نگاهی به وضعیت اجتماعی ایران تحت حاکمیت آخوندها
ولی فقیه حاکم بر ایران شرم ندارد که میگوید مشروعیت خود را از «خدا» میگیرد. پس از نظر او «خلق خدا» هرچه باشند «برده»اند و نیازمند «قیم»!
علی خامنهای شرم نمیکند که در عمل ایران را برای ایرانی تبدیل به «زندان» و مطیعان ولایت را، زندانبانان و مجریان افکار و اندیشه و برنامههای خود کرده است. از نظر وی، جای مخالفان ولی فقیه، «زندان» است و محکومند به اعدام و کشتار و در خارج از زندان، باید ترور گردند.
علی خامنهای شرم نمیکند که برخلاف ادعاها و تبلیغاتش، نظامش متکی به انتصابات است و «انتخابات» در ایران جامهیی بر تن انتصابات است. زیرا هرکس منصوب میگردد مجری و تابع عقیده و سیاست و برنامه «ولی فقیه» است.
از نظر ولی فقیه، هر آنکس مطیع نیست متعلق به این دنیا نیست و باید راهی آن دنیا گردد و قبل از آن نیز، جسم و جان و اموالشان بر مطیعان ولی فقیه حلال، و کار مطیعان ولایت جز نوشکردن جسم و جان و اموال مردم نیست. قتلعام بیش از 30 هزار زندانی سیاسی در تابستان 1367 نمونه بارز آن است که نه تنها حق مسلم نظام چنین است که کرد، بلکه به آن استمرار داد. زیرا که برای «حفظ نظام» هم مشروع است و هم ضروری. کشتار مردم روستاها و مناطق کردستان ایران به دست پاسداران و سرکوب دیگر اقلیتها نیز از نمونههای دیگر آن!

بیشتر بخوانید
واژههای معکوس در قاموس ولی فقیه
از نظر علی خامنهای، آزادی، ترجمان سرکوب، استقلال، به معنی نفی و حذف مخالفان، و قوانین، تسهیلکننده در اجرای اوامر ولی فقیه و در نتیجه در خدمت حفظ ولی و ولایت هستند. قوانین هرآنگونه که «ولی فقیه» میخواهد تدوین شدهاند. زیرا که قدرت مطلقه، در دستان ولی فقیه است و قانون، به معنی نهادینه کردن سرکوب است.
از نظر ولی فقیه، ماموران ولایت میتوانند بیمهابا مردم را در خیابانها یا میادین فقر و گرانی و فساد کشتار کنند، اموالشان را غارت کنند و خانوادهها را به گروگان بگیرند. در ایران به دستور ولی فقیه، بر جنایات و نقض حقوق بشر در ایران، جامه دروغین «اسلام» پوشانیده میشود. به همین دلیل است که «نظام ولایت»، بیتوجه به محکومیتهای بینالمللی همچنان به نقض حقوق بشر ادامه داده است. در دوران یکساله ریاست جمهوری ابراهیم رئیسی، بیش از 520 زندانی به جوخه اعدام سپرده شدهاند!
از نظر علی خامنهای، کاخ برای مطیعان ولایت «بلامانع» و برای مردم در زمره «مفاسد فیالارض» نهادینه شده و گرسنگان و فقرزدگان ایرانی «خلافکار» و «محارب» شناخته میشوند که باید به صورت فردی، زوجی یا جمعی به دار آویخته شوند. در این نظام برافراشتن دارها بر سر در خانهها و خیابانها رسم و روش حکومتکردن درست و عین عدالت است!
از نظر علی خامنهای، برخلاف قرآن کریم که میگوید «لاکراه فیالدین»، هر کس با من نیست پس دشمن(!) است و باید به اطاعت درآید و گرنه باید کشته شود و هر آنکس نیز که توانسته ایران را ترک نماید، غیاباً حکمش «اعدام» است و هر آنکس هم، «مخالف ولایت» است و ایرانی نیست، باید از روی زمین محو گردد. ترور و بمبگذاری در اقصی نقاط جهان و دخالت در امور کشورها از آن جملهاند.
امنیت ولایت بالاترین معیار در حکومت خامنه ای
در ایران تحت حاکمیت ولایت فقیه، مردم نباید به حقوق اولیه خویش و به ویژه «آزادی» و «امنیت» شخصی بیاندیشند و برای کنترل و جاری کردن این کار، ارگانهای مطیع و افراد متدین ولایت شب و روز در کارند تا خدای ناکرده(!) مشکلی برای «نظام ولایت» با نام مستعار «اسلام» و «ایران» و «جمهوری اسلامی» پیش نیاید!
