پنجشنبه, ۲۱ خرداد, ۱۴۰۵
ایران آزادی
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
  • درباره ما
No Result
View All Result
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
  • درباره ما
No Result
View All Result
ایران آزادی
No Result
View All Result

میهن! باید دوستت داشته باشم؟

۳ اردیبهشت, ۱۴۰۳
میهن! باید دوستت داشته باشم؟
Share on TwitterShare on Facebook

میهن شعر زیبایی است به قلم شاعر توانمند و پر آوازه کرد « شیرکو بی‌کس»

او در تلاطم رنجی که از وطن دوستی خود کشیده بود،  میهن را خطاب می‌کند که چرا باید دوستت داشته باشم؟ و البته دوستش داشت. امروز وقتی رنج زنان و دختران ایران را در میهن اسیرمان مشاهده می کنیم با شیرکو همنوا می‌شویم:

نی‌لبکِ عاشقی بگفت:

ای میهنِ نشنوایم!

تو می‌خواهی به هر طریقی و

به هر گونه

دوستت داشته باشم؟!

برف باشی یا گِل و لیته

آفتاب باشی یا مه و غبار

گرد‌وخاک باشی یا پاک و منزه

تو را همسان ببینم؟!

در هر صورت… دوستت داشته باشم؟!

اسبِ قاچاقچی بشوی  و بارِ تریاک و

هروئین بیاری و ببری…

من دوستت داشته باشم؟!

چکمه چرمینِ ژنرالِ همسایه بشوی

یا خود عمامه فتوایی خشکه مقدس و متقم و

من باید هم‌چنان دوستت داشته باشم؟!

تو می‌خواهی هر چه کردی و

هر چه گفتی و هر چه خواستی

به‌خاطرِ این که تو میهنِ یگانه‌ای

من آن‌ها را بر روی چشم بگذارم؟!

در همین زمینه

مادرم چه زیبا سخن می گفت!

یعنی اگر روزی، صبحی از خواب برخاستی و

خون یک قصه تازه  مرا طلب کردی

تا یک خطبه مریضیت آن را بپوشد

من موافقت کنم و آن را بر تو ارزانی دارم و

دوستت داشته باشم؟!

یا خود اگر غروبی

در سرِ سفره‌ای گسترده برای سخاوت

بدونِ مقدمه و به یادگار

یک چشمم را به دستِ

پادشاهی دجال چشمِ

مهمانِ خودت بدهی

موافقت کنم و دوستت داشته باشم؟!

من نمی‌توانم هر گونه که باشی،

دوست داشته باشم؟!

درد و بلا بشوی برای قلم و

ملخ و آفت بشوی برای علف و

برای کتاب و روزنامه و دوستت داشته باشم؟!

سیمِ خاردار بشوی و ساحری نیرنگ‌باز و

عروسکِ خیمه شب‌بازی و

مرا هیپنوتیزم بکنی و

دوستت داشته باشم؟!

ما را در ایکس ایران آزادی دنبال کنید

ما را در تلگرام ایران آزادی دنبال کنید

Tags: زنان پیشتازشعر
TweetShare

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ایران آزادی - ۱۳۹۶..... استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.

  • خانه
  • خبرها و تحلیلها
  • حقوق بشر
  • طنز
  • درباره ما
  • ارتباط با ما
  • صفحات ویژه
No Result
View All Result
  • خانه
  • رویدادهای روز
    • خبرها و تحلیلها
    • بیانیه ها
    • زنان
    • دانشگاه و دانشجو
    • وارده
  • تحلیل‌ها
    • سیاسی
    • اقتصادی
    • اجتماعی
  • گوناگون
    • حقوق بشر
    • ادبیات
    • طنز
    • مناسبتها
    • علمی
  • دیدگاه
  • صفحات ویژه
  • اعتراضات
    • اعتراضات دهه ۶۰
    • اعتراضات دهه ۷۰
    • اعتراضات دهه ۸۰
    • اعتراضات دهه ۹۰
    • اعتراضات ۱۴۰۰
    • اعتراضات ۱۴۰۱
    • اعتراضات ۱۴۰۲
    • اعتراضات ۱۴۰۳
    • اعتراضات ۱۴۰۴
  • درباره ما

ایران آزادی - ۱۳۹۶..... استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.