که دیده نمیشه نقاشی و رنگ و روغنی است که رژیم و خامنهای روی چهره درب و داغون خودش میکشه و نقاشی میکند حال چه کسی این رژیم را به این نقطه رسانده؟ چه کسی خامنهای را به این نقطه رسانده؟ چه کسی زبان روحانی و تاج زاده وروزنامه آرمان وهمه اینها را روی خامنهای باز کرده که میایند تو صحنه و این حرفها را علیه خامنهای میزنند؟ بله یک مقاومتی است در صحنه و کانونهای شورشی که خامنهای را به این روز انداختهاند شما کافی است به عنوان حسن ختام دارم میگویم برای اینکه قضیه فهم بشه شما کانون شورشی را در عالم فرض و ذهنی از معادلات جامعه حذف کنید بیاید در این دوسه سال گذشته مقاومت را بطور فرضی در معادله تحولات جامعه صفر کنید؛ ببینید چه میشود؟ آیا کسی جرئت میکرد در مقابل خامنهای این حرفها را بزند اصلا خامنهای کارش به چنین نقطهای میرسید؟ هرگز چنین چیزی اتفاق نمی افتاد..