از نظر علی خامنهای، قتل عام اقلیتها، فساد و فحشاء و گرانی و بیکاری و فقر و فروش اعضای بدن و کولبری و سوختبری و زبالهگردی و کارتنخوابی و … یک امر طبیعی در جامعه تفسیر میشود و عاملان آن، نه از جانب «دولت»، بلکه خود «مردم» هستند و نیروها و ارگانهای نظام، حق مسلم دارند که «آتش به اختیار» عمل کنند. اعدام بکنند یا به رگبار ببندند زیرا که اصل به «حفظ نظام» است. کشتار روزانه کولبران کرد و سوختبران بلوچ و ضرب و شتم روزانه مردم در زمره چنین «آتش به اختیار» عملکردنی است.
از نظر علی خامنهای و مطیعان امرش، ایران کنونی «دمکراتیکترین» و «امنترین» کشور در جهان است که «منتخبترین» و «مقتدرترین» و «با اقتصادترین» دولت را دارد و کشوری است که نه «امریکا» و «غرب» توانسته علیه آن اقدام نظامی بکند و نه «داعش» و «القاعده» و… توانستهاند در آن کاری بکنند. زیرا که «مردم» ایران به «دولت» و «ولی فقیه» عشق میورزند و دولت و ولی فقیه نیز در مهرورزی به مردم «برترین» هستند. عجبا!!
از نظر علی خامنهای، انسانها، کالا و «زنان» دست چندم آن هستند. «مرد»ها بر زنان برتری دارند و زنان حق گرفتن طلاق و یا حق قرارگرفتن در پستهای مهم دولتی ندارند. زیرا که زنان اعتبار خود را از مردها میگیرند. به همین دلیل است که از نظر ولایت، در سرکوب و دستگیری و شکنجه و اعدام، زنان برتر و شایستهترند و در اولویتند. در قانون و فرهنگ نهادینه شده این حکومت، زنی که توسط بستگانش به قتل میرسد قاتلش «آزاد» و وقتی مردی به دست همسرش به قتل میرسد قاتل سزاوار «مرگ» میگردد.
حفظ حکومت اوجب واجبات
از نظر علی خامنهای، دروغ گفتن به سهولت و فریبدادن امری رایج و دجالیت مشروع است. زیرا برای «حفظ نظام»، هر جنایت و تاکتیکی مجاز است! شیطانسازیها و توطئهچینیها علیه مخالفان رژیم از این دستهاند!
از نظر ولایت فقیه، پدیده «کروناویروس» و «سیل» و «زلزله» و مرگ و بیخانمانی صدهاهزار نفر ایرانی «موهبت الهی» است که باید آن را «فرصتی» دانست برای حفظ ولایت و اسبابی برای «لغو تحریمهای بینالمللی».
از نظر علی خامنهای، طرحهای ولایی «کودک همسری» و «فرزندآوری» و… ایران را «جوانترین» کشور و «شادترین» و «باسوادترین» کشورهای جهان خواهد کرد و نه کنارگذاشتن نقض حقوقبشر و تولید سلاح اتمی و جنگ و ترور و کشتار و توسعهطلبی و کشورگشایی و تهدید و ارعاب در جامعه و پروژههای انسانی و خدماتی در جهت تامین نیازمندیهای اولیه انسانها برای داشتن یک زندگی سالم!
همه ما به یاد داریم که بخش اعظم کسانی که در زندانهای ایران اعدام و قتلعام شدهاند یا در خیابانها به رگبار بسته شدهاند از جوانترین و شادترین و باسوادترینهای جامعه ایران بودهاند که از «ابتدائیترین» حقوق خود در رژیم ولایت محروم بودهاند!
از نظر علی خامنهای، فروش آب و هوا و خاک ایران و دیگر سرمایههای مردم ایران توسط حکومت به کشورهایی همچون چین و روسیه و انعقاد قراردادهای چند میلیارد دلاری بر سر آن، پروژههای ضدانسانی از قبیل تولید سلاح اتمی، حفظ دیکتاتوری سوریه و کشتار مردم آن کشور، تامین سلاح و تجهیزات و زندگی مرفه برای گروههای تروریستی در عراق و یمن و لبنان و دیگر کشورها، تاسیس ارگانهای تروریستی از قبیل «مدافعان حرم» و «مشاوران نظامی» و… در خارج از ایران، و… بلامانع است. در حالی که در داخل ایران، یک انسان از داشتن واکسن ضدکرونا محروم، به بهانه دزدی یک گوسفند اعدام، به علت فقر اعضای بدنش را برای نجات فرزندانش میفروشد و…
شایسته این است که به زبان قرآن خطاب به ولی فقیه و مطیعان و رژیمش گفته شود که: «نفرین به شما و انچه میپرستید».
به همین دلیل است که مردم ایران در قیامهای خود همواره خواهان تغییر حکومت و سرنگونی رژیم ولایت فقیه بوده و هستند!
عبدالرحمان گورکی، نویسنده و تحلیلگر سیاسی







